دوشنبه 1386/05/29
آيا شتابان به سمت جنگي ناخواسته پيش ميرويم؟
آيا شتابان به سمت جنگي ناخواسته پيش ميرويم؟
ژنرالهای امريکائی مستقر در بغداد، گوئی با هم قرار گذاشتهاند، که هر روز يکی از آنها در مصاحبههای مطبوعاتی شرکت کرده و خبرسازتر از ژنرال قبلی، ايران را طرف جنگی اصلی امريکا در عراق اعلام کنند. اين روندی است که از امريکا و درون کاخ سفيد هدايت میشود. نه تنها محرمانه هدايت نمیشود، بلکه رسمی و علنی نيز نکات تکميلی- سياسی اين مصاحبهها از سوی سخنگويان کاخ سفيد، سخنگوی وزارت خارجه و شخص بوش و يا وزير دفاع و يا وزير خارجه بيان میشوند.
مجموعه اظهارات و مصاحبههای هفتههای اخير که شتاب نيز گرفته اگر در کنار هم گذاشته شود، جز اين نتيجهای بدست نمیآيد: امريکا نه گروههای ترور و انفجار، بلکه ايران را طرف اصلی خود درعراق میداند. اگر اين وضع و اين سياست ادامه يابد، به تدريج امريکا به خود اجازه خواهد داد برای مقابله با واحدهای سپاه پاسداران عملياتی را در خاک ايران آغاز کند. اين که در آستانهء تشکيل جلسه شورای امنيت سازمان ملل اين بخش از سياست امريکا تشديد شده، خوشبينانهترين حدس و گمان است، زيرا پس از جلسه شورای امنيت میتواند فروکش کند. اما شواهد نشان ميدهد که مسئله فراتر از جلسهء شورای امنيت و حتی فراتر از فعاليتهای اتمی ايران است.
اگر بخشی از آنچه ژنرالهای آمريکائی ادعا میکنند واقعيت داشته باشد، سپاه پاسداران نيز به استقبال اين روياروئی رفته و يا برای پرهيز از درگيری مستقيم با ارتش امريکا درداخل خاک ايران، جلوجلو درگيری را درعراق ترتيب داده است. هر تفسير و تصوری از اخبار هفتههای گذشته داشته باشيم، مانع از شناخت سرانجام شتاب گرفتن انتشار اخبار و مصاحبههائی که در بغداد انجام میشود نمیتواند بشود. اين شتاب میخواهد بگويد جنگ شروع شده، پيش از آنکه حمله آغاز شود!
1- يك افسر ارشد سابق سازمان اطلاعات مرکزی امريکا (سيا) در آخرين شماره مجله تايم با عنوان «پيش درآمد حمله به ايران» نوشت: مقامات واشنگتن به من میگويند با ضربهء شديد نظامی به واحدهای سپاه پاسداران و بمباران تاسيسات اتمی ايران با استفاده از بمبافكنهاي سنگين B-52 و موشكهاي كروز موافقاند. با انتشار خبرهای مربوط به انتقال ابزارهای انفجاری وسلاحهای ساخت ايران به عراق، باوری ميان نومحافظهكاران آمريکا وجود دارد كه بهانهء حمله آمريكا به ايران را تقويت میكند و آن اين كه سپاه مانع دمکراسی در ايران است و با سقوط آن 30 سال جنگ و خصومت پايان میيابد. ابزارهای انفجاری سرهمبندی شدهء سپاه پاسداران بهانهای برای دولت است كه به ايران حمله كند.
2- يک ژنرال ارشد آمريکايی نيز روز گذشته - يکشنبه، 28 مرداد ادعا کرد که حدود 50 عضو سپاه پاسداران در داخل عراق سرگرم آموزش نيروهای شيعه برای حملات عليه نيروهای آمريکايی و عراقی هستند. آنها در استانهای بابل، کربلا، نجف و در مناطق جنوبی خارج از بغداد مستقر شده اند. مرز ميان ايران و عراق به راحتي نفوذپذير است و اعضای سپاه قدس، به راحتی از طريق اين مرز وارد عراق شده و از آن خارج میشوند. سلاحهای ساخت ايران به دست افراطيون سنی عراق نيز میرسد.

ايا پس از قرار گرفتن سپاه پاسداران در ليست سازمانهاي تروريستي، نوبت به حاکميت میرسد؟
پس از گزارشهايی که مطبوعات امريکا طی هفتههای گذشته پيرامون سرگشتگی کاخ سفيد در انتخاب يک سياست واحد در قبال ايران منتشر کردند، شايد اخبار چند روز اخير را بتوان نقطهء عطفی در رويارويی کاخ سفيد با ايران دانست.
پس از اخطار بوش به ايران که بايد هزينهء اقدامات خود را بپردازد، اخبار تصميم جديد دولت آمريکا منتشر شد که مشغول بررسی تروريست اعلام کردن سپاه پاسداران و يا سپاه قدس از زيرمجموعههای سپاه پاسداران به دليل فرستادن سلاح و دخالت در امور کشورهای عراق، افغانستان، لبنان و فلسطين است. اولين بار است که نيروی نظامی يک کشور از سوی آمريکا در ليست تروريسم قرار میگيرد. در کاخ سفيد موافقان تروريست اعلام کردن سپاه معتقد هستند که چون سپاه قدس امکانات خود را از سپاه پاسداران دريافت میکند و مطمئنن رهبران سپاه پاسداران در جريان فعاليتهای سپاه قدس هستند پس کل سپاه را بايد به عنوان مجموعهء تروريستی تحت فشار گذاشت. اگر اين شيوهء استلال با تروريست اعلام کردن کل سپاه مورد تاييد دولت آمريکا قرار گيرد اين خطر را در پی خواهد داشت که به همين شيوه در مرحلهء بعد کل حاکميت را به بهانه حمايت و آگاهی از فعاليتهای سپاه، تروريست بنامند.
اين اقدامات همه بخشی از فشارهای سياسی است که برای متزلزل ساختن پايههای حکومت ديني ايران و متوقف کردن فعاليتهای هستهای ايران و منع دخالتش در عراق به مرحله اجرا گذاشته شده است. بسياری از زيرساختهای اقتصادی کشور، پروژههای عمرانی بزرگ، صنعت نفت، فرودگاههای کشور و به خصوص فرودگاه بينالمللی امام (که قرار بود نقش کانال ترانزيت شمال به جنوب و شرق به غرب را ايفا کند)، مترو، صنايع مرتبط با مخابرات، واردات شكر، صادرات ميلگرد و ... همه بخشی از فعاليتهای اقتصادی رسمی سپاه را شامل میشوند و با تروريست اعلام شدن سپاه، عملن بخش عمدهء اقتصاد کشور زير چتر تحريم رفته و اقتصاد کشور فلج خواهد شد و کليه حسابهای مالی موسسات وابسته به سپاه در سراسر دنيا مسدود خواهد شد.
به گزارش روزنامه نيويورک تايمز کاندوليزا رايس در مذاکراتی که با همتايان اروپايی خود داشته است به آنها متذکر شده که هرگونه تاخير در تاييد تحريمهای اقتصادی شديدتر عليه ايران در شورای امنيت باعث خواهد شد تا آمريکا دست به اقدامات يک جانبه بزند. به گفته همان روزنامه تصميم دولت بوش در مورد سپاه فشار طرفداران حمله به ايران در کاخ سفيد را تا حدودی کاهش ميدهد و همچنين اخطاری به شرکای آمريکا خواهد بود تا از تحريمهای شديدتر عليه ايران در شورای امنيت دفاع کنند. تاکنون 42 سازمان از سوی دولت آمريکا در ليست سازمانهای تروريستی خارجی قرار گرفتهاند که القاعده، حزب الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی از آن جمله هستند.
گستردهتر شدن دامنهء بحران روابط ايران و آمريکا به حدی است که بسياری از رسانههای بينالمللی از جمله بیبیسی و ورلد نيوز را به گمانهزنی در مورد نزديک شدن زمان حمله به تاسيسات اتمی ايران واداشته است. رادلف جيليانی و ميت رومنی دو نامزد کانديداتوری رياست جمهوری از سوی حزب جمهوریخواه در مناظرهء خود اعلام کردهاند که استفاده از سلاحهای اتمی عليه ايران به عنوان اقدامی پيشگيرانه برای جلوگيری از هستهای شدن ايران را رد نمیکنند، ضمن اينکه به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس دولت بوش از سال گذشته استفاده از سلاح هستهای در حمله به ايران را مد نظر قرار داده است. به گزارش نيويورک تايمز يکی از شرايط فروش تسليحات به عربستان نيز استقرار کل اين تجهيزات در شرق عربستان و صرفن برای استفاده عليه ايران است.

مقامات واشنگتن به من میگويند با ضربهء شديد نظامی به واحدهای سپاه پاسداران و بمباران تاسيسات اتمی ايران با استفاده از بمبافكنهاي سنگين B-52 و موشكهاي كروز موافقاند
سفرا و کارداران مرتبط با سپاه پاسداران به تهران باز گردانده میشوند
از ابتدای هفتهای که گذشت چند طرح ضربتی در وزارت خارجه جمهوری اسلامی به اجرا گذاشته شده است که نمیتواند بی ارتباط با تهدید امریکا برای قرار دادن سپاه پاسداران در لیست تروریسم جهانی و محاکمه فرماندهان سپاه که در اربیل دستگیر شده و درعراق زندانیاند نباشد. از جمله احضار سریع چند سفیر و دبیر دوم سفارتخانهها، دستور فوری برای پاك کردن مشخصات و عکسهای سفرا، کارداران و به ویژه دبیردومهای سفارتخانهها از روی سایت وزارت خارجه جمهوری اسلامی، دستور به سفارتخانه برای مسدود کردن سایتهای اینترنتی ویژهء خود.
در همین ارتباط ناصر سرمدي پارسا بازجوی دهه 60 زندان اوین و از نقشآفرینان فلجسازی رسیدگی به پرونده قتلهای زنجیرهای فورن به تهران فراخوانده شده است. ناصر سرمدی پس از یک گزارش محرمانه به علی خامنهای در باره قتلهای زنجیرهای، از ایران خارج و سفیر جمهوری اسلامی در تاجیکستان شد. او که از سوی خاتمی به عنوان یکی از سه مامور رسیدگی به پرونده قتلهای زنجیرهای تعیین شده بود، در یک گزارش محرمانه برای شخص خامنهای به وی اطلاع داد که این ماجرا (رسیدگی به قتلهای زنجیرهای) به تدریج به سمت شما در حرکت است و من از آن تبری میجویم. به دنبال این گزارش و به عنوان تشویق و همچنین دور شدن از ایران و در معرض سئوال و توجه قرار گرفتن، سفیر جمهوری اسلامی در تاجیکستان شد.
سرمدی از بازجویان اوین در دهه 1360 بود که از پاسداران واحد امنیتی سپاه به اوین انتقال یافته بود. این احتمال که به سرمدی پست ومقام مهمتری- حتی در بخشهای امنیتی- داده شود هست، اما قطعن او را برای پست و مقامی در خارج از کشور در نظر نخواهند گرفت. وی مدتی معاون وزير و مسئول اداره امنيت ملي و اداره امنيت داخلي وزارت اطلاعات در زمان وزارت درینجفآبادی بود.

دستگيری افسر ارشد سپاه در بغداد
انفجار يک خودرو سپاه پاسداران و کشته شدن 6 سرنشين آن
سخنگوی ارتش آمريکا درعراق اعلام کرد که يک افسر ارشد سپاه پاسداران را در بغداد دستگير کردهاند. اخبار مربوط به اين دستگيری از هفته گذشته به صورت زمزمههائی در برخی محافل سياسی تهران جريان داشت اما جزئيات آن مشخص نبود و هويت کامل فرد دستگير شده نيز معلوم نبود. به اين شايعات سخنگوی ارتش آمريکا سرانجام خاتمه داده و اعلام داشت که فرد دستگير شده از افسران سپاه قدس وابسته به سپاه پاسداران است که در جريان يورش به شهرک صدر در آستانه سفر نوري المالکی به تهران دستگير شده است. سخنگوی مزبور همچنين اعلام داشت که درجريان اين يورش و دستگيری سه عضو ارشد سپاه پاسداران نيز کشته شدهاند. اين سخنگو سرهنگ کريستوفر گارور نام دارد و مدعی شد که افسر دستگير شده سپاه مسئول انتقال بمبهای قوی کنار جاده ای (EFP)، راکتهای کاتيوشا و ساير تسليحات از ايران به عراق و توزيع آن ميان گروههای شبه نظامی بوده است. ارتش امريکا در عراق همچنين اعلام کرد که در جريان حمله به استان نينوا موفق به کشف موشکهای 240 ميلیمتری ساخت ايران شده است. سپاه قدس از سوی مقامات امريکا مسئول کمکرسانی به گروههای نظامی خاورميانه از جمله حماس، جهاد اسلامی، انصارالسلام، فتحالسلام و حزب الله لبنان است.
به موجب يک خبر ديگر، براثر انفجار بمب کار گذاشته شده در منطقه مرزی حاج عمران يک خودوری نظامی نيروهای سپاه پاسداران ايران منهدم شده و شش تن سر نشين خودرو کشته شدهاند. حادثه در منطقه بردهناز روی داده است. به اين ترتيب، عملن ايران و امريکا در حال تبديل شدن به دو طرف جنگ در عراق هستند.
نام مقامات عالی ج.ا در قطعنامه سوم شورای امنيت
سخنگوی وزارت خارجه فرانسه اعلام کرد: دولت جديد فرانسه قصد دارد به قطعنامه سوم شورای امنيت سازمان ملل عليه ايران، بندی را اضافه کند که به موجب آن با مقامات عالی جمهوری اسلامی که از برنامه اتمی و عدم پذيرش قطعنامههای شورای امنيت دفاع میکنند برخورد جهانی خواهد شد. وی اعلام نداشت که منظور چه برخوردی است و شامل چه تصميماتی میشود، اما ظاهرن سفر به خارج از ايران – حتی از نوع سفرهائی که احمدینژاد به کشورهای دور و بر ايران میکند- در ليست اشکال اين برخورد است. سخنگوی وزارت خارجه فرانسه گفت که ليست از نام مقامات جمهوری اسلامی نيز برای مقابله با آنها تهيه شده است.
فرانسه و آلمان بزرگترين طرفهای تجاری جمهوری اسلامی در اروپا به حساب میآيند و تشديد مواضع غيردوستانهء فرانسه با جمهوری اسلامی میتواند متاثر و يا نتيجه سفر اخير رئيس جمهور تازه انتخاب شده فرانسه نيكولاي سارکوزی باشد که برای نخستين بار از بعد از جنگ دوم جهانی، میرود تا فرانسه را نزديکترين متحد نظامی و سياسی آمريکا کند. اروپايیها با اقدام امريكا در مورد برخورد با سپاه پاسداران مخالفت نمودهاند، اما دستگاه ديپلماسی دولت تازهوارد ساركوزی كه به تازگی از سفر آمريكا بازگشته، گوی سبقت مخالفت با ايران را از آمريكايیها ربوده و شديدتر از آمريكا قصد برخورد با رهبری جمهوری اسلامي و مقامات عالیرتبه ج.ا را دارد.
واکنش به طرح «قرارگرفتن سپاه در ليست تروريسم» و حضور ناگهانی حسين شريعتمداری در تلويزيون
ج.ا به سوی آزمايش اتمی؟
آيا سران نظام ج.ا تصميم به خروج از NPT گرفتهاند؟
شليک موشك سام-7 به هليکوپتر نظامی ايران هنگام مانور در مرزهای کردستان ايران وعراق که منجر به سقوط آن و کشته شدن 6 نظامی شد و دليل آن بدي آب و هوا اعلام شد! و همچنين ماجرای هواپيماربائی در مسير قبرس- ترکيه نيز ادامه حوادثی است که بیارتباط با ماجرای قرار گرفتن سپاه در ليست تروريسم و قرار گرفتن فهرست مقامات عاليرتبهء جمهوری اسلامی به پيشنهاد فرانسه در قطعنامه جديد شورای امنيت برای مقابله با آنها نيست.
در ادامهء بحثهای جاری در راس حاکميت ج.ا ، به دنبال آغاز زمزمهء قرارگرفتن سپاه پاسداران در ليست تروريسم جهانی و همچنين محاکمهء دستگيرشدگان مرکز اربيل، شب گذشته حسين شريعتمداری را بار ديگر برای تهديد غيرمستقيم به سيمای جمهوری اسلامی آوردند. حسين شريعتمداری که در برنامه نگاه يک کانال اول سيمای جمهوری اسلامی ظاهر شده بود، بیمقدمه و بیآنکه موضوع دعوت و مصاحبه با فعاليتهای اتمی جمهوری اسلامی در ارتباط باشد گفت: «دو سال و نيم پيش ما تنها کسانی بوديم که گفتيم بايد از انپیتی خارج شد و الان مسئولان نظام هم به همين نتيجه رسيدهاند.» اين سخن چنان غافلگيرکننده و خارج از چارچوب مصاحبه و گفتگو بود که مجری برنامه تا مدتی گيج شده بود چه واکنشی از خود نشان بدهد و مرتب دستياران کنار دوربين و اتاق فرمان را نگاه میکرد تا بلکه به ياریاش آمده و اطلاع بدهند موضوع چيست و چه واکنشی بايد داشته باشد تا سرنوشت فرزاد حسنی در برنامه کوله پشتی و مصاحبه با فرمانده نيروی انتظامی تهران بزرگ سردار رادان را پيدا نکند!
معنای ساده اين سخن شريعتمداری اين است که سران نظام که قطعن رهبر جمهوری اسلامی مورد اشاره است، خروج از انپیتی را تائيد کردهاند و اين سخن و تصميمی است که اهل فن معنای نظامی و سياسی آن را بايد درک کنند. اين خروج، يعنی رفتن به سوی آزمايش اتمی. کاری که کره شمالی کرد.
حسين شريعتمداری در مصاحبه شب گذشته خود نگفت که منظورش از ما چه کسانی است اما قطعن منظورش اعضای هيات تحريريهء روزنامه کيهان نيست و اين ما را بايد در ميان فرماندهان ارشد سپاه پاسداران، برخی اعضای شورای نگهبان و دفتر رهبری جستجو کرد.
آنچه شريعتمداری شب گذشته در سيمای جمهوری اسلامی گفت حکايت از يقين بيشتر و قطعیتر روياروئی با خطر حمله به ايران است و در بحثهای پشت صحنه، تصميم به قرار دادن سپاه در ليست تروريسم و محاکمه دستگير شدگان اربيل حجت را تمام کرده است. به احتمال بسيار زياد، بی پرواتر سخن گفتن هاشمی رفسنجانی برای کاهش تنش ميان ايران و امريکا در روزهای اخير با اطلاع از بحثهای پشت صحنه در باره همين ماجراجوئی نظامی بايد باشد که اکنون حسين شريعتمداری آن را اعلام کرده است.
نوع مطالبی که احمدی نژاد در سفر قرقيزستان خود عنوان کرد و در واقع يکبار ديگر و پس از چند ماه وقفه دوباره آن سخنان را پيش کشيد بايد با آگاهی از همين نتيجهگيریها در داخل کشور باشد. سخنانی که يادآور حرفهای احمدینژاد درباره اسرائيل و آمريکا در هفتههای نخست رئيس جمهور شدن وی است.
دو حادثه نيز اين روند و اين نتيجه گيری از مصاحبه شب گذشته حسين شريعتمداری را تائيد میکند. نخست سقوط يک هليکوپتر نظامی جمهوری اسلامی در جريان يک مانور نظامی در کردستان ايران و در حوالی مرزهای مشترک ايران و عراق که 6 قربانی نظامی و سپاهی داشته است. دوم ماجرای ربوده شدن يک هواپيما در مسير ترکيه- سوريه.
درباره حادثه نخست عمدتا تاکنون حدس و گمانهائی انتشار يافته است که يکی از آنها هدف قرار گرفتن اين هليکوپتر از داخل خاک عراق است. گرچه گفته میشود گروه های کرد ايرانی به سمت اين هليکوپتر شليک کردهاند، اما دقت هدفگيری و نوع موشکی که باعث سرنگونی اين هليکوپتر شده بيش از ظرفيت و خودستائی اين گروههاست!
در مورد ربوده شدن هواپيمای مسير قبرس – ترکيه نيز، تاکنون اخبار ضد و نقيضی انتشار يافته اما عجلهء سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی برای تکذيب وابستگی دو هواپيما ربا به جمهوری اسلامی خود نشان دهنده پيشدستی برای خنثیسازی اتهامی است که مطبوعات منطقه به آن پوشش دادهاند. از جمله اينکه دو هواپيماربا به چند زبان و از جمله فارسی صحبت میکردهاند و خواست آنها فرود هواپيما در ايران بوده است. حتی اگر اين ماجرا يک توطئه تبليغاتی عليه سپاه و جمهوری اسلامی هم بوده باشد، بازهم تائيدکنندهء جنجال و افکار عمومی ساختن پيرامون تصميمی است که امريکا دربارهء سپاه پاسداران میخواهد بگيرد.
چند سال پيش در محافل سياسی، منتقد بسيار تند کيهان و موضعگيریهای حسين شريعتمداری که بارها خواهان برکناری او شده بودند، اين نقل قول از علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی نقل محافل بود که: «گله به سگ هم نياز دارد»
سپاه پاسداران با فراهم ساختن شرايط تهييجی خود را برای حکومتی يکدستتر آماده میکند. نبايد فراموش کنيم که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هر چند در آغاز پيدايش با استقبال مردم روبهرو بود و در سالهای نخستين به عنوان نيروی مدافع تماميت سرزمينی ميهن شناخته میشد، ولی به مرور در وجدان عمومی به نيروی ادامه دهندهء جنگ، به کشتن دهندهء جوانان و بازوی سرکوب حکومت ديني تبديل شده است.
دولت نهم و مجلس هفتم نشان دادند، که جامعهء متکثر ايران اگر امکان حضور و بروز حداقلی هم در قوای مملکت داشته باشد، برقراری حاکميت يکدست رويايی بيش نيست. به همين دليل حاکميت نيمهيکدست بر اين تصور است که جز با ديکتايوری سپاه و بسيج چنين حاکميتی ممکن نخواهد شد. آيا چنين رويائی نيز در صورت تحقق میتواند به حکومت يکدست در جمهوری اسلامی بيانجامد؟ پويايی جامعه ايران و ذات چندگانهء جمهوری اسلامی نشان خواهد داد که اين رويا نيز متحقق نخواهد شد و حاکميت يکدستتر آينده نيز دچار چنددستگی خواهد شد. در فاصله اين يکدستتر شدن و چنددستگی ذاتی، آنچه از سايه بيرون میآيد خطر آن کودتائی است که در بالا به آن اشاره کردم. به احتمال قوی مرحله سوم رهبری درجمهوری اسلامی با اين چالش آغاز خوهد شد. چالشی که آمريکا نيز روی آن سرمايهگذاری کرده و از جمله دلائل احتمالي گنجاندن سپاه پاسداران در ليست تروريسم جهانی نيز می تواند همين نکته باشد.
احتمال ديگر کدام است و چرا بايد روی اين احتمال چنان حساب باز کرد که بتوان توطئه بالا را خنثی کرد:
نيروهای سنتی در مجلس خبرگان دست بالا را دارند و آن را حفظ خواهند کرد. رهبری کنونی که رئيسجمهور مطابق ميل خود را سرانجام يافته است، خود نيز در ناتوانی وی در ادارهء دولت و مملکت بايد متحير مانده باشد. تنها راه، چيرگي كامل سپاه پاسداران بر تمامي اركان سياسي و اقتصادي كشور است، يعني يك كودتاي نظامي خزنده و آرام كه پيشزمينهاش، اجراي طرحهاي ضدمردمي نظير ارتقاء امنيت اجتماعي است كه به واسطهء اجراي آن، حاكميت ديني، قدرت خود را به رخ مردم بكشد و آنها را مرعوب كند تا در صورت درگيري نظامي با آمريكا، اتفاقي چون صربستان روي نداده و مردم در خانههاي خود بمانند.
اجراي طرحهاي ضدمردمي نظير ارتقاء امنيت اجتماعي به دلیل آن است كه با اجراي آن، حاكميت ديني، قدرت خود را به رخ مردم بكشد و آنها را مرعوب كند تا در صورت درگيري نظامي با آمريكا، اتفاقي چون صربستان روي نداده و مردم در خانههاي خود بمانند

