تبليغاتX
ارتش شاهنشاهی ایران
امروز 

جمعه 1386/04/29

از صدور قطعنامه تا جام زهر

از صدور قطعنامه تا جام زهر

مسعود بهنود
روزنامه نگار مستقل

 

نوزده سال بعد از پایان جنگ هشت ساله ویرانگری که به گفته تحلیلگران، آزادیهای به دست آمده از انقلاب را از میان برد و آرزوهای انقلابیون را نقش بر آب کرد، در حالی که تحولات منطقهای و جهانی احتمال دریافت غرامت و خسارت را از ایران گرفته است، از آن جنگ جز ۲۳ هزار نفر معلول جنگی که به گفته دولتمردان در عین عسرت به سر میبرند و تورم و گرانی که هنوز دولتها با صرف میلیاردها دلار درآمد نفتی، موفق به مهار آن نشدهاند، چیزی به جا نمانده است.

 

خبرهای گهگاهی از انفجار مین عمل نکرده، موشک منفجر نشده و مرگ یکی از قربانیان بمبهای شیمیایی به یاد صدها هزار خانواده می اندازد که چگونه عزیزانشان با شوق، به سودای نبرد با کفر و حضور در بهشت به میدان جنگی رفتند که اینک دیگر کسی مدافع آن نیست و کسی اشتیاقی به بر دوش کشیدن مسئولیت تصمیمهای مقطعی آن ندارد.

 

روز بیستم ژوئیه سال ۱۹۸۷ (مصادف با 29 تیر سال 1366) قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت به تصویب تمامی اعضای شورای امنیت سازمان ملل رسید اما رسانههای دولتی ایران جز خبری عادی از آن پخش نکردند. پس کسی گمان نداشت که این قطعنامه بتواند حدود یک سال بعد، زیر فشارهای متعدد و از جمله ورود آمریکا به حاشیهء جنگ، پیامهای هشدار دهندهء مسکو، کاهش شدید درآمدهای ارزی و افزایش روزافزون تلفات جنگ، توسط حکومت جمهوری اسلامی پذیرفته شود و به هشت سال جنگ خانمانسوز پایان دهد.

 

با وجود آنکه از اواسط جنگ مشخص بود که سیاست مهار دوگانهء آمریکا که با موافقت اروپايیها همراه شد، امکان پیروزی ایران قویتر را به صفر رسانده اما نفوذ آیت الله خمینی باعث میشد با هر سخنرانی وی، هزاران نفر عازم جبهههای جنگ شوند و این امیدواری به وجود آید که با ادامه پایداری بتوانند عراق را سرکوب کنند، آرزویی که سرانجام تحقق نیافت. یک سال بعد، جنگ بدون پیروزمند واقعی پایان گرفت، گرچه هر دو کشور به مردم خود چنین وانمود کردند که پیروز شدهاند.

 

در سالهای اخیر، افشاگریهای مقامات تصمیمگیر و تصمیمساز نشان می دهد که هر چقدر بر سر مسئولیت آغاز جنگ اتفاق نظر وجود دارد (و همگان بر این باورند که صدام حسین با لغو قرارداد ۱۹۷۵ و به تصور از هم پاشیدگی ارتش ایران بعد از انقلاب، با نیروی هوایی به خاک ایران حملهور شد) اما دربارهء تصمیمگیری به ادامهء جنگ و به اعلام پذیرش قطعنامهء شورای امنیت و پایان جنگ، اختلاف نظرهایی وجود دارد که کشف حقیقت را دشوار میکند.

 

قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل که درباره جنگ ایران و عراق صادر شد و به فاصلهء اندکی دولت عراق آن را پذیرفت با بیاعتنائی چمهوری اسلامی روبهرو شد که اکثر دولتمردان آن، تبلیغات داخلی را باور کرده بودند که همان است که بعد از بیست سال هنوز فرمانده یکی از لشکرهای سپاه پاسداران درباره قطعنامه را چنین توصیف میکند: (غرب چنین درخواستی را برای نجات مزدوران عراقی از دست رزمندگان اسلام گذارد که در آن به ارتشهای دو کشور توصیه میکرد به پشت مرزهای خود برگردند و آتشبس را بپذیرند.)

 

اما واقعیتهای جبهه جنگ، سرنوشت دیگری را نشان داد.

 

شبه جزیره فاو، بزرگترین منطقه ای که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به دست آورده و عملن ارتباط عراق را با خلیج فارس قطع کرده بود، ظرف چند ساعت و با تلفات سنگین، از دست رفت.

حاج محمد کوثری فرمانده سابق لشکر ۲۷ محمد رسول الله و معاون فعلی امنیت ستاد نیروهای مسلح، شرایطی را که در فروردین سال ۱۳۶۷ اتفاق افتاد چنین توصیف می کند: "ما در فاو نیروی آنچنانی که بتواند در مقابل تجهیزات بسیار زیاد عراق مقاومت کند نداشتیم، از سوی دیگر، جو جامعهء ما در آن مقطع در راستای انتخابات دورهء سوم بود، نزدیکی امتحانات پایان سال هم مزید بر علت شده بود که عراق در بازپسگیری فاو راحت‌تر باشد چون عمدهء نیروهای ما بسیجیانی بودند که آماده امتحان می‌شدند، در جبهه‌ها هم حالت آرامش وجود داشت، همهء این عوامل دست به دست هم دادند تا عراق، آن هم با پشتیبانی آمریکا به فاو حمله کرد و آنجا را بازپس گرفت.)

 

گزارشها نشان میداد که روزهای سختتری برای اقتصاد کشور در پیش است، فشار بر مردم شدت گرفته، آنها به شدت فرسوده شدهاند و انتقاد از روند اداره مملکت افزایش یافته است. در همین زمان بود که گروهی از واقعنگران در داخل جمهوری اسلامی دست به کار یافتن راهی سیاسی برای پذیرفتن قطعنامه و پایان آبرومندانه جنگ شدند.

 

سال گذشته فرمانده پیشین سپاه پاسداران برای چندمین بار زبان به انتقاد از اکبر هاشمی رفسنجانی فرمانده وقت جنگ گشود، با این ادعا که بعد از صدور قطعنامه، امکان پیروزی برای نیروهای مسلح ایران وجود داشت اما آقای هاشمی با انتشار نامهای به امضای بنیانگذار جمهوری اسلامی نشان داد که آیت الله خمینی هم ادعای وی را بلندپروازانه و خطرناک دانسته بود.

 

علاوه بر نامهء افشاء شدهء آیت الله خمینی که جناح تندرو و هواداران دولت محمود احمدی نژاد به شدت از افشای آن انتقاد کردند و حتی آن را از اسرار جنگی خواندند، مهمترین افشاگریهای دیگری که فضای آن دوران حکومت را نشان میدهد، مجادلهء قلمی علی اکبر ولایتی و محمدجواد لاریجانی، وزیر و معاون وزارت خارجه دوران جنگ است. محمدجواد لاریجانی ادعا می کند که عدهای از دولتمردان بدون داشتن ابتکار عمل فقط چشم به دهان روحانیون دوخته بودند و به استناد اینکه مملکت صاحب دارد با هر نوع ابتکاری از جمله شکستن تابوی پایان جنگ مخالفت میکردند.

 

آقای لاریجانی همزمان با بیستمین سالگرد صدور قطعنامه با اشاره به سفرهایش به نیویورک و دیگر کشورها که در آخرین هفتههای جنگ صورت می گرفت نوشته: نه تنها نخست وزیر وقت، رئیس جمهور و رئیس مجلس بلکه حضرت امام در جریان قرار میگرفتند و تا من مطمئن نمیشدم که آن بزرگوار نظر مساعد دارند، قدمی برنمیداشتم اما آقای ولایتی در تمام طول این مذاکرات، حتی یک لحظه هم حاضر نشدند به موضوع، نتایج، متن و مسیر توجه کنند و همواره میگفتند چون حساسیت عمومی وجود دارد، من مخالفم.

 

بنا به نوشته جواد لاریجانی که مسئول مذاکرات بر سر قطعنامه شورای امنیت شده بود، بعد از صدور قطعنامه ۵۹۸ تحت فشار آمریکا، شورای امنیت سازمان ملل متحد به ایران اخطار داد که اگر موضع خود را نسبت به قطعنامه ۵۹۸ روشن نکند، قطعنامهء جدیدی صادر خواهد شد که ایران را تحت فشار میگذارد و تمام کارهای کارشناسی و نظر مسئولان بر این بود که نباید اجازه داد چنین قطعنامهای صادر شود، آقای ولایتی در اتاق آقای شیخ الاسلام (یکی دیگر از معاونان وزارت خارجه) جلسه برگزار کرد و مرا که مسئول مذاکرات قطعنامهء ۵۹۸ بودم صدا کرد و گفت: تا من وزیر خارجه ام، اجازه نمیدهم که این قطعنامه قبول شود. اما درست دوازده ساعت بعد، مرحوم حاج احمدآقا زنگ زدند و گفتند که حضرت امام فرمودهاند بروید نیویورک و آنها را متقاعد کنید که ما قطعنامه را رد نکردهایم و قصد رد کردن هم نداریم.

 

آقای لاریجانی، وزیر خارجه زمان جنگ را متهم کرده که به خشکسالی فکری و عملی در دیپلماسی مبتلا بوده و آن را زیر لعاب قانونگرایی و اینکه مملکت صاحب دارد، یک کارشناس حرفی زده که نمیشود و از این قبیل امور پنهان کرده است. محمدجواد لاریجانی هشت ماه پس از آنکه ایران قطعنامه 598 را پذیرفت از معاونت وزارت خارجه کنار رفت. علی اکبر ولایتی میگوید که آقای لاریجانی به خواست وزارت اطلاعات از معاونت وزارت خارجه برکنار شد.

 

پذیرش قطعنامه

در این میان، روایت آیت الله موسوی اردبیلی، رئیس قوه قضاییه وقت (با عنوان رئیس شورای عالی قضائی) در گفتگوهای پدیدآمده بین فرمانده جبههها و فرمانده سپاه پاسداران گم شد. آیت الله موسوی اردبیلی در روایت خود گفته است که وقتی سران کشور در حضور آیت الله خمینی جمع بودند که بر ادامه جنگ تأکید داشت و شکستهای آن روزی را به چیزی نمیگرفت و اصرار میکرد که مؤمن از کشته شدن در راه حق ترسی به دل راه نمیدهد، پیدا بود که گزارش آقای هاشمی رفسنجانی که بر اساس جمعآوری اطلاعاتی از دولت و نیروهای نظامی به دست آمده، نتوانسته بود کارگر بیفتد.

 

به گفته آیت الله موسوی اردبیلی، که پنج سال قبل باز هم آن را مؤکد کرد، آیت الله خمینی در این لحظه که قصد پایان دادن به جلسه را داشت، در حالی که به شدت متأثر شده بود اظهار میدارد برای ما کشته شدن توسط موشکها و بمبهای صدام افتخاری است و مردم هم مجسمه ما را خواهند ساخت اما اگر با فشاری که بر مردم وارد میآید آنها ما را بکشند این دیگر نه که افتخاری نیست بلکه سرشکستگی تاریخی است. هر چند روایت نشان می دهد که با اصرار چند تن از حاضران در آن جلسه، مقرر می شود یکی از مسئولان، پذیرش قطعنامه را اعلام کند و واکنشهای احیاناً منفی نصیب وی شود. با پیشنهاد اکبر هاشمی رفسنجانی، خود وی داوطلب چنین کاری می شود اما بعد از گذشت چند دقیقه آیت الله خمینی دستور می دهد که لازم نیست و خود نامه ای به ملت خواهد نوشت.

 

نامه مشهور به جام زهر که رهبر جمهوری اسلامی با نوشتن آن پایان جنگ را اعلام داشت و خطاب به جنگندهها گفت که با خدای خود معامله کرده و چنین تصمیمی گرفته است، به بحثها و گفتگوهایی که به گفته محسن رضائی در جبهههای جنگی وجود داشت، پایان داد.

 

در دهمین سال بعد از جنگ محسن رضائی در آخرین روزهای فرماندهی سپاه پاسداران در مصاحبهای با روزنامهء سلام برای اولین بار گلایه خود را از آقای هاشمی رفسنجانی بازکرد. به گفته وی، نمایندهء وقت ولی فقیه در شورای جنگ با جمعآوری میزان نیازهای واحدهای نظامی و دولت، این نتیجه را به دست آورد و در اختیار دیگران گذاشت که خزانه خالی است، کشوری حاضر به دادن وام و فروش نسیه نیست، تلفات جبهه ها هم فزون شده است. به گفته وی این آمار بر اساس جمعبندی خواستهای حداکثری نهادهای نظامی و دولت تهیه شده بود و ارائه دهندگان آمار نمیدانستند که برای چه منظوری آن را اعلام میکنند.

 

صدور قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل گرچه بیست سال پیش، شور و هیجانی در مردم ایجاد نکرد اما در هیجدهم ژوئیه (27 تیر) سال بعدش که پذیرش قطعنامه توسط ایران اعلام شد، شوکی اقتصادی و اجتماعی بود که کاهش ناگهانی بهای ارز و خودرو از جمله نشانه های آن بود. در آن زمان در قفسه های فروشگاهها چیزی دیده نمیشد، تقریبن همهء کالاها کوپنی و جیرهبندی شده بود و بهای ارز در بازار آزاد چند برابر نرخ رسمی آن بود.

 

غرامت و خسارت

اما غرامت و خسارت که گمان می رفت در زمانی دریافت آن قطعی بوده است، بعد از پایان جنگ تبدیل به افسانهای شد و در سیاست خارجی ایران عملن به صورتی مسئلهای درجه دوم در آمد.

 

صدام حسین به فاصله دو سال بعد از پایان جنگ ایران و عراق، ناتوان از پرداخت بدهی دوران جنگ خود به کویت حمله برد و کوتاه زمانی بعد با ضربههای مهلک ارتش آمریکا و متحدانش ناگزیر شد از آن کشور خارج شود و محدودیتهایی را بپذیرد که بعد از دوازده سال تحمل مصائب بزرگ، سرانجام به حملهء نظامی نیروهای تحت رهبری آمریکا به آن کشور انجامید و جایی برای طلب غرامت جنگ به ایران باقی نگذاشت.

 

به نوشته محمدرضا دبیری، کارشناس مسائل بینالمللی، حقوق حقهء ایران در هر زمان در حال و آینده، به ویژه در خصوص مطالبهء غرامات به صورت جدی پابرجاست اما در شرایط فعلی شاید بند هشت قطعنامه بیش از دو بند دیگر قطعنامه امکان بررسی و پیگیری جامع دستگاه سیاست خارجی را داشته باشد. به نوشته این کارشناس، اگرچه در زمان تصویب قطعنامه با وجود صدام حسین و حزب بعث در عراق امکان اینکه ترتیبات امنیتی منطقه‌ای در خلیج فارس به وجود آید و ایران و عراق و شیخ‌نشینهای جنوب خلیج فارس را با ابزار حقوقی بین‌المللی یا حتی تفاهم سیاسی به‌گونه‌ای ملتزم کند، وجود نداشت اما اکنون هم با سوء‌تفاهمهایی که سیاست دوستانه و تشنجزدایی قبلی را کمی مکدر کرده است، شرایط مساعدی در افق دیده نمی ‌شود.

 

در آستانهء بیستمین سالگرد صدور قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت، اجتماع جمعی از معلولان جنگی (که جانبازان خوانده میشوند) نشان از آن داشت که هنوز این گروه با همه تبلیغاتی که جناح محافظهکار به نام آنان انجام میدهد از سادهترین امکانات معیشتی محرومند. بر پلاکاردهای عدهای که در برابر ساختمان ریاست جمهوری تظاهراتی به راه انداختند جملاتی دال بر پشیمانی آنان از شرکت در جنگ به چشم میخورد. بعد از آن تظاهرات بود که یکی از مشاوران رئیس جمهور اعلام داشت که ۲۳ هزار جانباز معسر شناخته شدهاند که باید سازوکاری برای کمک به آنان پیدا شود. اینان کسانیاند که گرانبهاترین عنصر وجود خود را در جنگی نثار کردند که اینک هیچ خبری از آن نیست.

نوشته شده توسط Arash در 21:25 | موضوع: قعطنامه 598 یا جام زهر
• لينک ثابت   •