تبليغاتX
ارتش شاهنشاهی ایران
امروز 

چهارشنبه 1386/05/31

آشنایی با ناوهای هواپیمابر فعال جهان

ناوهاي هواپيمابر

Aircraft Carriers

 

ناوهاي هواپيمابر، به طور معمول، بزرگترين كشتي نيروهاي دريايي محسوب مي‎‏شوند. يك ناو كلاس نيميتز، با دو رآكتور هسته‏اي و چهار توربين بخار به حركت در مي‏آيد و طولي معادل 333 متر و قيمتي در حدود 4.5 ميليارد دلار دارد. ايالات متحدهء آمريكا، بزرگترين كاربر ناوهاي هواپيمابر در جهان است كه تعداد 11 ناو هواپيمابر فعال و در حال خدمت در اختيار دارد. اتحاد جماهير شوروي نيز پيش از فروپاشي، يكي از قدرتهاي بزرگ در زمينهء استفاده از ناوهاي هواپيمابر محسوب مي‎شد كه امروزه به بدبختي و فلاكت افتاده است. ناوهاي هواپيمابر، اساس قدرت ايالات متحده محسوب می‏شوند.

 

 

جت بدون سرنشين X-47 Pegasus بر روي عرشهء ناو هواپيمابر

 

 

ناوهاي هوايپمابر همواره با تعدادي از شناورهاي جنگي به منظور پشتيباني رزمي و محافظت همراهي مي‏شوند كه به اين گروه كشتي‏ها، به طور معمول «گروه نبرد» يا «گروه همراه» مي‏گويند كه در اصطلاح نام carrier battle group (گروه ضربتي ناوهواپيمابر) يا يك ناوگروه ضربتي (carrier strike group) را مي‏دهند. كشتي‏هاي پشتيباني كنندهء هر ناو هواپيمابر، به طور معمول شامل سه يا چهار شناور بدين شرح هستند: رزمناو مجهز به سامانهء دفاعي (نظير Aegis)، ناوشكن، يك يا دو ناوچه و دو يا سه زيردريايي تهاجي. وظيفهء اين گروه، محافظت ناو هواپيمابر در برابر حملات هوايي، موشكهاي ضدكشتي، تهديدات زيرآبي و هر خطري باشد كه ناو هواپيمابر و بقيهء گروه را مورد تهديد قرار دهد. پشتيباني لجستيكي اين گروه، با تركيبات گوناگوني از سلاح‏ها و مهمات، روغن‏هاي مورد نياز موتورها، و كشتي‏هاي آذوقه‏بر فراهم مي‏گردد.

 

 

ناو هواپيمابر 100 هزار تني يو‏ اس اس نيميتز

 

 

كاتاپولت

محدوديت ايجاد شده براي هواپيماهايي كه قرار است در ماموريتهاي مختلف شركت نمايند و از عرشهء ناو به راحتي برخاست نمايند، به دليل فقدان پرتابگر ويژه (كاتاپولت) بر روي عرشهء اين ناوها بود. با توجه به كوتاه بودن نسبي طول عرشهء يك هواپيمابر نسبت به يك باند معمول زميني، و همچنين با عنايت به اينكه يك هواپيماي بازگذاري شده با بمب، بسيار سنگين‎تر از هواپيماي بارگذاري شده با موشك مي‏‎باشد، چنين هواپيمايي، هيچگاه به شتاب لازم جهت برخاست از عرشهء ناوهواپيما دست پيدا نخواهد كرد. هواپيماهاي عظيم‏الجثه‏اي نظير F/A-18E كه ويژهء عمليات ضربتي از طريق پرتابگر ويژهء ناو (كاتاپولت) به هوا فرستاده مي‎شوند، پس از خروج از عرشه، اندكي نزول ارتفاع پيدا مي‏كنند. كاتاپولت، به كمك موتورهاي هواپيما آمده و به هواپيما اجازه مي‏‎دهد كه قبل از برخورد به سطح دريا، به سرعتي بالاتر از سرعت واماندگي دست يابد. (هواپيماهاي بدون سلاح يا آنهايي كه سبك بارگذاري شده‏اند، به طور معمول نيروي كافي براي صعود دارند)

 

 

Ski-Jump

براي كمك به برخاست هواپيما در ناوهاي هواپيمابر فاقد كاتاپولت، در انتهاي عرشه، از وسيله‏اي جهت كمك به پرش به نام Ski-Jump استفاده مي‎شود. هواپيما به هنگام برخاست، به سمت مقابل و بالا شتاب گرفته و با كمك پس‏‎سوز موتورها و سيستم Ski-Jump بلند مي‏شود. در نتيجه هواپيما به هنگام برخاست، داراي زاويهء بالاتر نسبت به حالتي خواهد بود كه از عرشه‏اي صاف و بدون زاويه بلند شود. با اين روش، هواپيماهايي كه با موشكهاي سبك‎وزن هوا به هوا بارگذاري شده‏اند، قادر به برخاست از ناوهاي فاقد كاتاپولت مي‏شوند. با اين حال، هواپيمايي كه با مهمات سنگين نظير انواع بمب بارگذاري شده باشد، پس از ترك عرشه، دچار واماندگي شده و زمان كافي براي شتاب‏‎گيري و عدم برخورد با دريا نخواهد داشت.

 

ناو هواپيمابر آدميرال كوزنتسف، متعلق به نيروي دريايي روسيه، مجهز به عرشهء زاويه دار

 

  

 

چه كشورهايي داراي ناو هواپيمابر هستند؟

امروزه در كل جهان، 21 ناو هواپيمابر فعال در اختيار 9 کشور قرار دارد، ضمن اینکه 10 کشور دارای ناوهواپیمابر هستند:

1- ايالات متحده آمريكا: 15 ناو هواپيمابر (در حال خدمت يا استراحت يا ساخت)

2- بريتانيا: (6 ناو هواپيمابر، 4 در خدمت و 2 در حال ساخت)

3- فرانسه: يك ناو (شارل دوگل)

4- ايتاليا: (كاوور) (در حال ساخت)

5- روسيه: يك ناو فعال (آدميرال كوزنتسف)

6- هند: يك ناو (آدميرال كورشكوف) (خريداري شده از روسيه)

7- چين: (Varyag) (غيرفعال، خريداري شده از اوكراين)

8- اسپانيا: (دو ناو هواپيمابر، يكي در حال خدمت و يكي در حال ساخت)

9- برزيل: (São Paulo) (خريداري شده از فرانسه)

10- تايلند: (HTMS Chakri Nareubet) (خريداري شده از اسپانيا)

 

همچنين كشورهاي كره جنوبي، بريتانيا، كانادا، چين، هند، ژاپن، استراليا، شيلي، سنگاپور و فرانسه از جمله كاربران ناوهاي هليكوپتربر به شمار مي‏روند.

 

اكنون كه در اوائل قرن 21 ام قرار داريم، ناوهاي هواپيمابر فعال، در حدود 1250 فروند هواپيما را حمل مي‏كنند. از اين تعداد، 1000 فروند به ايالات متحده تعلق دارد. پس از آمريكا، بريتانيا و فرانسه از كاربران عمدهء اين ناوها به شمار مي‏روند، هرچند كه ايالات متحده با فاصلهء بسيار زيادي در صدر آنها قرار دارد.

 

 

ادامه دارد.

نوشته شده توسط Arash در 16:4 | موضوع: ناوهای هواپیمابر
• لينک ثابت   • 

دوشنبه 1386/05/29

آيا شتابان به سمت جنگي ناخواسته پيش مي‏‎رويم؟

آيا شتابان به سمت جنگي ناخواسته پيش مي‏‎رويم؟

ژنرالهای امريکائی مستقر در بغداد، گوئی با هم قرار گذاشته‏اند، که هر روز يکی از آنها در مصاحبه‏های مطبوعاتی شرکت کرده و خبرسازتر از ژنرال قبلی، ايران را طرف جنگی اصلی امريکا در عراق اعلام کنند. اين روندی است که از امريکا و درون کاخ سفيد هدايت می‌شود. نه تنها محرمانه هدايت نمی‏شود، بلکه رسمی و علنی نيز نکات تکميلی- سياسی اين مصاحبه‏ها از سوی سخنگويان کاخ سفيد، سخنگوی وزارت خارجه و شخص بوش و يا وزير دفاع و يا وزير خارجه بيان می‌شوند.

 

مجموعه اظهارات و مصاحبه‏های هفته‏های اخير که شتاب نيز گرفته اگر در کنار هم گذاشته شود، جز اين نتيجه‏ای بدست نمی‏آيد: امريکا نه گروههای ترور و انفجار، بلکه ايران را طرف اصلی خود درعراق می‌داند. اگر اين وضع و اين سياست ادامه يابد، به تدريج امريکا به خود اجازه خواهد داد برای مقابله با واحدهای سپاه پاسداران عملياتی را در خاک ايران آغاز کند. اين که در آستانهء تشکيل جلسه شورای امنيت سازمان ملل اين بخش از سياست امريکا تشديد شده، خوش‏بينانه‏ترين حدس و گمان است، زيرا پس از جلسه شورای امنيت می‏تواند فروکش کند. اما شواهد نشان مي‏دهد که مسئله فراتر از جلسهء شورای امنيت و حتی فراتر از فعاليتهای اتمی ايران است.

 

اگر بخشی از آنچه ژنرال‏های آمريکائی ادعا می‏کنند واقعيت داشته باشد، سپاه پاسداران نيز به استقبال اين روياروئی رفته و يا برای پرهيز از درگيری مستقيم با ارتش امريکا درداخل خاک ايران، جلوجلو درگيری را درعراق ترتيب داده است. هر تفسير و تصوری از اخبار هفته‏های گذشته داشته باشيم، مانع از شناخت سرانجام شتاب گرفتن انتشار اخبار و مصاحبه‏هائی که در بغداد انجام می‏شود نمی‏تواند بشود. اين شتاب می‏خواهد بگويد جنگ شروع شده، پيش از آنکه حمله آغاز شود!

 

1- يك افسر ارشد سابق سازمان اطلاعات مرکزی امريکا (سيا) در آخرين شماره مجله تايم با عنوان «پيش درآمد حمله به ايران» نوشت: مقامات واشنگتن به من می‏گويند با ضربهء شديد نظامی به واحدهای سپاه پاسداران و بمباران تاسيسات اتمی ايران با استفاده از بمب‏افكن‏هاي سنگين B-52 و موشكهاي كروز موافق‏اند. با انتشار خبرهای مربوط به انتقال ابزارهای انفجاری وسلاحهای ساخت ايران به عراق، باوری ميان نومحافظه‌كاران آمريکا وجود دارد كه بهانه‌ء حمله آمريكا به ايران را تقويت می‌كند و آن اين كه سپاه مانع دمکراسی در ايران است و با سقوط آن 30 سال جنگ و خصومت پايان می‌يابد. ابزارهای انفجاری سرهم‌بندی شدهء سپاه پاسداران بهانه‌ای برای دولت است كه به ايران حمله كند.

 

2- يک ژنرال ارشد آمريکايی نيز روز گذشته - يکشنبه، 28 مرداد ادعا کرد که حدود 50 عضو سپاه پاسداران در داخل عراق سرگرم آموزش نيروهای شيعه برای حملات عليه نيروهای آمريکايی و عراقی هستند. آنها در استانهای بابل، کربلا، نجف و در مناطق جنوبی خارج از بغداد مستقر شده اند. مرز ميان ايران و عراق به راحتي نفوذپذير است و اعضای سپاه قدس، به راحتی از طريق اين مرز وارد عراق شده و از آن خارج می‌شوند. سلاح‏های ساخت ايران به دست افراطيون سنی عراق نيز می‌رسد.

 

 

 

 

ايا پس از قرار گرفتن سپاه پاسداران در ليست سازمانهاي تروريستي، نوبت به حاکميت می‏رسد؟

پس از گزارشهايی که مطبوعات امريکا طی هفته‏های گذشته پيرامون سرگشتگی کاخ سفيد در انتخاب يک سياست واحد در قبال ايران منتشر کردند، شايد اخبار چند روز اخير را بتوان نقطهء عطفی در رويارويی کاخ سفيد با ايران دانست.

 

پس از اخطار بوش به ايران که بايد هزينهء اقدامات خود را بپردازد، اخبار تصميم جديد دولت آمريکا منتشر شد که مشغول بررسی تروريست اعلام کردن سپاه پاسداران و يا سپاه قدس از زيرمجموعه‏های سپاه پاسداران به دليل فرستادن سلاح و دخالت در امور کشورهای عراق، افغانستان، لبنان و فلسطين است. اولين بار است که نيروی نظامی يک کشور از سوی آمريکا در ليست تروريسم قرار می‏گيرد. در کاخ سفيد موافقان تروريست اعلام کردن سپاه معتقد هستند که چون سپاه قدس امکانات خود را از سپاه پاسداران دريافت می‏کند و مطمئنن رهبران سپاه پاسداران در جريان فعاليتهای سپاه قدس هستند پس کل سپاه را بايد به عنوان مجموعهء تروريستی تحت فشار گذاشت. اگر اين شيوهء استلال با تروريست اعلام کردن کل سپاه مورد تاييد دولت آمريکا قرار گيرد اين خطر را در پی خواهد داشت که به همين شيوه در مرحلهء بعد کل حاکميت را به بهانه حمايت و آگاهی از فعاليتهای سپاه، تروريست بنامند.

 

 اين اقدامات همه بخشی از فشارهای سياسی است که برای متزلزل ساختن پايه‏های حکومت ديني ايران و متوقف کردن فعاليتهای هسته‏ای ايران و منع دخالتش در عراق به مرحله اجرا گذاشته شده است. بسياری از زيرساختهای اقتصادی کشور، پروژه‏های عمرانی بزرگ، صنعت نفت، فرودگاههای کشور و به خصوص فرودگاه بين‏المللی امام (که قرار بود نقش کانال ترانزيت شمال به جنوب و شرق به غرب را ايفا کند)، مترو، صنايع مرتبط با مخابرات، واردات شكر، صادرات ميلگرد و ... همه بخشی از فعاليتهای اقتصادی رسمی سپاه را شامل می‏شوند و با تروريست اعلام شدن سپاه، عملن بخش عمدهء اقتصاد کشور زير چتر تحريم رفته و اقتصاد کشور فلج خواهد شد و کليه حسابهای مالی موسسات وابسته به سپاه در سراسر دنيا مسدود خواهد شد.

 

به گزارش روزنامه نيويورک تايمز کاندوليزا رايس در مذاکراتی که با همتايان اروپايی خود داشته است به آنها متذکر شده که هرگونه تاخير در تاييد تحريمهای اقتصادی شديدتر عليه ايران در شورای امنيت باعث خواهد شد تا آمريکا دست به اقدامات يک جانبه بزند. به گفته همان روزنامه تصميم دولت بوش در مورد سپاه  فشار طرفداران حمله به ايران در کاخ سفيد را تا حدودی کاهش مي‏دهد و همچنين اخطاری به شرکای آمريکا خواهد بود تا از تحريم‏های شديدتر عليه ايران در شورای امنيت دفاع کنند. تاکنون 42 سازمان از سوی دولت آمريکا در ليست سازمانهای تروريستی خارجی قرار گرفته‏اند که القاعده، حزب الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی از آن جمله هستند.

 

گسترده‏تر شدن دامنهء بحران روابط ايران و آمريکا به حدی است که بسياری از رسانه‏های بين‏المللی از جمله بی‏بی‏سی و ورلد نيوز  را به گمانه‏زنی در مورد نزديک شدن زمان حمله به تاسيسات اتمی ايران واداشته است. رادلف جيليانی و ميت رومنی دو نامزد  کانديداتوری رياست جمهوری از سوی حزب جمهوری‏خواه در مناظرهء خود اعلام کرده‏اند که استفاده از سلاحهای اتمی عليه ايران به عنوان اقدامی پيشگيرانه برای جلوگيری از هسته‏ای شدن ايران را رد نمی‏کنند، ضمن اينکه به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس دولت بوش از سال گذشته استفاده از سلاح هسته‏ای در حمله به ايران را مد نظر قرار داده است. به گزارش نيويورک تايمز يکی از شرايط فروش تسليحات به عربستان نيز استقرار کل اين تجهيزات در شرق عربستان و صرفن برای استفاده عليه ايران است.

  

 

مقامات واشنگتن به من می‏گويند با ضربهء شديد نظامی به واحدهای سپاه پاسداران و بمباران تاسيسات اتمی ايران با استفاده از بمب‏افكن‏هاي سنگين B-52 و موشكهاي كروز موافق‏اند

 

 

سفرا و کارداران مرتبط با سپاه پاسداران به تهران باز گردانده می‏شوند

از ابتدای هفته‏ای که گذشت چند طرح ضربتی در وزارت خارجه جمهوری اسلامی به اجرا گذاشته شده است که نمی‏تواند بی ارتباط با تهدید امریکا برای قرار دادن سپاه پاسداران در لیست تروریسم جهانی و محاکمه فرماندهان سپاه که در اربیل دستگیر شده و درعراق زندانی‏اند نباشد. از جمله احضار سریع چند سفیر و دبیر دوم سفارتخانه‏ها، دستور فوری برای پاك کردن مشخصات و عکسهای سفرا، کارداران و به ویژه دبیردوم‏های سفارتخانه‏ها از روی سایت وزارت خارجه جمهوری اسلامی، دستور به سفارتخانه برای مسدود کردن سایتهای اینترنتی ویژهء خود.

 

در همین ارتباط ناصر سرمدي پارسا بازجوی دهه 60 زندان اوین و از نقش‏آفرینان فلج‏سازی رسیدگی به پرونده قتلهای زنجیره‏ای فورن به تهران فراخوانده شده است. ناصر سرمدی پس از یک گزارش محرمانه به علی خامنه‏ای در باره قتلهای زنجیره‏ای، از ایران خارج و سفیر جمهوری اسلامی در تاجیکستان شد. او که از سوی خاتمی به عنوان یکی از سه مامور رسیدگی به پرونده قتلهای زنجیره‏ای تعیین شده بود، در یک گزارش محرمانه برای شخص خامنه‏ای به وی اطلاع داد که این ماجرا (رسیدگی به قتلهای زنجیره‏ای) به تدریج به سمت شما در حرکت است و من از آن تبری می‏جویم. به دنبال این گزارش و به عنوان تشویق و همچنین دور شدن از ایران و در معرض سئوال و توجه قرار گرفتن، سفیر جمهوری اسلامی در تاجیکستان شد.

 

سرمدی از بازجویان اوین در دهه 1360 بود که از پاسداران واحد امنیتی سپاه به اوین انتقال یافته بود. این احتمال که به سرمدی پست ومقام مهمتری- حتی در بخشهای امنیتی- داده شود هست، اما قطعن او را برای پست و مقامی در خارج از کشور در نظر نخواهند گرفت. وی مدتی معاون وزير و مسئول اداره امنيت ملي و اداره امنيت داخلي وزارت اطلاعات در زمان وزارت دری‏نجف‏آبادی بود.

 

 

 

 

دستگيری افسر ارشد سپاه در بغداد

انفجار يک خودرو سپاه پاسداران و کشته شدن 6 سرنشين آن

سخنگوی ارتش آمريکا درعراق اعلام کرد که يک افسر ارشد سپاه پاسداران را در بغداد دستگير کرده‏اند. اخبار مربوط به اين دستگيری از هفته گذشته به صورت زمزمه‏هائی در برخی محافل سياسی تهران جريان داشت اما جزئيات آن مشخص نبود و هويت کامل فرد دستگير شده نيز معلوم نبود. به اين شايعات سخنگوی ارتش آمريکا سرانجام خاتمه داده و اعلام داشت که فرد دستگير شده از افسران سپاه قدس وابسته به سپاه پاسداران است که در جريان يورش به شهرک صدر در آستانه سفر نوري المالکی به تهران دستگير شده است. سخنگوی مزبور همچنين اعلام داشت که درجريان اين يورش و دستگيری سه عضو ارشد سپاه پاسداران نيز کشته شده‏اند. اين سخنگو سرهنگ کريستوفر گارور نام دارد و مدعی شد که افسر دستگير شده سپاه مسئول  انتقال بمب‏های قوی کنار جاده ای (EFP)، راکت‏های کاتيوشا و ساير تسليحات از ايران به عراق و توزيع آن ميان گروههای شبه نظامی بوده است. ارتش امريکا در عراق همچنين اعلام کرد که در جريان حمله به استان نينوا موفق به کشف موشکهای 240 ميلی‏متری ساخت ايران شده است. سپاه قدس از سوی مقامات امريکا مسئول کمک‏رسانی به گروههای نظامی خاورميانه از جمله حماس، جهاد اسلامی، انصارالسلام، فتح‏السلام و حزب الله لبنان است.

 

به موجب يک خبر ديگر، براثر انفجار بمب کار گذاشته شده در منطقه مرزی حاج عمران يک خودوری نظامی نيروهای سپاه پاسداران ايران منهدم شده و شش تن سر نشين خودرو کشته شده‏اند. حادثه در منطقه برده‏ناز روی داده است. به اين ترتيب، عملن ايران و امريکا در حال تبديل شدن به دو طرف جنگ در عراق هستند.

 

 

نام مقامات عالی ج.ا در قطعنامه سوم شورای امنيت

سخنگوی وزارت خارجه فرانسه اعلام کرد: دولت جديد فرانسه  قصد دارد به قطعنامه سوم شورای امنيت سازمان ملل عليه ايران، بندی را اضافه کند که به موجب آن با مقامات عالی جمهوری اسلامی که از برنامه اتمی و عدم پذيرش قطعنامه‏های شورای امنيت دفاع می‏کنند برخورد جهانی خواهد شد. وی اعلام نداشت که منظور چه برخوردی است و شامل چه تصميماتی می‏شود، اما ظاهرن سفر به خارج از ايران – حتی از نوع سفرهائی که احمدی‏نژاد به کشورهای دور و بر ايران می‏کند- در ليست اشکال اين برخورد است. سخنگوی وزارت خارجه فرانسه گفت که ليست از نام مقامات جمهوری اسلامی نيز برای مقابله با آنها تهيه شده است.

 

فرانسه و آلمان بزرگترين طرفهای تجاری جمهوری اسلامی در اروپا به حساب می‏آيند و تشديد مواضع غيردوستانهء فرانسه با جمهوری اسلامی می‏تواند متاثر و يا نتيجه سفر اخير رئيس جمهور تازه انتخاب شده فرانسه نيكولاي سارکوزی باشد که برای نخستين بار از بعد از جنگ دوم جهانی، می‏رود تا فرانسه را نزديکترين متحد نظامی و سياسی آمريکا کند. اروپايی‌ها با اقدام امريكا در مورد برخورد با سپاه پاسداران مخالفت نموده‌اند، اما دستگاه ديپلماسی دولت تازه‏وارد ساركوزی كه به تازگی از سفر آمريكا بازگشته، گوی سبقت مخالفت با ايران را از آمريكايی‏ها ربوده و شديدتر از آمريكا قصد برخورد با رهبری جمهوری اسلامي و مقامات عالی‌رتبه ج.ا را دارد.

 

 

واکنش به طرح «قرارگرفتن سپاه در ليست تروريسم» و حضور ناگهانی حسين شريعتمداری در تلويزيون

ج.ا به سوی آزمايش اتمی؟

آيا سران نظام ج.ا تصميم به خروج از NPT  گرفته‏اند؟

شليک موشك سام-7 به هليکوپتر نظامی ايران هنگام مانور در مرزهای کردستان ايران وعراق که منجر به سقوط آن و کشته شدن 6 نظامی شد و دليل آن بدي آب و هوا اعلام شد! و همچنين ماجرای هواپيماربائی در مسير قبرس- ترکيه نيز ادامه حوادثی است که بی‏ارتباط با ماجرای قرار گرفتن سپاه در ليست تروريسم و قرار گرفتن فهرست مقامات عاليرتبهء جمهوری اسلامی به پيشنهاد فرانسه در قطعنامه جديد شورای امنيت برای مقابله با آنها نيست.

 

در ادامهء بحث‏های جاری در راس حاکميت ج.ا ، به دنبال آغاز زمزمهء قرارگرفتن سپاه پاسداران در ليست تروريسم جهانی و همچنين محاکمهء دستگيرشدگان مرکز اربيل، شب گذشته حسين شريعتمداری را بار ديگر برای تهديد غيرمستقيم به سيمای جمهوری اسلامی آوردند. حسين شريعتمداری که در برنامه نگاه يک کانال اول سيمای جمهوری اسلامی ظاهر شده بود، بی‏مقدمه و بی‏آنکه موضوع دعوت و مصاحبه با فعاليتهای اتمی جمهوری اسلامی در ارتباط باشد گفت: «دو سال و نيم پيش ما تنها کسانی بوديم که گفتيم بايد از ان‏پی‏تی خارج شد و الان مسئولان نظام هم به همين نتيجه رسيده‏اند.» اين سخن چنان غافلگيرکننده و خارج از چارچوب مصاحبه و گفتگو بود که مجری برنامه تا مدتی گيج شده بود چه واکنشی از خود نشان بدهد و مرتب دستياران کنار دوربين و اتاق فرمان را نگاه می‏کرد تا بلکه به ياری‏اش آمده و اطلاع بدهند موضوع چيست و چه واکنشی بايد داشته باشد تا سرنوشت فرزاد حسنی در برنامه کوله پشتی و مصاحبه با فرمانده نيروی انتظامی تهران بزرگ سردار رادان را پيدا نکند!

 

معنای ساده اين سخن شريعتمداری اين است که سران نظام که قطعن رهبر جمهوری اسلامی مورد اشاره است، خروج از ان‏پی‏تی را تائيد کرده‏اند و اين سخن و تصميمی است که اهل فن معنای نظامی و سياسی آن را بايد درک کنند. اين خروج، يعنی رفتن به سوی آزمايش اتمی. کاری که کره شمالی کرد.

 

حسين شريعتمداری در مصاحبه شب گذشته خود نگفت که منظورش از ما چه کسانی است اما قطعن منظورش اعضای هيات تحريريهء روزنامه کيهان نيست و اين ما را بايد در ميان فرماندهان ارشد سپاه پاسداران، برخی اعضای شورای نگهبان و دفتر رهبری جستجو کرد.

 

آنچه شريعتمداری شب گذشته در سيمای جمهوری اسلامی گفت حکايت از يقين بيشتر و قطعی‏تر روياروئی با خطر حمله به ايران است و در بحث‏های پشت صحنه، تصميم به قرار دادن سپاه در ليست تروريسم و محاکمه دستگير شدگان اربيل حجت را تمام کرده است. به احتمال بسيار زياد، بی پرواتر سخن گفتن هاشمی رفسنجانی برای کاهش تنش ميان ايران و امريکا در روزهای اخير با اطلاع از بحث‏های پشت صحنه در باره همين ماجراجوئی نظامی بايد باشد که اکنون حسين شريعتمداری آن را اعلام کرده است.

 

نوع مطالبی که احمدی نژاد در سفر قرقيزستان خود عنوان کرد و در واقع يکبار ديگر و پس از چند ماه وقفه دوباره آن سخنان را پيش کشيد بايد با آگاهی از همين نتيجه‏گيری‏ها در داخل کشور باشد. سخنانی که يادآور حرفهای احمدی‏نژاد درباره اسرائيل و آمريکا در هفته‏های نخست رئيس جمهور شدن وی است.

 

دو حادثه نيز اين روند و اين نتيجه گيری از مصاحبه شب گذشته حسين شريعتمداری را تائيد می‏کند. نخست سقوط يک هليکوپتر نظامی جمهوری اسلامی در جريان يک مانور نظامی در کردستان ايران و در حوالی مرزهای مشترک ايران و عراق که 6 قربانی نظامی و سپاهی داشته است. دوم ماجرای ربوده شدن يک هواپيما در مسير ترکيه- سوريه.

 

درباره حادثه نخست عمدتا تاکنون حدس و گمان‏هائی انتشار يافته است که يکی از آنها هدف قرار گرفتن اين هليکوپتر از داخل خاک عراق است. گرچه گفته می‏شود گروه های کرد ايرانی به سمت اين هليکوپتر شليک کرده‏اند، اما دقت هدف‏گيری و نوع موشکی که باعث سرنگونی اين هليکوپتر شده بيش از ظرفيت و خودستائی اين گروههاست!

 

در مورد ربوده شدن هواپيمای مسير قبرس – ترکيه نيز، تاکنون اخبار ضد و نقيضی انتشار يافته اما عجلهء سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی برای تکذيب وابستگی دو هواپيما ربا به جمهوری اسلامی خود نشان دهنده پيشدستی برای خنثی‏سازی اتهامی است که مطبوعات منطقه به آن پوشش داده‏اند. از جمله اينکه دو هواپيماربا به چند زبان و از جمله فارسی صحبت می‏کرده‏اند و خواست آنها فرود هواپيما در ايران بوده است. حتی اگر اين ماجرا يک توطئه تبليغاتی عليه سپاه و جمهوری اسلامی هم بوده باشد، بازهم تائيدکنندهء جنجال و افکار عمومی ساختن پيرامون تصميمی است که امريکا دربارهء سپاه پاسداران می‏خواهد بگيرد.

 

چند سال پيش در محافل سياسی، منتقد بسيار تند کيهان و موضع‏گيری‏های حسين شريعتمداری که بارها خواهان برکناری او شده بودند، اين نقل قول از علی خامنه‏ای رهبر جمهوری اسلامی نقل محافل بود که: «گله به سگ هم نياز دارد»

 

سپاه پاسداران با فراهم ساختن شرايط تهييجی خود را برای حکومتی يکدست‏تر آماده می‏کند. نبايد فراموش کنيم که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هر چند در آغاز پيدايش با استقبال مردم روبه‏رو بود و در سالهای نخستين به عنوان نيروی مدافع تماميت سرزمينی ميهن شناخته می‏شد، ولی به مرور در وجدان عمومی به نيروی ادامه دهندهء جنگ، به کشتن دهندهء جوانان  و بازوی سرکوب حکومت ديني تبديل شده است.

 

دولت نهم و مجلس هفتم نشان دادند، که جامعهء متکثر ايران اگر امکان حضور و بروز حداقلی هم در قوای مملکت داشته باشد، برقراری حاکميت يکدست رويايی بيش نيست. به همين دليل حاکميت نيمه‏يکدست بر اين تصور است که جز با ديکتايوری سپاه و بسيج چنين حاکميتی ممکن نخواهد شد. آيا چنين رويائی نيز در صورت تحقق می‏تواند به حکومت يکدست در جمهوری اسلامی بيانجامد؟ پويايی جامعه ايران و ذات چندگانهء جمهوری اسلامی نشان خواهد داد که اين رويا نيز متحقق نخواهد شد و حاکميت يکدست‏تر آينده نيز دچار چنددستگی خواهد شد. در فاصله اين يکدست‏تر شدن و چنددستگی ذاتی، آنچه از سايه بيرون می‏آيد خطر آن کودتائی است که در بالا به آن اشاره کردم. به احتمال قوی مرحله سوم رهبری درجمهوری اسلامی با اين چالش آغاز خوهد شد. چالشی که آمريکا نيز روی آن سرمايه‏گذاری کرده و از جمله دلائل احتمالي گنجاندن سپاه پاسداران در ليست تروريسم جهانی نيز می تواند همين نکته باشد.

 

احتمال ديگر کدام است و چرا بايد روی اين احتمال چنان حساب باز کرد که بتوان توطئه بالا را خنثی کرد:

نيروهای سنتی در مجلس خبرگان دست بالا را دارند و آن را حفظ خواهند کرد. رهبری کنونی که رئيس‏جمهور مطابق ميل خود را سرانجام يافته است، خود نيز در ناتوانی وی در ادارهء دولت و مملکت بايد متحير مانده باشد. تنها راه، چيرگي كامل سپاه پاسداران بر تمامي اركان سياسي و اقتصادي كشور است، يعني يك كودتاي نظامي خزنده و آرام كه پيش‏‎زمينه‏اش، اجراي طرح‎هاي ضدمردمي نظير ارتقاء امنيت اجتماعي است كه به واسطهء اجراي آن، حاكميت ديني، قدرت خود را به رخ مردم بكشد و آنها را مرعوب كند تا در صورت درگيري نظامي با آمريكا، اتفاقي چون صربستان روي نداده و مردم در خانه‏هاي خود بمانند.

 

  

اجراي طرحهاي ضدمردمي نظير ارتقاء امنيت اجتماعي به دلیل آن است كه با اجراي آن، حاكميت ديني، قدرت خود را به رخ مردم بكشد و آنها را مرعوب كند تا در صورت درگيري نظامي با آمريكا، اتفاقي چون صربستان روي نداده و مردم در خانه‏هاي خود بمانند

نوشته شده توسط Arash در 18:31 | موضوع: پیش به سوی بحران
• لينک ثابت   • 

یکشنبه 1386/05/28

آشنایی با جنگنده شکاری ضربتی Nesher

IAI Nesher

 

נשר

 

هنگامي که به تاريخ جنگهاي اعراب و اسرائيل  مي نگريد، به اسم جنگندهء ناآشنايي چون «نشر» بر مي خوريم. توليد اين جنگنده در سالهايي که اسرائيل با دولتهاي عربي، دست و پنجه نرم مي کرد و دچار مشکلات فراواني براي تهيهء ادوات و هواپيماهاي نظامي مورد نياز خود بود، بسيار قابل توجه است. اين راهي است که کشور ما نيز بايد آن را بپيمايد تا قسمتي از هواپيماهاي نظامي مورد نياز خود را بتواند در داخل توليد نمايد.

 

 

«نشر» اولين جنگنده اي بود که در اسرائيل توليد شد و با توليد بسيار موفق اين جنگنده،‌ راه براي ساخت جنگنده هاي پيشرفته تر «کفير» و «لاوي» هموار گشت. در آن زمان، نيروي هوايي اسرائيل (IAF) ملاحظه کرد که اين جنگنده، به طور موقت، توان نيروي هوايي را به ميزان قابل ملاحظه اي بالا مي برد. در واقع توليد و ورود به خدمت اين جنگنده، يک دورهء مياني قبل از در سرويس قرار گرفتن جنگنده هاي پيشرفته نظير «لاوي» بود. تجربيات حاصل از توليد و استفادهء «نشر» راهگشاي خوبي براي پيشرفت صنايع هواپيماسازي اسرائيل گشت.

 

قرار بود با ورود به خدمت جنگنده هاي بهتر، هواپيماهاي نشر بازنشست شوند. نشر 10 سال در نيروي هوايي اسرائيل با موفقيت تمام، انجام وظيفه نمود تا به نقطهء اوج خود يعني نبرد يام کيپور (1973) رسيد و در آن جنگ بود که پيروزي هاي فراواني در نبردهاي هوايي و حمله به اهداف زميني اعراب، کسب نمود.

 

 

سابقهء عمليات واقعي
اولين جنگندهء‌ نشر که رسمن به اولين اسکادران عملياتي نيروي هوايي تحويل شد به تاريخ مي 1971 (ارديبهشت 1350) در پايگاه هوايي Hatzor فرود آمد و توسط خلبان باسابقهء نيروي هوايي اسرائیل دني شاپيرا مورد آزمايش قرار گرفت. در طول ماههاي بعد و با موفق بودن طراحي اين جنگنده، تعداد ديگري از اين جنگنده به اسکادرانهاي ناقص ميراژ3 (به دليل جنگ، دولت فرانسه از تحويل مابقي ميراژ3 هاي خريداري شده خودداري نمود. بسیار به دلیل شباهت بسیار زیاد این جنگنده با میراژ۳، بر این عقیده هستند که این جنگنده، کپی ای از میراژ۳ فرانسوی است) اضافه شدند تا اسکادرانهاي ميراژ3، توان عملياتي خود را بازيابند.

هنگامي که تعداد قابل ملاحظه اي از نشرها در IAI (کارخانجات هواپيماسازي اسرائيل) توليد گشتند، دو اسکادران، منحصرن (بدون ميراژ3) از نشرها، تشکيل يافت. اولين اسکادران در پايگاه هوايي Etzion به تاريخ سپتامبر 1972 و ديگري به تاريخ مارس 1973 در پايگاه هوايي Hatzor استقرار يافتند.

با شروع جنگ يام کيپور به تاريخ اکتبر 1973، نيروي هوايي اسرائيل، 40 فروند نشر در سه اسکادران (يک اسکادران اوليه و دو اسکادران جديد) در خدمت داشت. اگرچه نشر در اصل براي حملات عليه اهداف زميني طراحي شده بود، ولي در ضمن جنگ، براي نبردهاي هوايي نيز استفاده شدند. در آن زمان فرمانده نيروي هوايي، تصميم گرفت تا از جنگنده هاي F-4E (فانتوم)، «اسکاي هاوک» و «سار» بر عليه اهداف زميني استفاده کند و از جنگنده هاي ميراژ3 و نشر براي نبرد با هواپيماهاي دشمن و ايجاد برتري هوايي در مناطق درگيري، بهره ببرد.

 

 

سایه نشر اسرائیلی و سه فروند میگ۲۱ منهدم شده مصری (جنگ ۱۹۷۳)

 

نبرد يام کيپور (اکتبر 1973)
در طول نبرد یام کیپور، نشرها به خوبي از عهدهء وظايف خود برآمدند،‌ تعدادي زيادي از ميگها و سوخوهاي اعراب را به راحتي ساقط کردند و نشان دادند که جنگندهء بسيار خوب و مانورپذيرتري نسبت به ميگهاي21 هستند، ضمن اينکه از نظر کيفيت قطعات توليدي نيز در سطح بسيار مناسب و خوبي بودند.

مطابق آماري که بلافاصله پس از اتمام جنگ انتشار يافتند، نشرها در 117 نبرد هوايي (جنگ يام کيپور) شرکت جسته بودند. (65 نبرد هوايي در سوريه و 52 نبرد در مصر) 227 هواپيماي دشمن در اين نبردهاي هوايي ساقط شده بودند که در مقابل تنها 6 فروند جنگندهء ‌نشر، ساقط شده بود که اين 6 جنگندهء نشر نيز در ماموريت شناسايي بودند و توسط پدافند زميني مورد هدف قرار گرفته بودند. در اين ميان، اسکادران نشر متعلق به پايگاه هوايي Etzion سرآمد بقيه بود و 42 هواپيماي اعراب را ساقط کرده بود و تنها يک فروند هواپيماي نشر از دست داده بود.

نشرها در عمليات شناسايي ضربتي چندان موفق نبودند. آنها فقط در چند ماموريت زميني شرکت داشتند: حمله به اهدافي در بلندي هاي جولان و نقاطي در نوار غزه. عمليات در آن مناطق، بسيار سنگين و فشرده بود و هر خلبان نيروي هوايي، مي بايست در طول هر روز، چندين عمليات جنگي را انجام مي داد. نبرد يام کيپور، ثابت نمود که تقويت نيروي هوايي با جنگنده هاي نشر، چقدر عالي و موثر بوده است و مقامات وزارت دفاع را بسيار متقاعد کرد که به ادامهء توليد و توسعهء جنگنده در IAI (صنايع هواپيماسازي) ادامه دهند.

با ورود به خدمت جنگنده هاي «کفير»، به تدريج از نقش عملياتي نشرها کاسته شد. سپس در اواخر سال 1976، همهء ‌جنگنده هاي نشر در قالب دو اسکادران ادغام شدند و به پايگاه هوايي Eitam (جنوب صحراي سينا) انتقال يافتند. در اواخر دههء 1970، با توليد انبوه جنگندهء‌ «کفير»، هواپيماهاي نشر و ميراژ3 با کفير جايگزين شدند.

 

«کفير» کاملن از نشر پيشرفته تر بود، با دارا بودن عملکردي بهتر و سيستم هايي که بسيار پيچيده تر از نشر بود و (با وجود کفير) سرمايه گذاري در جهت ارتقاء سيستم هاي نشر، ارزنده و اقتصادي به نظر نمي رسيد. در سال 1981، کفير به طور کامل، جاي نشر را در نيروي هوايي گرفت و جنگنده هاي نشر جهت فروش به ديگر کشورها، مورد نوسازي و تعميرات اساسي قرار گرفتند. نشرها به کشور آرژانتين فروخته شدند که در آنجا با نام گذاري مجدد، به نام Dagger شناخته شدند و در چند عمليات موفق بر عليه انگلستان در جنگ فالکلند (1982) شرکت جستند.

 

 

Dagger

 

 

 

ناو جنگی انگلیس در سایت نشانه روی Dagger (جنگ ۱۹۸۲ آرژانتین و انگلیس)

 

برخي مشخصات فني
ماموريت اوليه: جنگندهء تک سرنشينه چندماموريته
سازنده: اسرائيل

 

ابعاد
طول: 15.55 متر
فاصلهء دو سر بالها: 8.22 متر
ارتفاع: 4.25 متر


مقدورات
حداکثر سرعت: 2.1 ماخ = 2400 کيلومتر بر ساعت
سقف پرواز خدمتي: 17000 متر
برد: 1300 کيلومتر

 

وزن
وزن خالي: 6600 کيلوگرم
حداکثر وزن قابل بار گذاري شده: 13500 کيلوگرم

 

پيشرانه
موتور
Atar 09 ساخت اسنکما (فرانسه) با کشش 4280 کيلوگرم

 

 

پر افتخارترین هواپیمای نشر با شماره سریال 591 با کسب 12 پیروزی بعد از تبرد یوم کیپور

نوشته شده توسط Arash در 21:57 | موضوع: آشنایی با جنگنده Nesher
• لينک ثابت   • 

یکشنبه 1386/05/28

Blackburn Buccaneer

 

Blackburn Buccaneer

 

 

بلك‏برن بوكانير، جنگنده‏اي ضربتي ساخت بريتانيا است كه در اختيار نيروي دريايي و نيروي هوايي سلطنتي بريتانيا قرار داشت. اين جنگنده در زمان خود، بهترين جنگندهء ضربتي ارتفاع پست محسوب مي‏گرديد.


اين جنگنده‏ها، به هنگام جنگ سال 1991 خليج فارس به خدمت گرفته شدند و آن هنگامي بود كه جهت حمله به اهداف زميني، به قابليت نشانه‏گذاري ليزري اهداف جهت جنگنده‏
هاي بريتانيايي احساس نياز شده بود. به دنبال آن، اين جنگندهها، بمب‏هاي كوچك هدايت ليزري خود را بر روي اهداف مورد نظر رها ساختند.

 

جنگنده‏هاي بوكانير، در سال 1978، به خدمت خود بر روي ناو هواپيمابر HMS Ark Royal پايان دادند و به جای آنها، جنگنده های هاریر جایگزین شدند



جنگنده‏هاي بوكانير، در سال 1978، به خدمت خود بر روي ناو هواپيمابر
HMS Ark Royal پايان دادند و مابقي نيز جهت خدمت به نيروي هوايي سلطنتي بريتانيا منتقل شدند. در نهايت، آخرين اسكادران جنگنده‏هاي بوكانير، به سال 1993 منحل گرديد.

آفريقاي جنوبي، تنها كشوري غير از بريتانياست كه جنگندهء بوكانير را بين سالهاي 1965 تا 1991 در خدمت داشت. امروزه معدودي از جنگنده‏هاي بوكانير به افراد علاقمند فروخته شده است و آنها از اين جنگنده براي پروازهاي تفريحي در كنار ساحل استفاده مي‏كنند.

 

نوشته شده توسط Arash در 21:12 | موضوع: Blackburn Buccaneer
• لينک ثابت   • 

جمعه 1386/05/26

موشک فوق دوربرد هوا به هوای KS-172

یکی از دوربردترین موشکهای هوا به هوای روسی
Novator KS-172 AAM-L

R-172



 

موشک Novator موسوم به KS-172 AAM-L (نام دیگر: R-172) موشکی هوا به هوایی است بسیار دوربرد که در دفتر طراحی Novator طراحی و تولید شده است. این موشک ابتدا جهت نصب بر روی جنگنده‏هایMiG-31  طراحی شد اما در رقابت با موشک Vympel R-33 شکست خورد.. امروزه هدف از توسعهء طراحی این موشک، نصب آن بر روی جنگنده های سوخوی27 و سوخوی35 نیروی هوایی روسیه می باشد که وظیفهء اصلی و تعریف شدهء آن، هدف قرار دادن آواکس و سایر هواپیماهای پیشاخطار محسوب میشود.

 

موشک KS-172 برای اولین بار در نمایشگاه هوایی ابوظبی در سال 1993 در کنار یک فروند جنگندهء Su-35 به نمایش گذاشته شد، اما نبود بودجهء لازم جهت توسعه و تولید نهایی، باعث کندی ورود به خدمت این موشک گردید، اگرچه آزمونهای پرتابی آن به انجام رسیدند.

 

تجدید توسعهء طراحی این موشک در مقاطع مختلف زمانی پیگیری شد. به سال 1997 طی پروژهای کاملن روسی و به سال 2004 جهت نیروی هوایی هند به منظور پرتاب توسط هواپیماهایی که مشترکن توسط روسیه و هند ساخته میشدند، دنبال گردید که به دنبال آن، قرار شد جنگنده‏های Su-30MKI که در هند مونتاژ می‏گشتند، به این موشک مسلح شوند.

 

بدنهء موشک KS-172 بر اساس موشک زمین به هوای 9K37M1 Buk-M ساخته شده است. در KS-172 از یک موتور راکتی دومرحله‏ای استفاده گشته بود که هنگام پرواز موشک، آن را به سرعتی در حدود 4 ماخ و بردی در حدود 400 کیلومتر (250 ناتیکال مایل) می‏رساند. KS-172 تا نزدیکی های هدف از هدایت اینرسیایی بهره برده، سپس رادار درونی خود را جهت هدفیابی نهایی به کار می‏اندازد.

 

امروزه، موشک KS-172 AAM-L وظیفه دارد بر علیه اهدافی نظیر پیش‏اخطارهای پرنده‏ای مانند E-3 و JSTARS، تانکرهای سوخت‏رسانی نظیر KC-135 و هواپیماهای گشت دریایی نظیر P-3 Orion به کار رفته و آنها را از فواصل دور، منهدم نماید. این امر، توانایی ایراد ضربات خرد کننده به دشمن را بدون درگیری با شکاری‏های اسکورت کننده امکان‏پذیر می‏سازد.

 

امروزه، گونه‏ای بسیار دوربرد از این موشک، جهت انهدام ماهواره‏ها انتخاب گشته و قرار است به عنوان یک سلاح ضدماهواره یا anti-satellite weapons به کار گرفته شود.

 

 




هدایت پذیری

این موشک بسیار دوربرد، از سیستم هدایت راداری فعال بهره میبرد و میتواند به اهدافی تا ارتفاع 100 هزار فوت که سرعتی برابر 4 ماخ دارند هدفگیری شده و به دقت اصابت نماید در حالی که هدف مورد نظر در حال اجرای مانورهایی تا 12 g میباشد.



موشک KS-172 برای اولین بار در نمایشگاه هوایی ابوظبی در سال 1993 در کنار یک فروند جنگندهء Su-35 به نمایش گذاشته شد. این موشک دوربرد جهت شکار آواکس و پیش اخطارهایی چون JSTARS طراحی شده است.

 



 

تصویری از نوع زمین به هوای KS-172 موسوم به SA-11 یا 9K37M1 Buk-M

 






موشک KS-172 عمدتن جهت هدفگیری بسیار دوربرد بر علیه سیستم‏های آواکس یا تانکرهای سوخت‏رسان آمریکایی یا جنگنده‏های محافظ ناوهای دریایی (نظیر اف18 سوپر هورنت) به کار می‏رود، بدون آنکه هواپیمای پرتابگر آن، نیاز به نزدیک شدن به اهداف مورد نظر و شرکت در نبردهای نزدیک هوایی پیدا کند.




طرح و نقشههای برخی از موشکهای سری و بسیار پیشرفتهء اتحاد شوروری نظیر R-33 ،R-27 ، و R-172 در دههء 1980 از طریق یک مامور CIA با نام مستعار ِDonald سر از ایالات متحده درآورد. وی بعدها توسط KGB شناسایی و دستگیر شد و در اواخر دههء 1980 در مسکو تیرباران شد.


 


 

 



مشخصات فنی (تخمینی):
وظیفه: موشک فوق دوربرد و سنگین وزن هوا به هوا

طول: 7.4 متر
طول بالچه ها: 75 سانتی متر
قطر موشک: 51 سانتی متر
وزن: 750 کیلوگرم
سرعت: 4 ماخ
برد: 400 کیلومتر (250 مایل)
هدایت پذیری: ناوبری اولیه و هومینگ نهایی به صورت راداری فعال
سرجنگی: 50 کیلوگرم
TNT
موشکهای معادل:
AIM-54C، R-33، R-37 و AIM-152

 

پلتفرم پرتاب:

MiG-31

Su-27 / Su-30 / Su-35

 

کاربران:

روسیه و هند

نوشته شده توسط Arash در 20:13 | موضوع: موشک هوا به هوای KS-172
• لينک ثابت   • 

پنجشنبه 1386/05/25

موشک میان برد هوا به هوای R-27

Russian medium range Air-to-Air missile

Vympel R-27

AA-10  ALAMO

 

 

موشك هوا به هواي ميان‏برد R-27 يكي از تسليحات اصلي جنگندهء ميگ-29 به شمار مي‎‏رود. اين موشك در سازمان ناتو با نام AA-10 ALAMO (آلامو) شناخته مي‏شود. موشك R-27R يكي از گونه‏هاي R-27 است كه از نظر مشخصات فني، بسيار به مشابه آمريكايي خود يعني AIM-7M (اسپارو) شباهت داشته و برابري مي‏كند، هرچند كه در بسياري موارد (مانند برد بيشتر و سرجنگي قوي‏تر)، از رقیب آمريكايي خود برتر مي‏باشد. پس از اتحاد آلمان، ميگهاي29 (آلمان‏شرقي) و تسليحات مربوط به آنها در اختيار لوفت‏وافه (نيروي هوايي آلمان‏غربي) قرار گرفت. پس از اين بود كه تسليحات ميگ29 و مشخصات رادار آن در اختيار ناتو و اسرائیل قرار گرفت.

 

 

 

 

 

R-27R اندکی پس از شلیک توسط MiG-29A نیروی هوایی آلمان

 

 

طراحی ماجولار

نوع طراحي R-27 به گونه‏اي است كه از قطعات و بخش‏هاي مجزا ساخته شده است كه بر اين پايه، گونه‏هاي مختلفي از موشكهاي هوا به هواي روسي طراحي و توسعه يافته‏اند. در اتحاد شوروي، موشكهاي بسياري بر پايهء اين موشك طراحي و ساخته شدند كه از هدفيابي حرارت موتور هواپيماها (Infrared Homing) يا هدفيابي نيمه فعال راداري (Semi-Active Radar Homing) يا هدفيابي تمام راداري (Active Radar Homing) بهره مي‏بردند.

 

مدل ALAMO-C یا R-27AE بردي حدود 130 كيلومتر دارد در حالي كه گونه‏هاي ديگر اين موشك، بردي بين 70 تا 170 كيلومتر دارند. مدل AE و گونه دریاپایهء (Naval Version) آن یعنی EM (نوعی که بر علیه اهدافی که در سطح دریا پرواز میکنند) از آشیانهیاب فعال راداری بهره میگیرند. همچنین مدل R-27P موشکی است ضدرادار و بر علیه رادارهای پرنده مانند آواکس به کار میرود و مسیر خود را از طریق امواج رادار آواکس به دقت پیدا میکند.

 

R-27 به طور استاندارد، موشكي ميان برد است که نياز به هدايت اولیه از سوي رادار هواپيماي شليك كننده دارد. حدس زده مي‏شود که موشک آلامو به سال 1985 به خدمت درآمده و بر روي جنگنده‏های نسل چهارم نظیر ميگهاي29 و سوخوهاي27 (كه آن زمان جنگنده‏هاي تراز اول اتحاد شوروي محسوب می‏شدند) نصب شده است.

 

R-27 مي‏تواند در نبردهاي نزديك و سنگين هوايي يا نبردهاي دوربرد هوايي كه هواپيماي دشمن ديده نمي‏شود (BVR) به كار رود. این موشک می‏تواند اهدافی را که از جهت‏های مختلف هوایی می‏آیند یا اهدافی را که در نزدیکی سطح زمین یا سطح دریا پرواز می‏کنند، در هر شرائط آب و هوایی، ساقط کند. همچنین می‏تواند بر ضد پرنده‏های بدون سرنشین یا موشکهای کروز نیز به کار رود.

 

R-27R از جستجوگر (هدفیاب) نیمهفعال راداری بهره میگیرد. R-27R همچنین از یک رادار داخلی، یک فیوز مجاورتی و یک فیوز ضربهای استفاده کرده و سرجنگی موشک، ضدصاعقه طراحی شده است.

 

 

 

سیستم هدایت موشک تا رسیدن به هدف، در دو مرحله انجام میشود:

1- هدایت و اصلاح مسیر در ابتدای مسیر پروازی موشک

2- هدایت نهایی (هدفیابی دقیق یا Homing)

 

البته هدایت موشک زمانی امکانپذیر میشود که هدف مورد نظر در برد رادار جنگنده قرار گرفته و رادار بتواند بر روی آن قفل شود. موشک به نحوی هدایت میشود که بهترین مسیر را جهت رسیدن به هدف و انجام مرحله آشیانهیابی دقیق و سپس انفجار فیوز مجاورتی، انجام دهد.

 

این موشک همچنین قادر است هدف خود را از فریبندههایی نظیر دود و حرارت فرعی (Decoys) ایجاد شده جهت انحرافش تشخیص داده و همچنین هنگامی که از برد رادار جنگندهء شلیککننده نیز خارج میشود به حرکت در مسیر صحیح خود ادامه دهد. همچنین میتواند به اهدافی که در ارتفاع خیلی کم و خارج از زاویهء دید پرواز میکنند اصابت کند.

 

این موشک یک کانارد (بالچه کوچک جلویی موشک) با طراحی آیرودینامیک، به همراه بالچههایی آیرودینامیکی صلیب شکل در مرکز بدنهء خود دارد. سطوح کنترلی پروانهای شکل به موشک این قدرت را میدهند که جهت حرکتش سمت چپ یا راست منحرف شود یا به سمت بالا و پائین به خوبی مانور نماید ضمن اینکه به پایداری موشک در حین این چرخشها کمک مینمایند. هر کدام از 4 سطح کنترلی نصب شده روی موشک، به یک پمپ هیدورلیکی مجهز هستند که این پمپ از روغن موجود در مخزن موشک برای تامین فشار هیدرولیکی مورد نیاز حرکت بالچههای کنترلی، نیروی مورد نیاز را فراهم میآورد. سطوح کنترلی درست بالای این سیستم هیدرولیک نصب شدهاند و هنگامی که هدفیابی نهایی در دستور کار موشک شلیک شده قرار میگیرد، این سطوح توسط پمپ هیدرولیکی تغییر مسیر صحیح را به طوری که تعادل موشک برهم نخورد انجام میدهند.

 

 

 

 

دیاگرام پرتاب موشک آلامو

 

 

مشخصات

سازنده: ویمپل (Vympel)

سال ساخت اولین نمونه: 1982

 

برد:

مدل R-27R = بین 2 تا 80 کیلومتر

مدل R-27T = 70 کیلومتر

مدل R-27AE و R-27EM  = 130 کیلومتر

مدل R-27TE = 120 کیلومتر

مدل R-27P = 170 کیلومتر (ضد رادار پرنده)

 

محدوده ارتفاع عمل: بین 20 متر تا 27 کیلومتر

 

سرعت: 4 ماخ

نیروی محرکه: راکت تک مرحله ای با سوخت جامد

 

هدایتپذیری:

نیمه فعال راداری؛ مدلهای: R27R و R-27E

حرارت یاب؛ مدلهای: R-27T و R-27TE

 

سرجنگی: 39 کیلوگرم TNT

 

وزن:

R-27R = 253 کیلوگرم

R-27T = 254 کیلوگرم

R-27AE = 350 کیلوگرم

R-27TE = 343 کیلوگرم

 

طول: 3.7 متر

قطر: 230 میلی متر

فاصلهء دو سر بالچهها: 77 سانتی متر

 

پلتفرم استفاده:

MiG-29

Su-27 / 30 / 32 / 34 / 35 / 37

Yak-141

 

 

ایراد سیستم نیمه‏فعال راداری

در هدفیابهای نیمهفعال راداری نظیر سیستم هدایتگر موشک اسپارو، رادار هواپیمای شلیک کنندهء موشک، باید تا زمان اصابت موشک شلیک شده به سمت هدف، روی هدف، قفل بماند و به همین دلیل، در طول این مدت، جنگنده دچار فلج تاکتیکی میشود و نمیتواند با اهداف دیگر هوایی درگیر شود. این مشکلی بود که برای جنگندههای F-4 در جنگ ویتنام هنگام شلیک موشک اسپارو پیش آمد و تعدادی از این هواپیماها به جهت قفل ماندن رادارشان بر روی هدف، خود طعمهء میگهای ویتنامی شدند.

 

 

جنگندهء سوخوی۲۷ مجهز شده با ۶ موشک آلامو

نوشته شده توسط Arash در 16:36 | موضوع: موشک هوا به هوای R-27
• لينک ثابت   • 

چهارشنبه 1386/05/24

سپاه پاسداران در فهرست سازمانهاي تروريستي

سپاه پاسداران در فهرست سازمانهاي تروريستي

 

منابع خبری در ايالات متحده از تصميم دولت اين کشور برای قرار دادن سپاه پاسداران اتقلاب اسلامی در فهرست سازمانهای تروريستی وزارت امورخارجه ايالات متحده خبر می‏دهند.

روزنامه‏های واشينگتن پست و نيويورک تايمز به نقل از مقام‏های عالیرتبه دولت که از آنان نام نبرده‏اند نوشته‏اند: اين اقدام بر اساس بخشنامه اجرايی صورت می‏گیرد که پرزيدنت جورج بوش، دو هفته پس از حملات يازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ صادر کرد.

بر اين اساس، و با توجه به برخي شواهد بدست آمد در افغانستان از قبيل كشف مهمات خاصي نظير
C4 ساخت ايران و همچنين اطلاعاتي كه از 5 عضو ارشد دستگير شدهء سپاه قدس در اربيل عراق بدست آمده است، سپاه پاسداران به خاطر دخالت مكرر و عمدي در ناآرامی‏های عراق و افغانستان و ارتباط با گروهكهای تروريستی در خاورميانه نظير حماس، جهاد اسلامي، انصارالسنه، و حزب الله لبنان، در فهرست سازمانهایی قرار می‏گيرد که وزارت خارجه ایالات متحده آنها را به ارتباط با تروریسم متهم می‏کند. همچنين تعدادی از نمايندگان مجلس نمايندگان و سنای ايالات متحده نيز طرح مشابهی را به کنگره ارائه کرده‏اند.

 

RPG-7 های ساخت سازمان صنایع دفاع جمهوری اسلامی که بدست ارتش اسرائیل افتاده است


جمهوری اسلامی همواره اتهام‏های ايالات متحده در مورد ارتباط با تروریسم را رد کرده است و در تازه‏ترين مورد، محمود احمدی نژاد رئيس جمهور اسلامي ايران در سخنانی در کابل، پايتخت افغانستان، اين اتهامات را همانند سایر مسئولین جمهوری اسلامی زير سؤال برد.

قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی به دولت ايالات متحده امکان می‏دهد منابع مالی اين نهاد را مسدود و شخصيتهای حقيقی و حقوقی طرف معامله با آن را مجازات کند.

ايالات متحده از سال ۱۹۸۴ ايران را در فهرست کشورهای حامی تروريسم قرار داده ولی اين نخستين بار است که يک سازمان نظامی رسمی این کشور در فهرست سازمانهای تروريستی وزارت امور خارجه ايالات متحده قرار می‏گيرد.

در فهرست وزارت خارجه ایالات متحده از چهل و سه سازمان و گروه به عنوان تشکیلات تروریستی نام برده شده است که شبکه القاعده و سازمان مجاهدين خلق (MEK) نیز در میان آنها قرار دارند.

نيويورک تايمز در گزارشی که در اين باره منتشر کرده، به نقل از منابع ناشناس از کاندوليزا رايس، وزير امورخارجه ايالات متحده به عنوان حامی اصلی اين اقدام نام برده است.

به نوشته اين روزنامه، خانم رايس برای آرام کردن جناح طرفدار اقدام شديدتر عليه ايران در هيات حاکمهء ايالات متحده و تشويق متحدان اروپايی واشينگتن برای اقدام ديپلماتيک قوی‏تر بر ضد برنامهء اتمی و موشكي ايران، خواستار ناميدن سپاه پاسداران به عنوان يک سازمان تروريستی است.

به گفته کارشناسان، قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروريستی، بيانگر شدت گرفتن اختلافات ايران و ايالات متحده بر سر وضع عراق و برنامه اتمی تهران است.

 

 

نوشته شده توسط Arash در 22:51 | موضوع: مشکل جدی برای سپاه پاسداران
• لينک ثابت   • 

سه شنبه 1386/05/23

موشک هوا به هوای گرمایاب R-73

Russian short range Air-to-Air missile

Vympel R-73

AA-11 Archer

 

موشک هوا به هواي R-73 ساخت «ويمپل» که در سازمان ناتو با نام AA-11 Archer شناخته مي شود، توسط «دفتر طراحي کارخانجات ماشين سازي ويمپل» طراحي و ساخته شده است. اين موشک، پيشرفته‏ترين موشک بردکوتاه هوا به هواي ساخت روسيه مي‏باشد. اين موشک، عمومن به عنوان ترسناک ترين سلاح در نبردهاي نزديک هوايي (داگ فايت) معرفي مي‏شود.

دفتر طراحي کارخانجات ماشين سازي ويمپل: Vympel machine Building Design Bureau

 

 

 

 

طراحي

R-73 به منظور جايگزيني مدلي قديمي R-60 (نام ناتو: AA-8 Aphid) به عنوان سلاحي جهت فواصل نزديک، براي هواپيماهاي جنگي اتحاد شوروي، طراحي و ساخته شد. کار طراحي اين موشک به سال 1973 باز مي‏گردد و اولين سري اين موشکها، به سال 1985 وارد خدمت در نيروي هوايي اتحاد شوروي شدند.

 

R-73 داراي هدايتگر حساس به مادون قرمز يا حرارت، خنک‏کننده سنسور جستجوگر با قابليت مهم درگیری در «زاويهء بسته» (Off-Boresight) مي باشد: يعني جستجوگر موشک مي‏تواند اهدافي را که در 60 درجه نسبت به محور طولي موشک، قرار دارند، تشخيص دهد، ببيند و به طرفشان برود..

 

اين موشک همچنين مي‏تواند با نمایشگر درون سايت نشانه‏روي تعبيه شده در کلاه خلبان (HMS) يکپارچه شود، یعنی اطلاعات دریافتی از پیرامون را که عینن در نمایشگر سربالای (HUD) مقابل خلبان مونیتور می‏شود، در نمایشگر درون کلاه پرواز نیز نشان دهد و بدين طريق، خلبان تنها با نگاه به سمت اهداف روبه رو و بدون نياز به منحرف ساختن سايت نشانه روي اصلي هواپيما، آنها را مورد اصابت قرار دهد.

 

حداقل فاصلهء مورد نياز جهت شليک اين موشک، در حدود 300 متر و حداکثر فاصلهء آئروديناميکي (فاصله‏اي که موشک در هوا و با انجام مانور به سمت هدف طي مي‏کند) حدود 30 کيلومتر مي‏باشد.

HMS مخفف Helmet-Mounted Sight

 

 

دیاگرام مقایسهء پرتاب AIM-9M توسط جنگندهء اف18 و پرتاب R-73 توسط سوخوی27

در این دیاگرام، به خوبی گستردگی زاویهء درگیری و برد بیشتر R-73 نسبت به AIM-9M مشهود است.

 

 

R-73 بالاتر از AIM-9M

R-73 مانورپذيرترين موشک در بين موشکهاي مشابه مي‏باشد و اغلب کارشناسان بر اين اعتقادند که در قياس با موشک آمريکايي AIM-9M Sidewinder، در مرتبهء بسيار بالاتري قرار مي‏گيرد. توانایی‏هایی عالی R-73 هایی که از نیروی هوایی آلمان‏شرقی سابق به دست کارشناسان غربی افتاد، منجر به تولید موشکهاي جهت جایگزینی AIM-9M نظیر AIM-132 ASRAAM و IRIS-T شد و به زودي نوع پيشرفته‏اي از AIM-9M به نام AIM-9X نیز وارد خدمت خواهد شد.

 

 

 

 

 

R-73M يا R-74EM

از سال 1994 تاکنون، موشک R-73 مورد بهبودسازي قرار گرفته که ماحصل آن، منجر به سطح استاندارد R-74EM شده است که در اصل همان موشک R-73M مي‏باشد. اين موشک، به سال 1997 در کشورهاي CIS (منظور کشورهای مشترک‏المنافع يا جمهوري‏هاي استقلال يافتهء شوروي سابق می‏باشد) وارد خدمت شد. R-74EM برد بيشتري پيدا کرده است و جستجوگر آن، مي‏تواند اهدافي فراتر از 60 درجه را شناسايي کرده و ببيند؛ ضمن اينکه سيستم «ضد ضدعمل الکترونيک» (ECCM) آن نيز بهبود يافته است.

CIS مخفف Commonwealth of Independent States

ECCM مخفف Electronic Counter-Counter Measures

 

 

R-73 اندکی پس از پرتاب توسط MiG-29 نیروی هوایی آلمان

 

پلیتفرم‏های پرتاب:

MiG-21bis

MiG-23 / 29

Su-24 / 25 / 27 / 35

Mil Mi-24 / 28

Kamov Ka-50

 

 

اطلاعات اوليه و مشخصات عمومي

وظیفه: موشک برد کوتاه هوا به هوا

سازنده: ويمپل (Vympel)

موتور: راکت سوخت جامد

وزن: 105 کيلوگرم (231 پاوند)

طول: 2.9 متر (9 فوت و 6 اينچ)

قطر: 170 ميلي متر (6.7 اينچ)

طول دو سر بالچه‏ها: 510 ميلي متر (20 اينچ)

سرعت: 2.5 ماخ

برد: 30 کيلومتر (18.75 مايل)

سرجنگي: 7.4 کيلوگرم (16.3 پاوند)

هدايت: هدفياب مادون قرمز، حساس به حرارت موتور یا Infrared Seeker

نوشته شده توسط Arash در 22:35 | موضوع: موشک هوا به هوای R-73
• لينک ثابت   • 

دوشنبه 1386/05/22

موشک هوا به هوای کوتاه برد R-60

Russian short range Air-to-Air missile

Molniya K-60 / R-60  / Object 62

AA-8 APHID

 

در سالهاي پاياني دهه 1960، دفتر طراحي مولنيا (Molniya)، كار طراحي اولين موشك تاكتيكي هوا به هوا را آغاز نمود، که نام آن K-60 يا (R-60 يا Object 62)  بود. اين موشك مجهز به يك هدفياب مستقل حرارتي (Infrared) بود. (يعني مستقل از هواپيماي شليك كننده، هدف خود را پيدا مي‏كرد) توليد انبوه اين موشك به سال 1973 آغاز شد و بر روي جنگنده‏هاي مختلفي نصب و به كار گرفته شد.

 

 

 

موشك R-60 به طور فوق‏العاده‏اي كوچك است و نصف سبك‏ترين موشك هوا به هواي غربي وزن دارد و البته به همان نسبت نيز از سرجنگي كوچكي به ميزان 3.5 كيلوگرم برخوردار است. R-60 بر روي بسيار از جنگنده‏هاي تاكتيكي اتحاد شوروي، نظير ميگ27، سوخوي24 يا سوخوي25 به عنوان يك وسيلهء دفاعي نصب و به كار مي‏‎رود. همچنين اين موشك در برخي اوقات بر روي جنگنده‏هايي نظير ميگ23، ميگ25 و سوخوي15 به عنوان يك اسلحهء اضافي يا مكمل ديگر تسليحات نصب شده، به كار گرفته مي‏شد.

 

R-60 به طرز فوق‏العاده‏اي در زمان كوتاهي طراحي و ساخته شد، يعني از زمان تصميم به طراحي تا توليد انبوه، تنها چهار سال به طول انجاميد. (مدت زمان پروسه‏ي طراحي يك موشك هوا به هوا در اتحاد شوروي در آن زمان، حدود 8 تا 9 سال طول مي‏كشيد) اين زمان كوتاه طراحي، تنها به دليل دست يابي به تجربيات بدست آمده از ساخت موشك K-13 بود و هيچ پژوهش يا تحقيق جديدي براي طراحي R-60 انجام نپذيرفت.

 

بعدها موشك R-60 توسعه و بهبود يافت و مدل R-60M ساخته شد كه مدل R-60MK نوع صادراتي آن است و موشك UZR-60 نوعي از همين موشك است كه جهت تمرينات خلبانان به كار برده مي‎شود.

  

موشک R-60 در جعبهء نگهداری مخصوص

 

 

مشخصات

سازنده: Molniya

ورود به خدمت: 1975

برد موثر: 3 كيلومتر

برد نهايي: 5 تا 10 كيلومتر

سرعت: 2 ماخ

پيشرانه: يك راكت تك مرحله‏اي با سوخت جامد

 

فيوز :

دو فيوز فعال راداري؛ فيوز هوايي كه يكي در قسمت انتهاي بالچه‏ي عقب موشك تعبيه شده است و ديگري در قسمت نزديك به نوك موشك. در مدل R-60M از فيوز فعال ليزري استفاده شده است.

هدايت پذيري: تمامي مدلها بر اساس حرارت يابي گازهاي خروجي موتور (Infrared)

سرجنگي: 6 كيلوگرم كه 1.6 كيلوگرم آن، اورانيوم ضعيف شده است زيرا اورانيوم چگالي بالايي دارد و به راحتي در فلزات نفوذ مي‏كند.

 

وزن كل موشك: 65 كيلوگرم

طول: 2.08 متر

قطر: 130 ميلي متر

طول بالچه‏ها: 43 سانتي‏متر

  

 

 

 

پرتابگرها :

هيلكوپترهاي سنگين:

Mi-24 و Mi-35

 

جنگنده‏هاي:

Su-15bis / Su-17M3 / Su-25 /  Su-24M

MiG-21bis

MiG-23 / 25 / 27 / 29 / 31

Yak-38

 

 

موشک R-60 اندکی پس از شلیک توسط جنگندهء MiG-29A

 

 

سابقه‏ي نبرد واقعي

موشك R-60M و R-27R دو موشكي بودند كه در جريان جنگ يوگوسلاوي و جنگ 1991 خلیج فارس توسط ميگهاي29 شليك شده و باعث سرنگوني حداقل یک فروند F/A-117 و ایراد خسارات جبران ناپذیر به بمب افکن B-52H ايالات متحده شدند. خلبان يك MiG-29A نيروي هوايي يوگوسلاوي، با استفاده از سيستم IRST (جستجوگر حرارت موتور) توانست با رادار خاموش، خود را از ديد جنگنده‏هاي ناتو مخفي كرده و سپس با موشك R-60M جنگنده‏ي 340 ميليون دلاري اف117 را سرنگون سازد. (هرچند برخی گزارشات حاکی از سرنگونی F-117 آمریکایی به وسیلهء پدافند SA-3 یوگوسلاوها حکایت دارند)

 

 

نوشته شده توسط Arash در 23:43 | موضوع: موشک کوتاه برد R-60
• لينک ثابت   • 

دوشنبه 1386/05/22

ساختار ارتش در اسرائیل

ساختار ارتش در اسرائيل

 

ارتش اسرائیل از مردمی ترین ارتشهای دنیاست زیرا بخش عمده ای از نیروی آن را شهروندان عادی تشکیل میدهند که هرگاه خطری امنیت کشور را تهدید می کند و باید به دفاع پرداخت، بسیج می شوند و به خدمت میهن در می آیند.

 

  

 

ارتش دفاعی اسرائیل در سال 1948 با اعلام استقلال کشور برپا شد و هسته مرکزی آن متشکل از افرادی بود که در دوران مبارزه با حکومت قیم انگلیس، در سازمانهای زیرزمینی برای بدست آوردن آزادی ملی مبارزه می کردند. امروز ارتش اسرائیل یکی از پرتوان ترین نیروهای مسلح جهان برای دفاع از میهن در برابر دشمنان خارجی محسوب می شود که در همه جنگهای ناخواسته و تحمیلی، توانسته است بر دشمنان فائق آید و آنها را شکست بدهد.

رسالت ارتش دفاع از تمامیت ارضی و حق حاکمیت کشور، باز داشتن دشمنان خارجی از حمله به اسرائیل، و همچنین مبارزه بی امان با ترور به هدف سرکوب کردن آن است. تامین امنیت در کرانه باختری رود اردن و جلوگیری از ورود خرابکاران از نوار غزه به خاک اسرائیل، مقابله با دست اندازیها و حملات موشکی تروریستهای فلسطینی، حفظ امنیت در مرزهای اسرائیل با سوریه و همچنین جلوگیری از دست اندازیهای حزب الله لبنان در مرزهای شمالی و پاسخگوئی به آن تعرضات، از جمله وظائف ارتش اسرائیل است.

ارتش دفاعی اسرائیل برای آنکه بتوانند در هر رویاروئی نظامی به پیروزی لازم دست یابد، از دکترین راهبردی دفاعی پیروی می کند- ولی راهکاری تاکتیکی آن جنبه تهاجمی دارد. با توجه به آنکه خاک اسرائیل بسیار کوچک است، ارتش می کوشد اگر کشور مورد حمله قرار گیرد و یا با خطر حمله روبرو شود، با سرعت هرچه بیشتر جنگ را به داخل خاک دشمن بکشاند.

 

اسرائیل حتی در مواردی که سلاح های سنگین و پیشرفته را از کشورهای خارجی خریداری می کند (مانند هواپیماهای جنگی، ناوچه ها، رزمناوها، زیر دریائی ها و غیره) خود سیستم های پیشرفته تر الکترونی و فنی بر آنها نصب می کند که کارآئی بالاتری داشته باشد.

 

علیرغم آنکه اسرائیل از نظر تعداد سربازان همیشه در سطح پائین تری از ارتش های دشمن قرار دارد، ولی این کمبود کمیتی را با داشتن سلاحهای بسیار پیشرفته و شیوه های جنگی مدرن و قدرت تحرک کم نظیر جبران می کند. بسیاری از سلاح هائی که در اختیار ارتش اسرائیل قرار دارد توسط کارخانه های نظامی این کشور تولید می شود و برحسب نیازهای ویژه ارتش اسرائیل طراحی و تولید شده است. اسرائیل حتی در مواردی که سلاح های سنگین و پیشرفته را از کشورهای خارجی خریداری می کند (مانند هواپیماهای جنگی، ناوچه ها، رزمناوها، زیر دریائی ها و غیره) خود سیستم های پیشرفته تر الکترونی و فنی بر آنها نصب می کند که کارآئی بالاتری داشته باشد.

 

 

كارخانهء تانك سازي مركاوا


از آنجا که ارتش اسرائیل از نظر طبیعت و اصل خود، یک ارتش دفاعی به شمار می آید، بنابراین تعداد افراد دائمی آن (مرکب از سربازان و فرماندهان) بسیار کوچک است- ولی این توانائی را دارد که در صورت بروز خطرات، در کمترین مدت نیروهای ذخیره لازم را بسیج کند و حجم ارتش را به چندین برابر افزایش دهد.

 

نیروی هوائی و نیروی دریائی اسرائیل و همچنین سیستم های هشدار دهنده، همیشه در حال آماده باش هستند تا با خطرهای ناگهانی نیز مقابله کنند.

 

ارتش اسرائیل از نیروهای سه گانه زمینی، هوائی و دریائی تشکیل یافته که هر سه تحت فرماندهی ستاد مشترک قرار دارند و رئیس ستاد کل ارتش بر آنها فرماندهی می کند که او خود در برابر وزیر دفاع مسؤول است. رئیس ستاد تنها فرد در میان امیران ارتش اسرائیل است که درجه ژنرالی (معادل سپهبدی در ایران و Lieutenant General در ارتشهای غربی) دارد. رئیس ستاد کل از جانب دولت، و با توصیه وزیر دفاع و نخست وزیر به این سمت گزیده می شود. دوره خدمت او سه سال است، ولی معمولا دولت آن را برای یک سال دیگر تمدید می کند.

 

 

دختران در ارتش اسرائیل نقش بسیار فعالی دارند. گرچه آنها در ایام جنگ به جبهه فرستاده نمی شوند، ولی بسیاری از وظائف نظامی دیگر را انجام می دهند و هر چه زمان می گذرد، آنها وظائف بیشتری را در چارچوب امور ارتشی بعهده می گیرند. امروز در صفوف ارتش اسرائیل، دختران در سطح تکنیسین، کارشناس ارتباطات بیسیم، امور اطلاعاتی، آموزگاران نظامی، نقشه بردار، متصدی آماد، مسؤولان امور کار کامپیوتری، پزشک، حقوقدان و امثال آن، در کنار پسران سرباز خدمت می کنند و از حقوق و مزایای مساوی برخوردار هستند.

 

ارتش اسرائیل، در کنار ماموریت های سنگین خود در حفظ صلح و آرامش، جلوگیری از ترور و تعرض، و تامین امنیت مرزی، یک رسالت بزرگ اجتماعی نیز به عهده دارد و آن کمک به انسجام جامعه اسرائیل و یاری رسانی به جوانانی است است که تازه به اسرائیل مهاجرت کرده و هنوز با فرهنگ و زبان و جامعه اسرائیل آشنائی کافی نیافته اند.
در سالهای اخیر دهها هزار نفر جوان یهودی از روسیه و دیگر جمهوریهای اتحاد شوروی پیشین و همچنین هزار جوان یهودی از کشور آفریقائی اتیوپی، همراه با خانواده های خود به اسرائیل مهاجرت کرده و با رسیدن به سن قانونی، به خدمت ارتش درآمده اند. آنها در کنار جوانان زاده اسرائیل، درهم آمیخته می شوند و با یکدیگر خو می گیرند و یک فرهنگ غنی و پربار اسرائیلی به وجود می آورند.

در نخستین سالهای استقلال اسرائیل که موج بازگشت یهودیان به سرزمین پدری ادامه داشت و گروههای زیادی از یهودیان کشورهای عرب و دیگر ممالک جهان سوم به اسرائیل مهاجرت می کردند، این ضرورت وجود داشت که به آنها زبان عبری آموخته شود و حرفه ای فرا گیرند و از جمله با کارهای کشاورزی آشنا شوند. انجام برخی از این وظائف به عهده دختران و پسران سرباز اسرائیلی گذاشته شده بود که آنها را آموزش دهند و در راه رسیدن به زندگی بهتری راهنما باشند. این رسالت سربازان اسرائیل همچنان ادامه دارد.

ارتش اسرائیل، در کنار انجام وظائف ملی و امنیتی خود، می کوشد همه امکانات رفاهی و فرهنگی و اجتماعی را نیز برای سربازان خود فراهم سازد. انجمن حمایت از سربازان (
הועד למען החייל) وظیفه تامین نیازهای تفریحی و آموزشی سربازان و همچنین حل مشکلات شخصی و خانوادگی آنان را بعهده دارد.

اگر در میان سربازان وظیفه، جوانانی وجود دارند که نتوانسته اند تحصیلات خود را به انجام برسانند، ارتش آنان را برای تکمیل معلومات یاری میدهد. همچنین به افسران جوان این امکان داده می شود که در دوران خدمت به انجام تحصیلات دانشگاهی بپردازند. همچنین برای سربازان نومهاجر کلاس های ویژه آموزش زبان عبری ترتیب داده می شود.

 

 

فارغ التحصیلان دانشکده افسری پس از دریافت درجه، کلاه خود را به صورت سنتی به هوا پرتاب می کنند.



شرائط خدمت در ارتش دفاعی اسرائیل

1) خدمت اجباری: همه دختران و پسران قابل خدمت، از سن 18 سالگی وارد ارتش می شوند. دوران خدمت اجباری پسران سه سال و دختران 21 ماه است. دخترانی که اعلام دارند از یک خانواده مذهبی هستند، از خدمت در ارتش معاف می شوند- ولی می توانند یک دوره خدمت اجتماعی را در بیمارستانها و مراکز غیرنظامی دیگر بگذرانند. دوره چنین خدمتی یک سال خواهد بود.

جوانان عرب مسلمان از خدمت وظیفه معاف هستند. ولی اعراب دروزی به طور کامل در ارتش خدمت می کنند و برخی از آنها به رتبه فرماندهی رسیده اند. همچنین شماری از اعراب بدوی اسرائیل به خدمت ارتش اسرائیل در می آیند و از جمله وظائف ویژه ای را در امور ردیابی بعهده می گیرند که از تخصصات آنها محسوب می شود.
جوانانی که مایل به انجام تحصیلات دانشگاهی، پیش از انجام دوران خدمت وظیفه هستند، در صورتی که با استعداد تشخیص داده شده باشند، از چنین امکانی برخوردار خواهند شد. معمولا ارتش آن رشته های دانشگاهی را برای این جوانان مورد تصویب قرار می دهد که پس از فارغ التحصیل شدن آنان، برای ارتش سودمند باشد. جوانان دانشگاه دیده، پس از انجام تحصیلات، دوران خدمت اجباری را خواهند گذراند.

مهاجران تازه وارد ممکن است در برخی موارد از خدمت در ارتش معاف شوند و یا دوره کوتاه تری را بگذرانند. این امر به سن مهاجر و وضع خانوادگی او هنگام ورود به اسرائیل بستگی دارد.

2) خدمت ذخیره: بخش عمده قدرت ارتش اسرائیل را نیروهای ذخیره تشکیل می دهند. هنگامی که دوره خدمت وظیفه هر سرباز به پایان می رسد، او به یک واحد ذخیره انتقال می یابد و هر گاه لازم باشد به خدمت فرا خوانده می شود. برای آنکه سربازان ذخیره همیشه آمادگی دفاعی خود را حفظ کرده باشند، و در ضمن ارتش ناچار نباشد تعداد بسیار زیادی سرباز وظیفه در اختیار داشته باشد، هر سرباز ذخیره تا سن 50 سالگی، هر سال چند روز به خدمت ذخیره فرا خوانده می شود. تعداد روزهای خدمت ذخیره متغیر است. آنانی که سرباز ساده هستند حداکثر تا 39 روز در سال خدمت می کنند- ولی آنانی که درجه افسری دارند ممکن است ایام بیشتری را در خدمت ذخیره بگذرانند. در صورت بروز یک بحران جنگی، ارتش حق دارد هر گاه که لازم بداند سربازان ذخیره را احضار کند. نیروهای ذخیره بابت هر روز خدمت خود در ارتش حقوق دریافت می کنند که تقریبا معادل حقوق و یا درآمد آنها در کادر غیرنظامی است.

3) استخدام دائم: شماری از سربازانی که دوره خدمت آنها به پایان رسیده، از جانب ارتش برحسب نیازهای جاری به استخدام دائم درمی آیند و دوره افسری می گذراند و برای امور فرماندهی و یا مدیریت ارتش تربیت می شوند. این افراد ستون فقرات ارتش دفاعی اسرائیل را تشکیل می دهند. سربازانی که به استخدام درآمده و دوره افسری گذرانده اند، و یا دوره خلبانی را طی کرده و یا در یکی از آموزشگاههای فنی ارتش به کارآموزی پرداخته اند، باید برای مدت چند سال تعهد خدمت بدهند.

 

 

منبع: تارنمای وزارت خارجه اسرائیل

نوشته شده توسط Arash در 0:55 | موضوع: ساختار ارتش در اسرائيل
• لينک ثابت   •