جمعه 1386/03/11
بررسی احتمال حمله ایالات متحده به ایران
در حاليکه محمود احمدی نژاد معتقد است «آمريکا جرات حمله به ايران را ندارد» احتمالن حمله به ايران تا پايان سال 2007 صورت خواهد گرفت.
لئونيد ايواشو (Leonid Ivashov) فرمانده سابق نيروهای مسلح روسيه و معاون آکادمی امور ژئوپلتيک روسيه طی مقالهای پيشبينی میکند که آمريکا تا پايان سال 2007 به ايران حمله خواهد کرد. ايواشو در مقاله خود با عنوان ايران بايد آماده مقابله با يک حمله اتمی باشد می نويسد: «آمريکا از بمب اتمی عليه ايران استفاده خواهد کرد. اين دومين باری خواهد بود که پس از جنگ دوم و در جريان حمله به ژاپن از بمب اتمی استفاده میگردد. وی میگويد، زمانی که حمله به ايران آغاز گردد مطمئنن اسرائيل زير ضرب موشکهای ايران قرار خواهد گرفت. اسرائيل با تحمل خساراتی که قابل تحمل خواهد بود چون يک قربانی جلوهگر شده و اينجاست که آمريکا دليل قاطع و بسیار محکمی برای جهانيان خواهد داشت که ايران را به کيفر عملش برساند. رسانهها و اطلاعات غلط و درست همگی دست به دست هم داده و موجی از هيستری ضد ايرانی در سراسر جهان به راه خواهد افتاد.»
گسترده شدن فعاليتهای ناوگان جنگی آمريکا در مديترانه در چارچوب طرح CONPLAN 8022 پنتاگون صورت میگيرد که به طور مشخص ناظر بر به کار بردن سلاح اتمی عليه ايران و کره شمالی است. سيمور هرش خبرنگار نيويورکر برای نخستين بار در سال گذشته افشا کرد که از تابستان گذشته، پروازهای شبيهسازی شده (Simulated Flights) برای حمل و پرتاب سلاحهای اتمی در پنتاگون آغاز شده است.
آنهایی که با تکيه بر فرضيات خود از قبيل توان رزمی ايران، افزايش ناگهانی قيمت نفت، امکان حمله به نفتکشها در تنگه هرمز، حمله به اسرائيل و سربازان آمريکا در عراق و نيز قدرت گرفتن دموکراتها در صحنه سياسی آمريکا سخن از اين میرانند که "آمريکا جرات حمله به ايران را ندارد" از دانش کافی برخوردار نيستند. آنان همانگونه که در شورای روابط خارجی آمريکا اظهار فضل نموده و جمعيت آمريکا را ۲۱۹ ميليون نفر عنوان میکنند (آمار مربوط به ۳۰ سال پيش و با تقريب ٨٠ ميليون خطا) و يا در نامههای سرگشاده خود به روسای جمهور کشورها، پيدايش صهيونيسم و اسرائيل را به جنگ دوم جهانی نسبت میدهند و ادعا میکنند اين مطلب را به دانشجويان خود نيز آموختهاند، در حالي که اين جنبش (پیدایش صهیونیسم) ریشه در قرن نوزدهم دارد، در اين مورد هم به دليل فقدان شناخت و بينش سياسی، سخت دچار اشتباه محاسبه هستند.
آقای بوش با اختيارات فوقالعاده گسترده از زمان سخنرانی "وضعيت اتحاد" امسال خود در ماه ژانويه با مرتبط کردن علت شکست آمريکا در عراق به کارشکنیها و دامن زدن به بیثباتیها توسط ايران، صراحتن اعلام کرد برای قطع و دفع نفوذ ايران دست به هر اقدامی خواهد زد. او با طرح اين مسئله در نظر دارد با همان مجوز حمله به عراق تکليف آمريکا و اسرائيل را با ايران يکسره کند. پرزيدنت بوش در اين رهگذر، نه به تلفات انسانی و هزينههای سرسام،آور، نه افزايش ناگهانی بهای نفت و نه حتی کاهش محبوبيت خود کمترين بهائی نمیدهد. طبق نوشته نيويورک تايمز او معتقد است ماموريتی از جانب خداوند به او داده شده که ريشه افراطگرائی و بنيادگرائی اسلامی را بخشکاند. به گفته اين روزنامه، اين که امروز مردم در مورد او چه فکر میکنند چندان اهميتی ندارد. بوش میگويد هم چنان که چرچيل در تاريخ انگلستان جايگاه بزرگی يافت، ۳۰ سال ديگر مردم آمريکا درخواهند يافت که وی منشاء چه خدمت بزرگی به آمريکا بوده است.
آقای بوش و ديک چنی هيچ قدرت معارضی در برابر خود نمیبينند. ديک چنی وقتی در برابر سئوال خبرنگاری قرار گرفت که از وی پرسيد سنا لايحهای را تصويب خواهد کرد که با افزايش نيروها در عراق مخالفت کند (البته اين مخالفت هيچ خاصيت اجرائی ندارد و تنها يک موضع گيری است) گفت: "ما را متوقف نخواهد کرد." هفته پيش نيز رياست جمهوری زمانی که صحبت از مخالفت کنگره با اضافه کردن نيرو به ادامه جنگ شد گفت "من هستم که تصميم میگيرم."
از سوی ديگر با توجه به انتخابات پيش رو در سال ۲۰۰۸، چرا دموکراتها بايد بخواهند جورج بوش از اين باتلاق بيرون بيايد. عراق و متعاقب آن ايران، بهترين حربه تبليغاتی در جريان مبارزات انتخاباتی ۲۰۰۸ خواهند بود که دموکراتها میتوانند بر روی آن سرمايهگذاری کنند. مرد قدرتمند جمهوریخواهان، سناتور مککين (McCain) که به خوبی دست دموکراتها را خوانده است در روز ۴ فوريه می گويد: "اين صحيح نيست که با اين ماموريت (افزايش نيرو) لاينقطع مخالفت کنيد و بگوئيد بودجه برای آن تصويب نمیکنيد اما در عمل هيچگونه اقدامی برای متوقف کردن آن به عمل نياوريد. من کاملن معتقدم که اگر شما ايمان داشتيد که اين ماموريت به قيمت جان آمريکائیهای بيشتری میانجامد و طرحی شکست خورده است به هر نحوی بود از شکلگيری آن جلوگيری میکرديد." مککين هم میداند که دموکراتها مخالفتشان با جنگ، تنها جنبه صوری و تبليغاتی داشته و هيچ ريشهای ندارد. چندی پیش، خانم کلينتون رئيسجمهور احتمالی آينده آمريکا، در سخنرانی خود در محل بزرگترين گروه لابی اسرائيلی" ايپک" (AIPAC) صراحتن ايران را خطری برای آمريکا و اسرائيل خواند و اعلام کرد هيچ راهحلی برای مقابله با ايران مردود نيست.
آقايان، بر روی دموکراتها شرطبندی نکنيد. هيلاری کلينتون، جان ادواردز و هر کانديدای ديگری برای موفقيت شديدن محتاج پولاند و لابی اسرائيل، قدرتمندترين نيروی مالی در آمريکاست. (برای اطلاع بيشتر از ميزان اين نفوذ به گزارش منتشر شده توسط دانشگاه هاروارد مراجعه کنيد)
پايگاه اينترنتی روزنامه معتبر "عرب تايمز" کويت که به انتشار خبرهای انحصاری شهرت دارد، روز ۴ فوريه طی مقالهای به قلم احمد الجراره سردبير اين روزنانه، تحت عنوان "حمله نظامی آمريکا تا پايان سال 2007 صورت خواهد گرفت" مینويسد:
"حمله از سمت دريا صورت خواهد گرفت" اين روزنامه با اشاره به يک منبع قابل اعتماد مینويسد: "پرزيدنت بوش اخيرن در جلسهای به همراه ديک چنی، رابرت گيتس و رايس و دستياران آنها در کاخ سفيد، برنامه جامع حمله به ايران را در حد جزئيات مورد بحث و گفتگو قرار دادهاند". همين منبع گفته است آقای ديک چنی در اين جلسه، اين مسئله را به طور برجستهای عنوان نموده "که خطر ايران تنها برای عربستان نيست بلکه کل منطقه را نیز شامل میگردد."
بخش دهشتناک اين مقاله حکايت از حمله به منابع نفت ایران میکند، چيزی که تاکنون در هيچ کجا و هيچ تحليلی ديده نشده بود. عرب تايمز به نقل از منبع خود مینويسد: "آمريکا و متحدانش تاسيسات نفتی و هستهای ايران را مورد هدف قرار میدهند و حداکثر تلاش را خواهند کرد که نتايج فاجعهآميزی در پی اين حمله پديد نيايد."
مقاله در پايان با اشاره به مخالفت خانم رايس و رابرت گيتس میگويد آقای بوش و ديک چنی معتقدند که بر اساس درسی که از ماجرای عراق گرفتهاند مذاکره و بحث و غيره سودی ندارد و بايد مستقيم دست به عمل زد.
آيا جهنم عراق با ۶۵۰۰۰۰ کشته (از هر ۴۰ نفر يک نفر)، ويرانی کامل کشور و آوارگی ميليون ها کودک و پير و جوان در ايران نيز تکرار خواهد شد؟ آنانکه اداره واقعی مملکت را در اختيار دارند بهتر است تا دير نشده جلوی تعدادی انسان خود شيفته، کم سواد و فاقد درک و دانش سياسی را که با شعار و شوخی و صرفا با اتکاء به ايدئولوژی، هفتاد ميليون نفر را به قتلگاه و مقابله ای بس خونين با غولی کم خرد که به زعم آنان جرات حمله را ندارد فرا می خوانند، بگيرند.
