تبليغاتX
ارتش شاهنشاهی ایران
امروز 

دوشنبه 1386/04/11

بحران بنزين

آیا کاه بنزین، کمر شتر را خواهد شکست؟

 

اگر آمدند و بنزین را جیرهبندی کردند، بیتردید دلشان برای اقتصاد ایران نسوخته است، بلکه حسابها و ملاحظات دیگری را در نظر داشته و دارند. اگر واقعا به اقتصاد ایران و رفاه مردم توجه داشتند، اینهمه دانسته و نادانسته به آن لطمه نمیزدند و تصمیمات غیراقتصادی نمیگرفتند. آنها هدفهای دیگر دارند و دلائل دیگری آنان را به این کار کشیده است.

 

همین دو روز پیش بود که مجلس نمایندگان ایالات متحده بررسی طرحی را آغاز کرد که به موجب آن، اگر حکومت ديني ایران به سرکشی در مورد برنامههای اتمی خود ادامه دهد، باید از ادامهء واردات بنزین به ایران جلوگیری کرد. همین اندیشه در پیشنویس طرحی که از جانب دولت بریتانیا برای ارائه به شورای امنیت، در چارچوب گسترش تحریمهای اقتصادی و سیاسی علیه حکومت ایران تهیه گردیده گنجانیده شده است.

 

حکومت ديني ایران تردیدی ندارد که اگر ایالات متحده و شورای امنیت تصمیم بگیرند علیه تاسیسات اتمی حکومت ایران وارد عمل شوند، یکی از نخستین اموری که فلج خواهد شد ادامه واردات بنزین از کشورهای خارجی است. حکومت ایران، 40 درصد از بنزین روزانه را از دیگران میخرد و بابت آن میلیاردها دلار پول میپردازد و قطع آن چنان هرج و مرجی در ایران به راه خواهد انداخت که اقتصاد کشور را در کوتاهمدت به کلی فلج خواهد کرد و در درازمدت زیانهای جبران ناپذیری به آن وارد خواهد ساخت. بنابراین، دولت احمدی نژاد باید از هم اکنون مردم را به کمبود بنزین عادت دهد و دستگاههای صنعتی و خدماتی کشور نیازهای خود را بر آن منطبق سازند.

 

درست است که حکومت ایران تهدید کرده که اگر آمریکا به تعرض نظامی دست بزند، ایران هم متقابلن تنگهء هرمز را به روی رفت و آمد کشتیها خواهد بست و صادرات نفت منطقه را متوقف خواهد ساخت، ولی این یک تهدید توخالی و به قول غربیها یک نوع بومرانگ است- زیرا دودش مستقیمن به چشم خود رژیم خواهد رفت. زیرا در حالی که برخی کشورهای عرب خود را با احتمال بسته شدن تنگه هرمز وفق دادهاند و بخشی از نفت خود را از طریق بندر ینبوع در سواحل عربستان در دریای سرخ و همچنین از طریق سواحل امیرنشینهای عرب در خارج از تنگهء هرمز و دریای عرب، به خارج میفرستند، بستن تنگهء هرمز در درجهء اول موجب قطع صدور نفت ایران میشود و به آسانی ممکن است کمر خود رژیم را بشکند- زیرا حدود 90 درصد از درآمد ارز خارجی رژیم از طریق فروش نفت تامین میشود و اگر این منبع درآمد خشک شود، اقتصاد حکومت در کوتاه مدتی خواهد خشکید و همانند کاخ کاغذی در مسیر وزش باد، از هم خواهد پاشید. بنابراین، این احتمال وجود دارد که غرب از واردات بنزین به ایران جلوگیری کند و ایران اسلامی صلاح نداند (و یا جرات نکند) تنگه هرمز را ببندد و خروج نفت را متوقف سازد.

 

شخص احمدی نژاد در ماههای اخیر بارها گفته است که ایالات متحده در تابستان پیش رو حمله نظامی خود را علیه ایران آغاز خواهد کرد. گوئی او بیم دارد که چنین نشود، و از این رو به بیشترین حرکات برای خشمگین ساختن آمریکا و کشاندن آن به صحنه رویاروئی و ستیز دست میزند تا هرچه زودتر این جنگ آغاز شود. احمدی نژاد در انتظار ظهور امام زمان، مهدی موعود است که هر اندازه در جهان آشوب برقرار گردد و خون بیشتری ریخته شود، ظهور او را شتاب خواهد بخشید.

 

 

بحران جیره بندی بنزین نماد برجسته سوءمدیریت سران رژیمی است که جز تهدید کردن دیگران، جز آنکه بگویند کلید شمارش معکوس عمر اسرائیل زده شده است، و جز آنکه ادعا کنند آمریکا به زودی نابود خواهد شد، و جز آنکه با گستاخی بگویند که جنایات آلمان هیتلری علیه یهودیان افسانه بوده است، و جز آنکه هذیان بگویند و کرکری بخوانند، کار دیگری بلد نیستند.

 

برای حکومت ديني ایران، هرگز اقتصاد مملکت، مایه دلمشغولی و موجب دلسوزی نبوده است.  به کارنامه 28 ساله آنان بنگرید و ببینید که چگونه گام به گام و سال به سال و روز به روز اقتصاد ایران را مستضعفتر و مفلوکتر ساختند- بنابراین ادعای آنان که به خاطر سالمسازی اقتصاد، بنزین را جیرهبندی میکنند، محلی از اِعراب ندارد.

 

در دنیای امروز که اقتصاد به سوی جهانی شدن پیش میرود و خصوصیسازی رشتههای مالی و بازرگانی و خدماتی و تولیدی یکی از ضرورتهای آن است، و حتی حکومت کمونیستی چین نیز در این راه پای گذاشته و دو اسبه به جلو میشتابد، حکومت ديني ایران در این 29 سال بیشترین بخش رشتههای اقتصادی پردرآمد کشور را در دست بنیادهای وابسته به خود متمرکز ساخته است. بنیاد مستضعفان و جانبازان و سپاه پاسداران، امروز در ایران دو غول اقتصادی حكومت ايران هستند که سودمندترین رشتههای بازرگانی و خدماتی و آبادانی کشور را در دست خود قبضه کردهاند و از آنجا که اجازهء رشد رسانههای همگانی افشاگر و انتقادی داده نمیشود، و کسی جرات ندارد در جرايد و يا از طريق گردهمايي‏ها زبان به اعتراض بگشاید، فساد مالی در این سازمانها بیداد میکند.

 

برخلاف همهء توصیههای کارشناسان اقتصادی، احمدی نژاد چندی پیش دستور داد بهرهء بانکی کاهش یابد، که این زهر مهلکی برای رشد اقتصادی ایران در شرائط کنونی بود. او میخواست به قول خود به مستضعفان نشان دهد که در فکر منافع آنان است. طرحهای شکست خوردهء اقتصادی دولت، مانند توزیع سهام عدالت و برپائی بنگاههای زود بازده، نمونهء دیگری از این رفتار مردم فریبانه و ضد اقتصادی دولت بود. در کنار آنها و حتی بیشتر از آنها، باید یادآوری کرد که بخش عمدهء درآمد نفتی ایران صرف ساختن بمب و انرژي اتم و بالا بردن توان موشکی رژیم و کمکرسانی به سازمانهای ترور فلسطینی و دیگر تشکلات فتنهگر اسلامی و عربی منطقه میشود. همزمان، حکومت دهها میلیارد دلار از درآمد کلان نفت را کنار گذاشته تا اگر جنگ روی دهد و مورد حمله قرار گیرد، چند صباحی ذخیرهای داشته باشد. دهها میلیارد دلار دیگر از این درآمد نفتی را وارد بازار نمیکند، زیرا بیم دارد که با اجرای سیاستهای غلط، بالا رفتن حجم نقدینگی در کشور موجب افزایش هرچه بیشتر تورم مالی شود و مردم را به شورش بکشاند و پایههای رژیم را لرزانتر سازد.

 

 

از روز اول سیاست اشتباهی را در پیش گرفتند و جرات نکردند بهای سوخت را به میزان عاقلانه و طبیعی آن برسانند. مردمفریب بودند و نمیخواستند نشان دهند که با دست خود قیمتها را بالا میبرند و بر رنج مردم می افزایند. آیت الله خمینی وعده داده بود که اگر به روی کار بیآید نفت را مجانی خواهد کرد- و احمدی نژاد نيز در همان راستا گفته بود درآمد نفت را مستقیمن سر سفره مردم خواهد آورد. با چنین وعده هائی، آنها جرات نکردند از همان روزهای نخستین بهای بنزین را به حدی برسانند که در ردیف نرخهای معقول جهان باشد و اکنون سالیانه 37 میلیارد دلار صرف تامین سوخت کشور میکنند- که در واقع حدود دو سوم درآمد حکومت از فروش نفت است.

 

به این رقم دهشتناک توجه کنید: حکومت ایران حدود دو سوم از درآمد سالیانه نفت را صرف تامین سوخت میکند- که در هیچ کشوری سابقه و مشابه ندارد. واردات بنزین را از 25 سال پیش آغاز کردند. چرا حکومتی که ادعا میکند در دانش اتمی، تنها یک صلوات تا رسیدن به هدف فاصله دارد، در این 25 سال نتوانسته است حتی یک پالایشگاه در ایران بنا کند؟ همه پالایشگاهای موجود ایران در دوران رژیم پیشین ساخته شده است. این یک نمونه دلسوزی آنان به حال اقتصاد ایران و رفاه ملت ایران است.

 

خودشان می گویند 63 میلیارد تومان صرف تهیه کارتهای هوشمند کردهاند تا بتوانند واردات بنزین را کاهش دهند و شاید متوقف سازند. اغتشاشات خونینی که هفتهء پیش رخ داد، ثابت کرد که ترس مردم ریخته و جان آنها به لب آمده و از رویاروئی با حکومت بیمی ندارند. این بحران، همچنین به ایالات متحده و دیگر کشورهای جهان نشان داد که رژیم ایران تا چه حد در زمینه تامین بنزین شکننده و آسیبپذیر است.

 

برخی می گویند: رژیم بالاخره در آتش بنزین خواهد سوخت. ولی این یک پیشبینی زودهنگام است و فروپاشی رژیم به آمادگی کامل مردم ایران، انسجام آنها و میزان پشتیبانی جهانی بستگی دارد- که در شرائط امروز چندان هم دور و دست نایافتنی تلقی نمیشود.

نوشته شده توسط Arash در 9:51 | موضوع: بحران بنزين و خشم‏هاي فروخورده
• لينک ثابت   •