دوشنبه 1387/01/12
به مناسبت سالروز تاسیس نظام وحشت در ایران
دوازده فروردین، روز جمهوری اسلامی گرامی باد !


سی سال قبل، مردم ایران بدون داشتن تجربه از نظامی که به آن رأی آری می انداختند به صندوق های انتخابات رفتند و به نظامی نظر مثبت خود را اعلام نمودند که هیچگونه شناختی از قانونمندی و حکومتداری آن نداشتند. در سی امی سالروز 12 فروردین، یعنی روز رسمیت یافتن نظام ولایت مطلقه دینی بر ایران، این نوشته را تقدیم شما خوبان می کنم:
* ما بد كرديم وقتي در سال 1357 فرياد زديم استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي، چر كه نه مفهوم روشن و درستي از آزادي درنظر داشتيم و نه مستعمرهء كشوري بوديم كه بخواهيم استقلال خود را بدست آوريم و نه ميدانستيم جمهوري اسلامي چه نظامي است.
* ما بد كرديم كوچكترين كنجكاوي نكرديم تا ببينيم خميني در سال 1342 براي چه علم اعتراض برداشت.
* ما بد كرديم كه نخواستيم بدانيم خميني در آن سال با حقوق زنان و با اصلاحات ارضي مخالف بود و با شوراهاي ايالتي و ولايتي.
* ما بد كرديم كه نخواستيم بدانيم خميني دربارهء «احياء كاپيتولاسيون» دروغ ميگفت و هم عوام را فريب ميداد و هم روشنفكران را.
* ما از روستايي و فرنگ رفته بد كرديم بيآنكه «ولايت فقيه» او را بخوانيم يا بپرسيم كه در آن چه نوشته است، به اصرار، چشمان خود را فريب داديم تا عكس او را در ماه ببينيم.
* آن روستايي بيرون آمده از نظام بردهداري «ارباب و رعيتي» و عشاير آزاد شده از ظلم «خان» در دوران محمدرضا شاه پهلوي بد كردند كه فرياد زدند «مرگ بر شاه» اما روستا زاده همولايتي من كه مهندسياش را از «دانشگاه صنعتي آريامهر» گرفت، با تكرار اين شعار بدتر كرد.
* آن حقوقدان سرشناس مراغهاي بد كرد كه گفت و ننوشت: با درآمد يك روز نفت ايران ميشود چند بار دور زمين را با اسكناسهاي 5 توماني دور زد و اينهمه را «شاه» از ملت ميدزدد.
* ما بد كرديم كه به دروغ گفتيم و نوشتيم در ايران بيش از 100 هزار زنداني سياسي داريم.
* بد كرديم كه به دروغ گفتيم و نوشتيم «صمد بهرنگي» را «ساواك» كشت و نگفتيم شنا بلد نبود، غرق شد.
* ما بد كرديم كه گفتيم «شاه» خونخوار است، جلاد است، يزيد زمان است، اما در آن روزها نخواستيم بدانيم محمدرضا شاه پهلوي براي ماندن در سلطنت حاضر نيست خون حتا يك ايراني ريخته شود.
* ما كه از دانشگاههاي ساخته شده در زمان «پهلويها» فارغالتحصيل شده بوديم، بد كرديم ادعاي خميني را باور كرديم كه «اين پدر و پسر دشمن علم بودند، دشمن دانش و ترقي بودند.»
* آن استاد «سياست بينالملل» و «كارشناس» امور نفتي بد كردند كه در همصدا شدن با خميني و «مسكو» گفتند: «شاه نوكر شركتهاي نفتي است» اما ميدانستند و نگفتند محمدرضا شاه پهلوي در ستيز با شركتهاي نفتي براي منافع ملي ايران است كه هدف توفان انقلاب قرار گرفته است.
* آن «استاد جامعهشناس» و «استاد اقتصاد» بد كردند كه به طمع وكالت و صدارت در جمهوري اسلامي خميني، كه در راه بود، به دروغ گفتند و نوشتند: ايرانيها در دوران «شاه» روزبهروز فقيرتر شدهاند، اما به اين پرسش پاسخ ندادند كه اگر چنين است، چرا هيچيك از شعارهاي انقلابي، خواستهاي اقتصادي نيست؟
* ما بد كرديم كه تحول جامعهء ايراني از جامعهاي روستايي به جامعهاي شهرنشين را در همصدايي با خميني «اجراي دستور استعمار براي نابودي ملت مسلمان ايران» خوانديم و نوشتيم و نگفتيم و ننوشتيم در دوران «پهلويها» ست كه ايران و ايراني «معاصر» و همراه با بخش در حال پيشرفت جهان شده است.
* ما بد كرديم كه با خميني همصدا شديم و گفتيم و نوشتيم «اين انقلاب سفيد و كذا ايران را ذليل و ويران كرد»

* بد كرديم كه ميدانستيم «سپاه دانش» بسيار مفيد است، «سپاه بهداشت» و «سپاه ترويج و آباداني» نيز، اما نگفتيم.
* ما بد كرديم كه با خميني همصدا شديم و گفتيم: «اين برنامهء تنظيم خانواده هم يك توطئهاي است براي آنكه نفوس مسلمين را كاهش بدهند.»
* آن زن و دختر ايراني كه در دوران «پهلويها» از كنيزي دوران «قاجار» و سلطهء آخوند به درآمدند و قانونن به عنوان «انسان» شناخته شدند و به مقام و منزلتي شايسته رسيدند، بد كردند كه در انقلاب چادر و چاقچور بهسركردند و دنبال آخوند به راه افتادند.
* آن كمونيست ما بد كرد به دستور «مسكو» تسبيح به دست گرفت و به ريا خميني را يك «سوسياليست تمام عيار» خواند. آن رو به قبلهء «پكن» نيز بدتر كرد كه خميني را «ناجي كشاورزان تحت ستم ايران» ناميد.
* ما بد كرديم كه نخواستيم بفهميم مخالفت آخوند با «رضاشاه» براي اين است كه با همان گرفتن امر قضا از آخوند و تأسيس دادگستري، چنگ و دندان او را از جان و مال و هستي مردم ايران بيرون كشيد.
* بد كرديم كه دوران «رضاشاه» را از موضع آخوند ديديم و در روشنفكري كورمال خود تا آنجا پيش رفتيم كه پيش از او، دوران «احمدشاه» را بهشت برين دمكراسي خوانديم.
* بد كرديم كه خود را از كينهاي كه آخوند و حزب توده در نگريستن به دوران «رضاشاه» به ما تزريق كرده بودند و جنس آن «ضدملي» بود رها نكرديم و «عبدالله مستوفي»، «احمد كسروي» و ديگراني كه در هر دو دوران زيسته بودند را نخوانديم تا دريابيم، خير، آن خبرها كه ميگويند هرگز نبود.
* ما روشنفكران بد كرديم كه فيلمهاي مستند پيش از «پهلويها» را نديديم تا ببينيم پايتختنشينهايمان نيز در آن زمان، بيشتر كلاهنمدي بودند و در دوران «پهلويها» ست كه شهرنشيني به معناي معاصرش شكل ميگيرد.
* بد كرديم كه تاريخ «قاجار» را نخوانديم تا ببينيم كجا بوديم و در زمان «پهاويها» تا همان روز كه فرياد «مرگ بر شاه» ميزديم به كجا رسيدهايم.
* بد كرديم كه حتا همان تاريخ مشروطه را هم كه اينهمه سنگش را در مخالفت با «شاه» بر سينه ميزديم، نخوانديم تا ببينيم آخوند به عرصه سياست كه پا ميگذارد، چه جهنمي ميتواند بهپا كند.
* بد كرديم كه ايران را در زمان «پهلويها» با دوران پيش از آن مقايسه نكرديم يا نگاهي به كشورهاي دور و بر نينداختيم تا ببينيم ما به كجا رسيدهايم اما در عوض با عوامفريبي، ايران را با اروپا و آمريكا ميسنجيم و اين قياس را زمينهء تبليغ عليه «شاه» ساختيم.
* من نويسنده، ما روزنامهنگاران و شاعران كه حرف بيشتري براي گفتن نداشتيم، از صبح تا به شام و بيشتر در بادهنوشيهاي شبانه عليه سانسور كه هرگز به ابعادي كه ادعا ميشد نبود، پرخاش كرديم.
* بد كرديم كه ميدانستيم آنچه را آزادي مطبوعات ميناميم، بيشتر براي اين ميخواهيم كه به «شاه» و خانوادهاش فحش بدهيم و از همين روز قهرمانمان «كريمپور شيرازي» بود. وانمود ميكرديم ما چه حرفها كه براي گفتن نداريم اما واسانسورا. آه آزادي، كي ميرسي از راه؟ كه آمد، با «امام آمد» مان آمد.
* آن نمايشنامهنويس صاحبنام كه در غربت درگذشت كه هرگز نگفت همهء آثارش در پيش از انقلاب به چاپ رسيد، تجديد چاپ شد، بسياري از آنها به صحنه رفتند، چندتايي از آنها با هزينهء دولتي فيلم شد و حتا يك اثر زير سانسور مانده نداشت كه پس از انقلاب منتشر كند.
* نه او كه همهء آنها حتا يك اثر زير سانسور مانده نداشتند تا پس از انقلاب منتشر كنند، چون او بد كردند.
* ما بد كرديم كه با بورس دولتي براي ادامهء تحصيل به اروپا و آمريكا رفتيم، اما شغلمان شد پادويي تبليغاتي «جمال عبدالناصر»، «مسكو»، «پكن» و سازمانهاي اطلاعاتي كشورهاي غربي عليه «محمدرضا شاه پهلوي» كه اميدش اين بود ما در بازگشت به كشور، گوشهاي از كار را براي آباداني ايران بگيريم.
* بد كردند آنها كه براي ادامهء تحصيل به خارج فرستاده شده بودند رفتند در اردوگاههاي فلسطينيها آموختند چگونه ميتوان پاسبان را كشت و به پاسگاه ژاندارمري حمله كرد و در راه آزادي «خلق»، بانك دزديد و وقتي گرفتار شدند، داد و فرياد برآوردند كه مسلماني نيست.
* آن پزشكان كه جاي حكيم و دعانويسان دوران «قاجار» را گرفته بودند، بد كردند كه نگفتند تا پيش از «محمدرضا شاه» بسياري از ايرانيها، از بيماريهايي مثل مالاريا و حصبه ميمردند، اما در دوران او و پيش از او، در دوران «رضاشاه» نه تنها اين بيماريها در ايران ريشهكن شد، كه چندين هزار بيمارستان، درمانگاه و مطب در كشور ساخته شد.
* بد كردند كه اين را نگفتند و رفتند دنبال خميني كه ميگفت: «اسلام خون ميخواهد».
* فرهگيان ما بد كردند كه نگفتند «تغذيه رايگان» در مدارس، برنامهء بسيار مفيد و خوبي است اما در عوض رفتند دنبال سخنگوي خميني، حجتالاسلام غفاري كه گفت: «اين شيري كه به دستور آمريكا در مدرسهها به بچهها ميدن، براي اونه كه از همون بچگي، بيغيرت بار بيان».
* كاركنان راديو تلويزيون بد كردند اعتصاب كردند و در راهپيمايي «تاسوعا» شركت كردند كه از خواستههاي قطعنامهاش اين بود: «جلوگيري از نمايش فيلمهاي خلاف اخلاق و منافي عفت در تلويزيون به ويژه فيلمهاي اينگمار برگمان».
* آن دسته از كاركنان راديو تلويزيون بدتر كردند كه رفتند در «مدرسه» كانال تلويزيوني براي خميني راه انداخته و مزدشان را هم از خميني با اين گفتهء او كه از همان كانال پخش شد، گرفتند كه «تلويزيون، مركز فحشا» ست.


* كاركنان شركت نفت در جنوب بد كردند شيرهاي نفت را بستند و نخواستند حرف بازماندگان فربانيان سينما «ركس» آبادان را قبول كنند كه شعلهء جهنم «ركس» را آخوندها افروختند.
* همافران بد كردند به دستبوس خميني در «مدرسه علوي» رفتند و فراموش كردند آنها جوانترين پرسنل مدرنترين نيروي هوايي خاورميانه هستند، با آيندهاي مرفهتر و نه آفتابه آبكن «جعفر طيار».
* نه اينان كه گفتم، ديگران چون اينان نيز كه «نقد» را وانهادند و به دنبال نسيهء «جمهوري اسلامي» رفتند و حتا از سر كنجكاوي هم كه شده نپرسيدند آنچه كه در راه است چيست، بد كردند.
* بد كردند كه بر اين هشدار «محمدرضا شاه» فقيد درنگ و تأمل نكرديم كه «اگر نظام ايران سقوط كند، منطقه، روي آرامش نخواهد ديد» كه ميبينيم چنين نيز شد.
* ما به ايران بد كرديم، به خود بد كرديم و به نسل آيندهمان و بيش از همه به محمدرضا شاه پهلوي.
* به عمد يا سهو، در انقلاب اسلامي با سپردن «عقل» خويش به آخوند، بر آنچه او براي ايران كرد، چشم بستيم.
* بيگمان، آيندگان در مرور تاريخ ما، كه درگذشتگان خواهيم بود، اين پرسش را خواهند داشت كه ايرانيان را چه شد كه خواستار مرگ مردي شدند كه زندگي و همه توان خود را در راه خدمت، رفاه و سرافرازي آنان و ايران به كار برد و ورود كسي را به ايران گلباران كردند كه از روز نخست رسيدن به قدرت، مرگ را جولانگاهي بخشيد به وسعت ايران.
* آيندگان، خواهند پرسيد اين قوم را چه شد كه آن را ديو و اين را فرشته خواندند؟
* كم نيستند از نسل آمده پس از انقلاب كه پيش از به خاك رفتن ما، اين پرسش را دارند و گاه از خود ما.
* نزديك به 29 سال از «وحشت بزرگ» حاك بر ايران ميگذرد و 27 سال است «محمدرضا شاه پهلوي» آنجا، بر خاك مهربان مصر، در آرامگاه خويش در گوشهاي از مسجد «الرفاعي» قاهره خفته است.

* ما بسيار به او بد كرديم كه او را به ترك سرزمينش ناگزير و از رنجي كه تا آخرين لحظهء حياتش از ويران شدن ايران در انقلاب اسلامي برد، شادمان شديم.
* ما به او بد كرديم.
اكنون اما، به جبران اينهمه بدي، در نوروز ۲۵۶۷ به احترام او و آرزوهاي شريف و بزرگي كه براي ايران داشت، به احترام نگراني و اندوه براي آيندهء ايران كه در بستر بيماري در بيمارستان «معادي» قاهره، سرانجام جان او را خورد، دقيقهاي در سكوت بينديشيم به كدام راه بايد برويم تا «وحشت بزرگ» حاكم بر ايران را برچينيم و به جهان معاصر بازگرديم.
انديشيدن ما به نجات ايران و بازساختن آن، روان او را شاد ميكند.


ادامه مطلب
دوشنبه 1386/04/04
مشكلات فني و ساختاري F/A-22 Raptor
بازنشدن کاناپی!
اولين حادثه براي هواپيماي F-22A كه در نوع خود جالبترين است، منجر به حبس 5 ساعته خلبان اين هواپيماي 180 مليون دلاري در كابين اين هواپيما شد.
اين حادثه در تاريخ 10 آپريل 2006 هنگامي رخ داد كه بعد از يك پرواز روزانه و بازگشت به پايگاه خلبان متوجه شد كه در كاناپي اين هواپيما باز نمي شود و تمام تدابير موجود از سوي خلبان و پرسنل فني هم ثمر بخش نبود و سرانجام تصميم به برش شيشه كاناپه براي خروج خلبان گرديدند. اين حادثه از سوي مسئولان نيروي هوايي ايالات متحده براي بررسي علل آن در دست مطالعه مي باشد و بنا بر اعلام ابتدايي مسولان نقص در سيستم باز و بسته نمودن كاناپه خلبان علت بروز اين حادثه بوده و به احتمال بسيار بايد اين سيستم اطلاح و بازسازي شود كه بسيار هزينه بر خواهد بود . شما را به ديدن تصاوير اين حادثه دعوت مينمايم اميدوارم مورد توجه شما قرار گيرد:






USAF به دنبال راهکاری برای خنک نگهداشتن سیستمهای آویونیک
نيروی هوايی آمريکا به دنبال راهکاري است که جنگندههای جديد F-22 اش بتوانند برای مدت زمان طولاني تری با موتور روشن (Stadnby) بر روی زمين مناطق گرم همچون عراق و افغانستان آماده برای عمليات بمانند.
متاسفانه در دمای بالاتر از 49 درجه سلسيوس بعد از 44 دقيقه دستگاههای الکتريکی جتهای مخفی (Stealth) شروع به از کار افتادن میکنند! بنابراين مدت زمانی طول میکشد تا بتوان پرنده را آماده پرواز نمود. در طول پرواز به دليل وجود جريان هوا چنين مشکلی وجود ندارد.
مشکلات ايجاد شده بابت تخمين قيمت F-22
ابهامات ايجاد شده بابت قيمت تخميني نيروي هوايي ايالات متحده جهت خريداري جنگندهء پنهان کار F-22، باعث مشکلات عظيمي براي شرکت سازنده، يعني «لاکهيد مارتين» شده است. اگرچه طبق قرارداد فروش طولاني مدت اين جنگنده، پشتيباني وسيعي براي اين هواپيما در بودجهء دفاعي اخير پيش بيني شده است که به تازگي توسط سنا به تصويب رسيده است.
نيروي هوايي اعتقاد دارد که قيمت فروش F-22، بايد 250 ميليون دلار براي سه سال اول باشد که اگر امکان انعقاد قرارداد براي تعدادي بيشتري فراهم شود، اين مبلغ به 130 ميليون دلار براي هر فروند خواهد رسيد. اما اين تخمين قيمت، مي تواند مورد بررسي دقيق تري قرار گيرد زيرا طبق گزارش ژنرالهاي قسمت بازرسي وزارت دفاع، قيمت گذاري تخميني پنتاگون در ساير موارد، همواره مورد انتقاد قرار گرفته است و در بسياري از موارد، اشتباه از آب درآمده است.
در گزارش بازرسان اعلام شده است که پنتاگون حق تخمين قيمت ندارد زيرا اين مسئله باعث لغو ساير قراردادهاي منعقده نظير قرارداد خريد هواپيماهاي باربري C-130J از لاکهيد مارتين خواهد شد. پنتاگون سال گذشته به دنبال راهي براي لغو 4 ميليارد دلار قرارداد چندسالهء خود مي گشت، اما مقامات رسمي وزارت دفاع، در ماه مي 2006، با تخمين اينکه کل مبلغ قرارداد به بيش از 1.78 ميليارد دلار بالغ خواهد شد، از بحث بر سر قيمت نهايي C-130J خودداري کردند، زيرا طبق تخمين آنها، «مبلغ بيش از 1.1 ميليارد دلار تامين نخواهد شد» و اين موضوع در گزارش بازرسان نيز آمده است.
طبق گزارش بازرسان، به اين نکته اشاره شده است که اگر قيمتها، بالا تخمين زده شوند، مبلغ مورد نظر تامين نخواهد شد زيرا مبلغ کافي براي تامين اين قيمتها در بودجه پيش بيني نشده است در حالي که در اغلب موارد قيمت تمام شده، بسيار بيش از موارد تخميني از آب درآمده است.
سناتور «جان مک کين» نمايندهء آريزونا در سنا، بارها اصول صحيح خريد تسليحات را گوشزد کرده است. در گزارش منتشر شدهء بازرسان نيز به مشکل ايجاد شده بين خريد C-130J و F-22 اشاره شده است. نيروي هوايي نيز تاييد کرده است که اطلاعات استفاده شده جهت بدست آوردن تخمين قيمت نهايي هواپيماها، از دفاتر برنامه هاي C-130J و F-22 بدست آمده است.
با اين تفاصيل، به نظر مي رسد قيمت تمام شدهء F-22 براي نيروي هوايي، بسيار بيشتر از 250 ميليون دلار تخمين زده براي هر فروند خواهد شد که اين موضوع، نيروي هوايي را براي خريد تعداد بيشتر، دچار ترديدهاي جدي مي کند و نگراني لاکهيد مارتين نيز از اين مسئله ناشي شده است.
ايالات متحده در جستجوي مشتري خارجي براي F-22
پس از کاهش تعداد سفارش ايالات متحده براي جنگندهء F-22 به 189 فروند و ايجاد بحران مالي براي شرکت هواپيماسازي لاکهيد مارتين، اين شرکت به دنبال راهي براي فروش هواپيماي خود به مشتريان خارجي است. اما کنگرهء ايالات متحده، به دنبال راهي براي حفظ قانون منع 9 سالهء صادرات جنگندهء F-22A است. اين موضوع، به دنبال راي گيري براي رفع ممنوعيت صادرات اين جنگنده در مجلس نمايندگان آمريکا به تاريخ 20 ژوئن، صورت گرفت.
قانون گذاران در ايالات متحده، يک اصلاحيه بر بودجهء دفاعي سال 2007 ارائه کردند که اجازه مي دهد سازندهء F-22A يعني لاکهيد ماتين، جنگندهء خود را به ديگر کشورهايي که خواهان ارتقاء ناوگان هواپيماهاي جنگي خود هستند، بفروشد. مشتريان بالقوهء F-22، کشورهاي ژاپن و کرهء جنوبي هستند.
اصلاحيه اي که باعث رفع تحريم فروش به مشتريان خارجي مي شد توسط سناتور جمهوري خواه – Kay Granger – نمايندهء مردم تگزاس از بخش فورت ورث در مجلس نمايندگان ارائه شد. مرکز اصلي کارخانهء هواپيماسازي لاکهيد مارتين در فورت ورث ايالت تگزاس واقع شده است.
پيشنهاد آقاي Granger زماني اجرا مي شود که فروش F-22A به مشتريان خارجي، براي بخش بازرگاني شرکت لاکهيد مارتين، قطعي شود و اين در حالي است که خريد آتي F-22 توسط خود ايالات متحده در پردهء ابهام قرار دارد و فروش خارجي F-22 مي تواند کمک بسياري به رفع مشکلات عظيم مالي لاکهيد مارتين در پروژهء پرخرج ساخت و توليد F-22 بنمايد.
آن طور که به نظر مي رسد، F-22 نتوانسته است انتظارات نيروي هوايي ايالات متحده را به عنوان جنگندهء نسل آينده، برآورده کند و کاهش تعداد سفارش نيروي هوايي براي F-22 و ادامهء در سرويس ماندن F-15E تا سال 2030، گواهي بر اين مدعاست.

