تبليغاتX
ارتش شاهنشاهی ایران
امروز 

پنجشنبه 1386/04/28

بحران سازی برای مردم

بحران‏سازي حكومت ديني براي مردم

 

1- اين روزها کار به جايی رسيده که طاقت مردم به دقيقه رسيده است. دهانها گشوده شده است. در همين دهان گشودنها معلوم می‏شود، مثلن عمه فلانی در دهه 60 زندان بوده و چه شکنجه هايی شده است. يا متوجه می‏شويد دختردايی دوستتان اعدام شده است. و بالاخره اينکه زخم‏های کهنه سر باز کرده‏اند و مردم ديگر علن حرف‏هايشان را می‏زنند، حتی حرفها و درد دلهای قديمی را. جايی نيست که ديگر مخالفتی بيان نشود و يا محفلی نيست که در آن بحث سياسی نشود. مردم خوب اوضاع را زير نظر دارند. شايد نتوانم بگويم که مردم حاضرند برای بدرقه رژيم هزينه بدهند، ولی به جرات می‏توانم بگويم که مردم برای دفاع از رژيم حاضر به دادن کوچکترين هزينه نيستند . فضای پليسی به خوبی در سطح جامعه قابل لمس است. که البته آقايان چند روز پيش اعلام کردند چون در کشورهای ديگر پليس زياد به چشم نمی‏آيد ما هم می‏خواهيم پليس‏های نامحسوس را وارد ميدان کنيم. ولی نمی‏گويند که در ممالک ديگر جوانی به خودی خود جرم نيست.

 

2- در ايران جوانی که پا را از خانه بيرون می‏گذارد مطمئن است که طبق قوانين اسلامی چندين جرم دارد. دايرة قرمز آنقدر تنگ شده که چند جای يک جوان به صورت طبيعی از اين دايره بيرون می‏زند. آش آنقدر شور شده که جديدن جلسات پرسش و پاسخ زيادی از سوی بسيج دانشجويی گذاشته می‏شود تا خيلی از رفتارهاي حكومت ديني توجيه شود.

 

3- پديده ديگری که جامعه را در برگرفته، افسردگی همراه با خشم است. همان چند تفريح بسيار کوچکی را هم که جوانان داشتند از آنها گرفته‏اند و راه خانه‏نشينی را به آنها تحميل کرده اند. جوان ايراني، براي كوه رفتن هم بايد از پست بازرسي و كنترل ماموران حكومت ديني عبور كند و مطابق آنچه كه آنها برايش تصميم گرفته‏اند رفتار كند. در حال حاضر 2 راه حل در برابر جوانهاست: يکی اعتياد و ديگری سياسی شدن. البته اين اوضاع در شهرستانها بسيار وخيم است. از گرانی نگوئيم سنگين‏تر هستيم. در ادارات دولتي، کارمندان و حتی مراجعين فقط می‏کوشند به هر ترتيبی شده جزو خودی‏ها محسوب شوند. البته اين تلاش وقفه‏ای در ابراز مخالفتهايشان نمی‏اندازد. حکومت ديني با چنين فضايی که درست کرده است خودش را يک ابرقدرت نشان می‏دهد و اينطور تبليغ می‏کند که هيچ ضربه‏ای به آن نمی‏تواند وارد شود.

 

4- شمار دست فروشان روز به روز زيادتر می‏شود، البته اگر گردو فروشان و لنگ فروشان را حساب نکنيم! شمار گداها نيز به همين نسبت زياد شده است. نخنديد، ديروز کسی بنزين گدايی می کرد و از من 1 ليتر بنزين می‏خواست. دزدها هم زيادتر شده‏اند و باک‏زن‏ها، شبها بنزين اتومبيلها را می‏دزدند و خيلی زود هم آن را به پول تبديل می‏کنند. جوانهائی که در سال انتخابات رياست جمهوری دوره نهم مغرورانه می‏گفتند ما رای نمی‏دهيم، حالا دارند لحظه‏شماری می‏کنند که انتخابات شود. اينطور که از حرفهای مردم مشخص است آنها ديگر به دنبال تحول نيستند بلکه فقط می‏خواهند احمدی نژاد و تفكر طالباني دارودستة وي نظير سردار رادان نباشد و می‏خواهند به رهبر مسلمين جهان! که از ايشان حمايت می‏کند دهن‏کجی کنند.

 

5- مسئله ديگر خرافات مذهبی است که يک عده را به باتلاق عميقي فرو برده است و هيچ جور هم رها نمی‏کند. از کسانی که در هشتگرد برای خود کعبه درست کرده‏اند و با لباس احرام می‏روند زيارت گرفته تا آن که برای خودش راه افتاده است در خيابانها و با پخش اعلاميه می‏گويد من امام زمان هستم و 3 سال است که ظهور کرده‏ام بگيريد تا كساني از راههاي دور به قصد رساندن نامه به دست امام زمان، درخواستهاي مكتوب خود را درون چاهي در جمكران مي‏اندازند!

 

6- بحران بعدی، خروج (فرار) مردم از ايران است. اگر در قديم از فرار مغزها صحبت می‏کرديم حالا بايد از فرار مردم صحبت کنيم. خيلی‏ها حتا به کشورهای عربی رفته‏اند. آن‏کس که فکر می‏کند ايران در باتلاق بحران فرو نرفته، کولر خانه‏اش را خاموش کند و سرش را از پنجره بيرون بيآورد.

نوشته شده توسط Arash در 20:4 | موضوع: بحران سازی برای مردم
• لينک ثابت   •