تبليغاتX
ارتش شاهنشاهی ایران
امروز 

یکشنبه 1386/05/21

برگزاری جشن باشکوه برای حزب الله لبنان در تهران

حکومت تهران، عرب است یا ایرانی ؟

 

در خبرها آمده بود که هنرمندان ایرانی بزرگترین فرش دنیا را بافتهاند که چند برابر یک میدان فوتبال طول و عرض دارد و هزاران قالیباف به مدت سه سال روی آن زحمت کشیدهاند. خود آن فرش را من ندیدهام، ولی آن را برای عکسبرداری در صحن یک مدرسه بزرگ مذهبی پهن کرده بودند، که طاق مرکزی آن کاخ مدائن را تداعی میکرد. دیدن این عکس مرا به یاد فرش بزرگ دوران امپراطوری ایران انداخت که کاخ مدائن را تزئین میکرد و سربازان پابرهنهء عرب، که از فرهنگ و تمدن و انسانیت به دور بودند و با شعار ترویج دین مبین اسلام، شمشیر و خنجر و دشنه به دست گرفته بودند، این فرش نفیس را به هزاران تکه تقسیم کردند و هر تکه را به سرباز پا برهنهای به غنیمت دادند. نه تنها کاخ مدائن و زیبائیهای ایران را ویران کردند، بلکه علیه فرهنگ ملی ایران شمشیر کشیدند و کتابخانهها را آتش زدند و آن قالی چهار فصل را هزاران تکه کردند.

 

شاید اگر گزارشی را که اکنون برایتان نقل میکنم نخوانده بودم، به یاد آن عکس خبری و آن فرش بزرگ و کاخ مدائن نمیافتادم. ولی پیش از آن توضیح دهم که آن فرش عظیم را نیز نه به یاد دوران شکوه ایران زمین و دوران پیش از حمله اعراب بافتهاند، بلکه به سفارش یک تاجر عرب اهل امیرنشین دوبی در جنوب خلیج فارس بافته شده است.

 

به گزارشی که در خبرگزاری ایسنا انتشار یافت توجه کنید: حکومت ایران قصد دارد به مناسبت آنچه که "پیروزی شکوهمند حزب الله لبنان در جنگ سی و سه روزه علیه اسرائیل" مینامد، یک سلسله جشن و آئین برگزار کند. از سالروز آن جنگ یک هفته می گذرد و این مراسم را حکومت ایران خیال دارد هفتهء آینده برگزار کند و ظاهرن دلیلشان آن است که میخواهند با شب بعثت پیامبر اسلام آغاز کنند و تا زاد روز امام حسین ادامه دهند.

 

به مراسمی که حکومت دينی ایران، ظاهرن برای بزرگداشت به اصطلاح "پیروزی حزب الله لبنان" ترتیب داده توجه کنید:

- برگزاری مراسم ندبه در میدان فلسطین، جمعه 19 امرداد

- پنجشنبه 25 امرداد، مراسم دعای کمیل با حضور مداحان و ذاکرین ایرانی و لبنانی

- چهارشنبه 24 ، جشن ویژه مقاومت و پیروزی در میدان فلسطین، همراه با نورافشانی و اجرای سرود

- پنجشنبه 25 ، مراسم ویژه با حضور ورزشکاران و قهرمانان تیم ملی

- برگزاری نشست تجلیل از نویسندگان ادبیات مقاومت، با حضور 500 نویسنده و 1500 میهمان

- برگزاری مراسم شکرگزاری در آرامگاه حضرت فاطمه در قم

- برگزاری مراسم ویژه در جوار مرقد امام رضا در مشهد

- برگزاری جشن و آئین های ویژه در 66 پارک و فرهنگسرای تهران در طول هفته.

 

برای حضور و برگزاری این جشنها صدها نفر از عوامل و مزدوران تروریستی حکومت اسلامی ایران در لبنان نیز به تهران آورده شدهاند.  خواندن این فهرست طولانی جشنها و آئینها که در آن از روحانی و نویسنده تا ورزشکار و افراد عادی قرار است شرکت جویند، ظاهرن ممکن است این تصور را ایجاد کند که کشوری یادروز استقلال و رهائی خود از تسلط بیگانه را این چنین در ابعاد گسترده جشن میگیرد.

 

خیر، این چنین نیست! همهء این مراسم و جشنها ظاهرن در تجلیل یک گروهك تروریستی دست نشاندهء حکومت اسلامی ایران در لبنان است، که سال گذشته در چنین روزهائی باعت شدند هموطنانشان به خاک و خون کشیده شوند.

در جنگ دوم لبنان، بیش از هزار شهروند آن کشور کشته شدند و دهها میلیارد دلار خسارت وارد آمد و محله شیعه نشین بیروت که پایگاه اصلی حزب الله بود، به میزان گسترده ویران شد. حزب الله لبنان و حکومت اسلامی ایران این واقعیت را یک "پیروزی" می‏دانند! برایشان نه آبادانی کشور لبنان ارزشی دارد و نه جان مردم لبنان.  از دیدگاه آنان، برای پیشبرد آرمانهای مذهبی ، هر چه هم که خون ریخته شود، باز کم است و کم اهمیت! آنها پیروزی حزب الله لبنان را در آن می‏دانند که دو سرباز ربوده شده اسرائیلی آزادی خود را باز نیافتند و حزب الله لبنان به عنوان یک تشکل تروریستی نابود نشد.

 

 مگر سازمانی را میتوان با جنگ نابود کرد؟ هیچ فردی در اسرائیل چنین انتظار و این چنین هدفی نداشت. هدف شاید آن بود که چنان ضربه کوبندهای بر حزب الله وارد آید و چنان بهای گزافی بپردازد، که بار دیگر درصدد تعرض به خاک اسرائیل و ربودن سربازان این کشور برنیاید. تصور میرود که این پیام را نه تنها حزب الله لبنان به خوبی درک کرد، بلکه دولت سوریه که نشانی اصلی این عملیات بود نیز به خوبی متوجه این پیام شد.

 

حالا در ایران میآیند و این مصیبت و خسارت سنگين مردم لبنان را یک پیروزی درخشان و بیسابقه و معجزهآسا و الهی جلوه میدهند و برای بزرگداشت آن دهها آئین و مراسم برگزار میکنند- که توگوئی، این کشور ایران است که پیروز شده- و نه یک تشکل تروریستی عرب زبان، در یک کشور عرب زبان که بیش از یک هزار کیلومتر نیز از ایران دور است.

 

آیا از میان طراحان و استراتژيست‏های حکومت ديني ایران و کشورهای عرب، کسی هست که از شیوهء جنگ سال گذشته در لبنان، برای جنگ آیندهای که خدای ناکرده ممکن است با سوریه روی دهد قیاس کند؟ تنها افراد نادان هستند که ممکن است به چنین قیاسی دست بزنند- زیرا جنگ بین دو کشور هرگز به شیوهء جنگ تابستان گذشته با یک گروه تروریستی که خود را در میان مردم پنهان می کرد نخواهد بود. این واقعیت را دست اندرکاران حکومت اسلامی ایران نیز خوب میدانند.

 

آنها میدانند که حزب الله نه تنها در جنگ تابستان گذشته پیروز نشد، بلکه ضربات دردناکی تحمل کرد و بسیاری از امتیازات گذشتهء خود را از دست داد و اگر جنگی درآینده رخ دهد، آن امکانات و توانائیهای گذشتهء خود را ندارد- و ارتش اسرائیل را بسیار آمادهتر خواهد یافت و ضرباتی که تحمل خواهد کرد بسیار شدیدتر و کوبنده تر خواهد بود.

 

ولی، اگر آنان، این چنین دانسته، هنوز آن چنان جشن و آئین و مراسم در تجلیل حزب الله برگزار میکنند، در تلاش آن است که حتی اگر چند روزی هم که شده باشد، شکستها و ناکامیها و نارسائیها و ناکارآمدیهای رژیم ديني را در داخل ایران لاپوشانی کنند. رژیم در داخل ایران از نظر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، و تامین رفاه مردم و اجرای تعهدات خویش به شهروندان به سختي شکست خورده- بنابراین، خود را ناچار میبیند با به راه انداختن این مراسم نمایشی و افتخار کردن به پیروزی یک عامل دست نشانده خارجی که هرگز وجود نداشته، خود را موفق نشان دهد.

 

شاید همین مراسم خود دلیل دیگری در اثبات رابطه ارباب و رعیت و رئیس و مرئوس بین حکومت اسلامی ایران و سازمان دست نشانده آن، حزب الله لبنان باشد. برای لبنانیان چه افتخاری دارد که در داخل آن کشور، توسط یک حکومت بیگانه سازمانی برپا میشود که به عنوان دست نشانده و مزدور آن حکومت عمل میکند و موجب ویرانی لبنان و کشتن شهروندان آن میشود؟

 

محمود احمدی نژاد در یکی از سخنان هفته پیش خود میگوید: حکومت اسلامی ایران خود را نسبت به اسلام و نسبت به فلسطینیان متعهد میداند و همه چیز خود را برای تامین منافع فلسطینیها در سینی اخلاص به آنها هدیه میکند. احمدی نژاد از جیب خلیفه میبخشد- زیرا او حق ندارد مال مردم ایران را این چنین سخاوتمندانه به گروهی ببخشد که همیشه ایران و ایرانی را بیگانه دیده و آن را عجم خواندهاند. آیا احمدی نژاد فراموش کرده است که همین فلسطینیان بودند که وقتی صدام حسین شهرهای ایران را به موشک می بست، روی پشت بام میرفتند و غریو شادی سر میدادند؟ آیا فراموش کرده است که همین کارگران فلسطینی در عراق بودند که در خیابانهای بغداد رژه میرفتند و پیروزی عرب بر عجم را در جنگ هشت ساله با عراق خواستار میشدند؟  احمدی نژاد در سخنانی در تهران گفت: مردم را بزرگترین پشتوانه رژیم میداند، و گفت: مردم در همه مسائل نقش اولیه و تعیین کننده دارند. (ایسنا 8ر 8ر2007).

 

آیا او از مردم ایران پرسید چند درصد از آنان حاضرند از نان شب خود، برای فلسطینیان اسلحه بخرند و برای حزب الله لبنان موشک تامین کنند و برای ارتش سوریه، از روسیه جنگ افزار مدرن بخرند؟ آیا او هرگز از مردم ایران پرسیده است که خواست آنان چیست؟

 

 

 

 

نه او و نه پیش از او، هرگز مردم ایران را به حساب نیاوردند. به عکس دهانها را بستند، زبانها را بریدند و صداها را خاموش کردند. به زندانیان داخل ایران بنگرید و ببینید که چند تن، فقط به خاطر آن که زبان گشوده بودند، اکنون در پشت میلههای زندان به سر میبرند. به چوبه های دار بنگرید- که چند تن جوان ایرانی، تنها به این هدف که رژیم بتواند از مردم زهر چشم بگیرد، بیرحمانه حلقآویز شدند.

 

 

 

آن به اصطلاح "پیروزی حزب الله" را آن چنان با شکوه در تهران جشن میگیرند- زیرا هیچ پیروزی واقعی و هیچ دستاورد میهنی و مردمی نداشتهاند- که آن را جشن بگیرند!

 

نوشته شده توسط Arash در 9:40 | موضوع: حکومت تهران، عرب است یا ایرانی ؟
• لينک ثابت   •