تبليغاتX
ارتش شاهنشاهی ایران
امروز 

دوشنبه 1386/05/01

سوخوی24 در برابر اف4 فانتوم

پیش از ورود به بحث مقایسه، لازم است اندکی با مشخصات هر دو هواپیما، آشنا شویم.

 

F-4 Phantom II

جنگندهء شكاري بمب‏افكن ويژهء عمليات در هرگونه شرائط آب و هوايي اف4 فانتوم، ساخت كارخانهء McDonnell Douglas ايالات متحده است و بين سالهاي 1960 تا 1996 در خدمت نيروهاي نظامي ايالات متحده قرار داشته است. اين جنگنده، بنا به نيازهاي نيروي دريايي ايالات متحده ساخته شد و امروزه تعداد 1000 فروند اف4 در اقصا نقاط جهان در حال خدمت هستند.

 

با ورود به خدمت اف4 به سال 1960، نيروي دريايي ايالات متحده، به اولين ناوگان دفاع پيشرفتهء در تاريخ حيات خود مجهز شد. به سال 1963، اف4 به عنوان يك شكاري بمب‏افكن در خدمت نيروي هوايي ايالات متحده نيز قرار گرفت. تا پايان سال 1981 كه توليد اف4 خاتمه يافت، تعداد 5195 فروند از اين جنگنده ساخته شد كه تا آن تاريخ، پرشمارترين جنگندهء مافوق‏صوت توليدي ايالات متحده به شمار مي‏رفت. تا زمان تولد جنگندهء شكاري F-15 Eagle، اف4 با 24 سال توليد پياپي، ركوردار به شمار مي‏رفت. بزرگترين نوآوري در اف4، نصب يك رادار پيشرفتهء پالس – داپلر و همچنين استفادهء گسترده از فلز تيتانيوم در ساخت بدنهء آن بود كه بدين ترتيب، بدنهء اف4 بسيار مقاوم و مستحكم از كار درآمد.

 

عليرغم وزن سنگين اف4 به هنگام برخاست كه غالبن به بيش از 60 هزار پوند (27 هزار كيلوگرم) بالغ مي‏گشت، اين جنگنده به دليل دارا بودن موتورهاي بسيار توانمند J-79، به راحتي قادر مي‏شد به سرعت 2.23 ماخ دست يابد و 41 هزار فوت در دقيقه يا 210 متر بر ثانيه اوج بگيرد.

 

اندكي پس از توليد، اف4 توانست 16 ركورد جهاني را به نام خود ثبت نمايد. از جملهء اين ركوردها، دست‏يابي به سرعت 1606.342 مايل بر ساعت معادل 2585 كيلومتر بر ساعت و همچنين اوج‏‎گيري تا ارتفاع 98557 فوتي (معادل 30040 متر) بود. كاري كه در آن زمان، از عهدهء هيچ جنگنده‏‎اي بر نمي‏آمد و هنوز هم بسياري از جنگنده‏هاي قرن بيست و يكم، قادر به دست‏يابي به چنين ركوردهايی نيستند.

 

اف4 قادر بود 18650 پوند معادل 8480 كيلوگرم مهمات را در 9 مقر حمل نمايد. از جملهء اين مهمات مي‏توان به موشكهاي هوا به هوا، موشكهاي هوا به زمين هدايت‏شونده و انواع بمب‏هاي سقوط آزاد و هسته‏اي اشاره كرد.

 

با ورود به خدمت موشكهاي هدايت شوندهء هوا به هواي دوربرد نظير اسپارو و كوتاه‏برد نظير سايدوايندر، چنين انگاشته شده بود كه نيازي به شركت در نبردهاي نزديك هوايي نخواهد بود، اما شركت ناوگان اف4 در جنگ ويتنام، لزوم نصب مسلسل را به اثبات رساند و بنابراين در تمامي مدلهاي F-4E يك مسلسل 20 م م نصب گرديد.

 

به دليل استفادهء بسيار گستردهء ايالات متحده و ساير متحدان غربي از اين جنگنده، اف4 به عنوان بهترين نمايندهء دوران جنگ سرد با اتحاد شوروي به شمار مي‏رفت. يكي از نقاط درخشان حضور اف4 در نبرد، جنگهاي اعراب و اسرائيل بود. اف4 در جريان مناقشات اعراب و اسرائيل، به 393 پيروزي هوايي دست يافت، ضمن اينكه در پروازهاي بي‏شمار و موفقيت‏آميزي بر عليه اهداف زميني متعلق به اعراب به كار گرفته شد.

 

جنگندهء اف4 فانتوم در مدل G كه Wild Weasel ناميده مي‎شد، قادر بود در عمليات ضد پدافند هوايي موسوم به SEAD شركت جويد و از موشكهاي ضدرادار HARM استفاده نمايد، هرچند كه ديگر مدلهاي اف4 چنين قابليتي نداشتند. آخرين عملياتي كه F-4G در آن شركت نمود، جنگ سال 1991 خليج فارس بر عليه رژيم بعث عراق بود.

 

جنگنده های F-4J گروه نمایشی Thunderbirds

 

جنگندهء اف4 فانتوم، تنها جنگنده‏اي در تاريخ ايالات متحده است كه همزمان توسط دو تيم نمايش هوايي Thunderbirds و Blue Angels به كار گرفته شد. در گروه Thunderbirds جنگنده‏هاي F-4J به مدت 5 فصل و در گروه Blue Angels جنگنده‏هاي F-4E به مدت 6 فصل به كار گرفته شدند.

 

توانايي‏هاي رزمي

نصب مسلسل در قسمت زير دماغه، مانع از نصب راداري حجيم‎تر و در نتيجه پرقدرت‏‎تر بر روي مدلهاي C و D مي‏شد. در نتيجه از آنجا كه مدل E به طور استاندارد داراي مسلسل بود، در اين مدل، رادار جديد ساخت وستينگهاوس به نام AN/APQ-120 نصب گرديد كه داراي آنتن كوچكتري بود. با اين حل با توجه به تاخير در تحويل رادارهاي AN/APQ-120، اولين دستهء 30 فروندي از جنگنده‎هاي F-4E فاقد رادار بودند.

 

رادار AN/APQ-120 كه با همكاري تنگاتنگ كمپاني هيوز جهت افزودن سيستم داپلر به مرحلهء توليد رسيد، قادر بود امواج مغشوش بازگشتي از سطح زمين را با هواپيماهاي در حال پرواز در ارتفاع پست به خوبي تشخيص دهد، با اين حال اولين سري اين رادارها كه بر روي جنگنده‏هاي F-4E به اسكادرانهاي 35 ام تا 120 ام تحويل داده شده بودند، داراي مشكلاتي بودند. بنابراين سيستم الحاقي كمپاني هيوز (گيرندهء داپلر) كه CORDS ناميده مي‎شد، به تاريخ 2 ژانويهء 1968 از اين رادار حذف گرديد.

 

در اين مرحله، تعدادي از جنگنده‏هاي F-4E با رادار آشيانه‏ياب و سيستم اخطارگر AN/APS-107 ساخته شدند، اما اين مجموعهء رادار نيز به هيچ وجه عملكرد رضايت‏بخشي نداشت و در نتيجه تعداد 67 فروند از جنگنده‏هاي F-4E بدون اين سيستم تحويل شدند.

 

جهت تعادل در وزن مسلسل و تعداد 639 تير فشنگ كه در محل زير دماغه نصب شده بودند، يك مخزن سوخت به حجم 69 گالن در قسمت پشت بدنه تعبيه گرديد، كه بدين ترتيب ميزان سوخت مخازن داخلي به 1993 گالن بالغ مي‏گشت.

 

دو موتور پرقدرت توربوجت J79-GE-17 ساخت جنرال‏الكتريك، هركدام در حالت استفاده از پس‏سوز، كششي معادل 17900 پوند را توليد مي‏كردند. جهت زدودن وزن افزايش يافته در F-4E، مكانيزم توليد نيرو جهت جمع شدن دو قطعهء انتهايي بال كه در F-4B به منظور اشغال كمتر فضا بر روي ناوهاي هواپيمابر تعبيه شده بود، حذف گرديد.

 

دومين سري توليدي جنگنده‏هاي رفع نقص شدهء F-4E، اولين پروازش را به تاريخ 11 دسامبر 1967 به انجام رساند. پس از اين بود كه كشورهاي هم‏پيمان ايالات متحده، نظير اسرائيل، ايران، آلمان‏غربي، ژاپن، جمهوري كره، يونان و تركيه اقدام به خريد گستردهء جنگنده‏هاي F-4E نمودند.


در جنگنده‏هاي توليد شدهء
F-4E از سال 1972 به بعد، لبه‏هاي حمله (LES) و قسمتهايي از پوشش روي سيستم‏‎هاي هواپيما و همچنين قسمت انتهايي بدنه، داراي پوشش محافظت شده (armorplate) در برابر توپهاي ضدهوايي شدند. F-4E جهت انجام ماموريتهاي تاكتيكي گوناگون هوايي، اعم از هوا به هوا يا ضربتي ارتفاع پست، قابليت داشت و بدين جهت از هزينه‏هاي عملياتي كاسته مي‎شد.

 

سيستم شناسايي و تشخيص اهداف Pave Tack

به سال 1973، جنگنده‏هاي F-4E به سامانهء جديد تشخيص هدف (target-identification) جهت شناسايي اهداف هوايي در فواصل بسيار دور يا باخبر شدن از وضعيت اهداف زميني مجهز شدند. اين سامانه كه با كد AN/ASQ-153 شناخته مي‎شد، ساخت كمپاني وستينگهاوس بود. هر سيستم به صورت پايه، به يك دوربين تلويزيوني با لنزهاي پرقدرت جهت زوم اپتيكال مجهز بود تا به شناسايي دقيق اهداف، كمك نمايد، كه اين سيستم شناسايي اهداف، Pave Tack ناميده مي‎شد. سيستم Pave Tack قادر بود در شب يا روز و هرگونه شرائط آب و هوايي، اقدام به جستجو، شناسايي و نشانه‏گذاري اهداف زميني نمايد، سپس اين اهداف نشانه‏گذاري شده را مي‏شد به وسيلهء بمب‏ها و موشكهاي هدايت ليزري، حساس به حرارت يا الكترواپيتكالي هدف قرار داد. اولين سري اين سيستم به تعداد 156 عدد و به قيمت 81 ميليون دلار، به تاريخ مي 1972 سفارش داده شد.

 

كامپيوتر ديجيتال هوا به هوا

يكي از سيستم‎‏هاي پيشرفتهء F-4E، سيستم كامپيوتر ديجيتال انجام دهندهء محاسبات مورد نياز جهت شليك موشكهاي هوا به هوايي AIM-9 Sidewinder و AIM-7 Sparrow بود.

 

سيستم ناوبري ديجيتال

جنگنده‏هاي F-4E/G بر خلاف مدلهاي پيشين كه از سامانهء ناوبري اينرسيايي موسوم به LN-12 بهره مي‏بردند، به سامانهء ناوبري ديجيتال ARN-101 مجهز شده بودند.

 

نواقص

1- مجهز نبودن به سيستم شناسايي كنندهء اهداف هوايي به وسيلهء اشعهء‌ مادون قرمز (IRST) كه به دليل افزايش نيافتن هزينه‏‎هاي توليد به توصيهء پنتاگون از اين جنگنده حذف شده است.

 

2- مجهز نبودن به سيستم حساس به مادون قرمز، جهت شناسايي اهداف زميني (FLIR)

 

2- عدم برخورداري از سيستم ارتباط داده‏اي يا Data Link كه به دليل گران‏قيمت بودن، به توصيهء پنتاگون حذف شده است.

 

3- مجهز نبودن به رادار ويژهء پرواز در ارتفاع پست (Terrain Following Radar)

 

عمر خدمتي: حداقل 4500 ساعت

 

F-4E در حدود 2.4 ميليون دلار نسبت به مدلهاي پيشين گرانتر از آب در مي‏آمد:

بدنه: 1.662.000 دلار

موتورها: 393000 دلار (با احتساب هزينهء نصب)

سيستم‏هاي الكترونيك: 299000 دلار

مسلسل: 8000 دلار

سيستم تسليحات: 111000 دلار

تحقيق و توسعه: 22700 دلار

 

عليرغم اينكه نيروي هوايي ايالات متحده، برنامه‏اي طولاني‏مدت را جهت خدمت جنگنده‏هاي F-4E در نظر گرفته بود، با ورود به خدمت جنگنده‏هاي جديد F-15 ساخت مك‏دانل‏داگلاس، پس از سال 1975، به تدريج اين جنگنده‏ها، جايگزين F-4E گشتند.

 

تسليحات و ملزومات F-4E

* يك دستگاه مسلسل M61 Vulcan با 639 تير فشنگ

 

* تا 8480 كيلوگرم در 9 جايگاه سخت جهت حمل مهمات و ملزوماتي نظير:

انواع بمب‏هاي سقوط آزاد، بمب‏هاي خوشه‏اي، بمب‏هاي هدايت تلويزيوني و ليزري، غلافهاي راكت‏انداز، موشكهاي هوا به زمين، تسليحات انهدام‏گر‌ باندهاي برخاست هواپيما، موشكهاي ضدكشتي، غلافهاي هدفگيري، غلافهاي شناسايي و تسليحات هسته‏اي؛ همچنين مي‏توان غلافهاي ويژهء حمل بار را نيز جايگذاري نمود.

 

* تا چهار موشك هوا به هواي ميان‏برد AIM-7E-2 Sparrow در جايگاههاي زير بدنه و تا 4 موشك هوا به هواي كوتاه‏برد AIM-9P Sidewinders در جايگاههاي زير بالها.

 

* تا شش موشك هوا به زمين هدايت شوندهء AGM-65A/B Maverick با برد 27 كيلومتر

 

* تانكهاي خارجي حاوي سوخت به ميزان 370 گالن آمريكايي (1420 ليتر) ويژهء دو جايگاه سخت بيروني و تانك سوخت 600 گالني (2345 ليتري) ويژهء جايگاه تعبيه شده در وسط بدنهء هواپيما.

 


فانتوم در نيروي هوايي اسرائيل

Kurnas 2000

نيروي هوايي اسرائيل، به سال 1965، درخواست خريد جنگنده‏هاي F-4 را به ايالات متحده ارائه داد، و اين درخواست در زماني ارجاع شد كه فانتوم، پيشرفته‏‎ترين جنگندهء در حال خدمت جهان به شمار مي‏آمد. اما ايالات متحده از فروش فانتوم به اسرائيل سرباز زد و به جاي فانتوم، جنگنده‏هاي Skyhawk را به اسرائيل واگذار كرد. تا اينكه به تاريخ ژانويهء 1968، پس از رايزني‏هاي فشردهء ديپلماتيك، ايالات متحده با فروش جنگنده‏هاي فانتوم به اسرائيل، موافقت نمود.

 

نيروي هوايي اسرائيل كه تا آن زمان از جنگنده‏هاي يك نفره بهره مي‏برد، مايل بود گونه‏اي يك نفره از فانتوم را كه منحصرن براي اين كشور ساخته شده باشد، به خدمت درآورد. اما اين ايده به سرعت كنار گذاشته شد، زيرا آنها متوجه شدند خدمهء دوم باعث بهره‏برداري بسيار بهينه از قابليتهاي فانتوم مي‏گردد. در نهايت تصميم گرفته شد تا مدل دو نفره از فانتوم مدل E كه در آن زمان در حال طراحي بود، خريداري شود. به ابتكار نيروي هوايي اسرائيل، يك مسلسل دروني در اين مدل نصب گرديد كه در آن زمان، اولين فانتومي بود كه به مسلسل مجهز گشته بود. به تاريخ 5 سپتامبر 1969، اولين دستهء چهار فروندي از جنگنده‏‎هاي فانتوم، كه در اسرائيل به نام مستعار Kurnas (چكش سنگين وزن يا Sledgehammer) ناميده شده بودند، در خاك اسرائيل بر زمين نشستند.

 

 

Kurnas 2000

 

به سال 1980، اولين مرحله از بهينه‏سازي و ارتقاء فانتوم‏هاي نيروي هوايي اسرائيل آغاز گرديد. به تاريخ 15 جولاي 1987، اولين نمونهء بهبود يافته، به هوا برخاست. به جنگندهء جديد، نام Kurnas 2000 اطلاق شد و اين هواپيما به تاريخ 9 آپريل 1989، رسمن وارد خدمت در نيروي هوايي اسرائيل گرديد كه عمده تفاوت آن با جنگنده‏هاي فانتوم، در سيستم‏هاي آويونيك بود. در ادامهء برنامهء بهينه‏سازي، جايگزيني يك رادار جديد در اين هواپيما در نظرگرفته شد. كمپاني آمريكايي Norden، رادار APG-76 را به طور انحصاري و با شرائط مورد نظر اسرائيل، جهت اين جنگنده توليد نمود. اين رادار، در نوع خود، بهترين به شمار مي‏رفت و از تكنولوژي‏هاي بسيار پيشرفته‏اي بهره مي‏برد كه قابليتهاي اين رادار در آن زمان، تنها در هواپيماي تحت طراحي آتي نيروي دريايي ايالات متحده موسوم به A-12 Avenger II جهت انجام ماموريتهاي ضربتي قرار داشت كه اين پروژه A-12 جهت نيروي دريايي ايالات متحده، عاقبت لغو گرديد.

 

صنايع هواپيماسازي اسرائيل و كمپاني آمريكايي مك‏‎دانل‏داگلاس، هردو برآن شدند تا موتورهاي قديمي J79 با موتورهاي جديد PW1120 ساخت پرات اند ويتني جايگزين شوند. صنايع هواپيماسازي اسرائيل، به طور آزمايشي، موتورهاي جديد را بر روي يك فروند فانتوم نصب كرده بود و قابليتهاي موتور جديد در پرواز با سرعت كروز و برد عملياتي افزايش يافته به علت كمتر بودن مصرف سوخت، بسيار درخشان اعلام شده بود.

 


 فانتوم در نيروي هوايي شاهنشاهي ايران

ش ا ه فقيد ايران برنامه‏هاي گسترده‏اي جهت اقتدار و تسلط كامل ايران بر منطقهء خليج فارس در سر داشت. بدين جهت، طول وقت ايران، سفارش 204 فروند جنگندهء F-4E را با شرط عدم تقليل مشخصات رزمي به كمپاني مك‏دانل‏داگلاس ارائه كرد.

 

 

 

 

تا زمان انقلاب مذهبي سال 1979، تعداد 177 فروند از اين جنگنده‏ها، تحويل نيروي هوايي شاهنشاهي ايران گشته بودند. دولت اسلامي و جديد ايران، به فوريت، چهره‏اي ضدغربي اتخاذ كرد و در نتيجه، ايالات متحده به تاريخ 28 فوريهء 1979، ممنوعيت فروش هرگونه تسليحات نظامي به ايران را به تصويت رساند. 31 فروند از جنگنده‏هاي F-4E نيروي هوايي ايران، هيچگاه تحويل نشدند. ممنوعيت فروش تسليحات و قطعات يدكي نظامي، باعث بروز مشكلات جدي در زمينهء تعمير و نگهداري اين هواپيماها گرديد به نحوي كه هنگام حملهء‌ رژيم بعث عراق به ايران به تاريخ 22 سپتامبر 1980، تنها 40 درصد از ناوگان فانتومهاي ايران عملياتي بودند. تنها در طول 9 ماه اول جنگ، تعداد 60 فروند فانتوم ايراني از بين رفتند و بسياري نيز به دليل برداشت قطعه (cannibalization)، از رده خارج شدند. بر خلاف سال 1979 كه بيش از 200 فانتوم در نيروي هوايي ايران عملياتي بودند، امروزه تعداد فانتومهاي در خدمت باقي مانده در نيروي هوايي اسلامي ايران، نامعلوم هستند كه تنها در پايگاههاي شاهرخي همدان، بوشهر، بندرعباس و چابهار در خدمت قرار دارند و تعداد آنها، فراتر از 30 فروند تخمين زده نمي‏‎شود.

 

فانتوم‏‎هاي ايران، مشمول بهينه‏سازي‏هاي بومي قرار گرفته‏اند تا بتوانند كمبود قطعات و تحريم‎‏ها را پشت سر بگذارند. هرچند كه مخفي‏كاري شديد از طرف حكومت اسلامي در مورد توانايي‏هاي نظامي اعمال مي‎‏شود، اما برخي از تصاوير و گزارشات، حاكي از ساخت برخي تسليحات هوا به زمين هدايت شونده در داخل ايران است.

 

 

 

در اين تصوير، يك فروند جنگندهء F-4E نيروي هوايي اسلامي ايران، در حال شليك يك موشك ناشناختهء هوا به زمين هدايت ليزري مي‏باشد. (به غلاف Pave Tack در زير بدنه، توجه فرمائيد) تسليحات ليزري، دقت بسيار بالايي در حمله به اهداف زميني دارند و به ويژه موشكهاي هدايت ليزري را بر خلاف بمب مي‏توان از فواصل دور نيز به سمت اهداف شليك نمود، تا خطرپذيري حمله كمتر شود.

 

یکی از این بهينه‏‎سازيهای بومي، بر روي توان فرستندهء رادار APQ-120 اعمال شده است تا برد شناسايي و رهگيري اين رادار، افزايش يابد.

 

جنگ 8 ساله با عراق و همچنين تحريم فروش تسليحات به حكومت اسلامي ايران، مانع از تجديدسازمان اين نيروي با ساز و برگ غربي شده است و به نظر مي‏رسد نيروي هوايي اسلامي ايران، مشغول جايگزيني فانتوم‏ها با جنگنده‏هاي ضربتي سوخوي24 مي‏باشد. در ادامه، به مقايسهء اندكي بين دو جنگندهء Su-24MK (نوع صادراتي سوخوي24) و F-4E خواهيم پرداخت.

 

ادامه دارد.

نوشته شده توسط Arash در 0:15 | موضوع: سوخوی24 در برابر اف4 فانتوم
• لينک ثابت   •