جمعه 1386/06/02
در حاشیه اعلام احتمالی سپاه پاسداران در لیست گروههای حامی تروریسم
سپاه پاسداران، غول نظامی، سیاسی و اقتصادی ایران
دولت آمریکا، همانگونه که در مورد عراق در دوران صدام حسین نشان داد، در پروندهسازی برای یک رژیم و یک حکومت، بسیار باشکیبائی و گام به گام عمل میکند- و با اعلام این خبر که واشینگتن قصد دارد سپاه پاسداران حکومت را در لیست تشکلات تروریستی قرار دهد، ایالات متحده، مرحلهء دیگری را برای تکمیل پرونده جرائم حکومت دینی پشت سر میگذارد و روز تعیین سرنوشت نزدیک میشود.
این نخستین بار است که دولت آمریکا، نیروهای مسلح یک کشور خارجی را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار میدهد و چنین اقدامی از نظر حقوق بینالمللی مفهوم گستردهای دارد و میتواند بهانهای نیز برای آغاز یک درگیری مسلحانه باشد. تروریست خواندن سپاه پاسداران، به مفهوم آن است که فرمانده کل آن (یعنی شخص آیت الله سید علی حسینی خامنهای) نیز یک تروریست است و از آنجا که آیت الله خامنهای در صدر جمهوری اسلامی ایران قرار دارد، پس خود رژیم نیز تروریست محسوب میشود- و باید با همین عنوان با آن برخورد کرد.
یک حکومت تروریستی را باید سرکوب کرد و هرگونه سرکوبی، جنبهء اقدام نظامی خواهد داشت که ممکن است به جنگ بیانجامد- و این دقیقن همان چیزی است که فرماندهان سپاه پاسداران از مدتها پیش مشتاق رخ دادن آن بودهاند. فرمانده کل سپاه، سرلشگر پاسدار یحیی رحیم صفوی در واکنش روز پنچشنبه خود نسبت به این تصمیم احتمالی ایالات متحده، با لحن تهدیدآمیزی میگوید: ما به هیچ وجه در مقابل فشارهای آمریکا ساکت نمینشینیم و از اهرمهای فشاری که علیه آنها داریم استفاده خواهیم کرد. سرلشگر پاسدار رحیم صفوی با این سخنان، عملن تائید میکند که سپاه پاسداران یک نیروی نظامی داخلی ایران نیست که برای حفاظت از مرزهای کشور و دفع تجاوز دشمنان خارجی برپا شده، بلکه تشکلی است که اهرمهای فشار بسیار (در خارج از ایران) در اختیار دارد. فرمانده کل سپاه، در ادامه سخنان خود عملن اتهامات ایالات متحده را در مورد فتنهانگیزیهای سپاه در عراق، از طریق واحدهای موسوم به سپاه قدس، مورد تائید قرار میدهد و در سخنرانی خود در اصفهان میگوید: ما درک میکنیم که چرا آمریکا از دست سپاه عصبانی است- و میگوید: آنها در ماههای اخیر ضربات زیادی را از سپاه پاسداران متحمل شدهاند.
بدین سان، فرمانده کل سپاه از چهره واقعی نیروی زیر فرماندهی خود نقاب را بر میدارد و تائید میکند که این نیروهای مسلح نه تنها در داخل ایران وظیفه سرکوب مردم و حفظ موجودیت رژیم را برعهده دارند، بلکه در افغانستان و عراق و لبنان و نواحی فلسطینینشین نیز حضور دارند و توطئه میکنند و ترور را دامن میزنند و بر ناآرامیها میافزایند. شاید هدف اصلی همهء این تلاشها نیز آن است که آمریکا در باتلاق عراق گرفتار بماند و فرصت نکند سروقت رژیم ایران بیاید. این تهدید صریح را نیز از زبان امام جمعه موقت تهران حجتالاسلام احمد خاتمی شنیدیم که گفت: آنها بدانند که اگر بخواهند در این عرصه (یعنی تحریم سپاه پاسداران) هم دیوانگی کنند، باتلاقی برای آنها پیدا خواهد شد که رفتن به داخل، با آنهاست، ولی بیرون آمدنش با آنها نیست! تهدید مشابهی را که یک روز پیش از آن از زبان فرمانده کل سپاه پاسداران شنیدیم که گفت: آمریکا در آینده ضربات سنگینتری از سپاه خواهد خورد و ما به هیچ وجه در مقابل فشارهای آمریکا ساکت نمینشینیم.
یحیی رحیم صفوی با این سخنان عملن تائید میکند که آن پنج نفر مامورانی که در اربیل عراق بازداشت شدند (و هنوز در زندان به سر می برند) دیپلمات نبودند، بلکه ماموران نیروی قدس سپاه پاسداران بودند- همین گونه، آن دو نفری که در بغداد بازداشت شدند و آن دهها نفری که در نقاط دیگر عراق به دام افتادهاند و آمریکا هنوز صدای آن را درنیاورده است. سخنان فرمانده کل سپاه پاسداران، در واقع اعتراف به این اتهامات است که سپاه در عراق به عنوان بازوی آشوبگر رژیم، به شیعیان یاری میرساند که سنی بکشند، به سنیها کمک میکند شیعه بکشند و به هر دو جناح پول و اسلحه میدهد که سربازان آمریکائی را به قتل برسانند. همین شیوه را سپاه پاسداران در افغانستان نیز اعمال میکند و آمریکائیان و نیروهای ناتو از جزئیات آن به خوبی آگاهی دارند.
در واقع سپاه پاسداران، تنها یک نیروی نظامی نیست، بلکه یک ابرقدرت سیاسی و یک غول اقتصادی در ایران محسوب میشود. یک کشور در کشور، و یک حکومت در حکومت است- و این واقعیت اهمیت تروریست خواندن آن از جانب ایالات متحده و تحریم جهانی آن را آشکارتر میسازد.
در نخستین ماههای آغاز ریاست جمهوری حجت الاسلام محمد خاتمی، سپاه پاسداران صریحن اعلام کرد که خود را مالک و حافظ رژیم ایران میداند و در هرزمینهای دخالت خواهد کرد تا از لرزان شدن پایههای حکومت جلوگیری کند. در همان روزها بود که یحیی رحیم صفوی در یک سخنرانی پس از توقیف روزنامه سلام گفت: ما دهانها را می بندیم، زبانها را میبریم و صدای اعتراض را در گلو خفه میکنیم؛ یعنی، سپاه پاسداران پیش از آنکه یک قدرت نظامی برای نگهبانی از رژیم در برابر تعرضات خارجی باشد، در واقع یک قدرت سیاسی داخلی است که میخواهد بر همه امور کلیدی کشور مسلط شود.
پس از آنکه سپاه در دوران هشت ساله ریاست جمهوری محمد خاتمی، اهمیت خود را برای رژیم آشکار ساخت، قدرت سیاسی بیش و بیشتری به دست آورد و به چنان غولی مبدل شد که توانست محمود احمدی نژاد را همانند شعبدهبازان از کلاه انتخابات بیرون آورد و حتی او را بر قالیباف (که او نیز از افراد سپاه بود و بخت بسیار بیشتر برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری داشت) پیروز گرداند. امروز از نظر سیاسی، سپاه پاسداران بزرگترین حزب رژیم است که نه فقط احمدی نژاد را به قدرت رساند، بلکه بسیاری از مهرههای خود را وارد مجلس کرد و پستهای مهم وزارتی و دولتی به آنان سپرد- و حتی شخص آیت الله خامنهای نیز ناچار است قدرت آن را در نظر بگیرد- و سپاه را در تصمیمات خود سهیم سازد.
از نظر نظامی، سپاه برتری مطلقی بر ارتش ملی ایران یافته و بیشترین بودجهها را به خود اختصاص داده است. امروز همه صنایع نظامی ایران در دست سپاه متمرکز است. همه بودجههای تولید موشک و راکت و خمپاره، به سپاه اختصاص یافته و مسلمن پروژهء عظیم تولید بمب اتمی نیز که بودجههای نجومی میطلبد، در انحصار سپاه است. و اما از نظر اقتصادی، سپاه پاسداران بزرگترین غول مالی ایران و یکی از ثروتمندترین بنیادهای بازرگانی جهان است. سپاه اکنون پرسودترین رشتههای بازرگانی و اقتصادی و مالی رژیم را در اختیار خود دارد و هرچه زمان میگذرد، بر قدرت اقتصادی خویش میافزاید و بر رشتههای پرسود بیشتری در ایران چنگ میاندازد. بسباری از رشتههای وارداتی و صادراتی ایران در انحصار سپاه است. سپاه نه تنها از طریق بنادر رسمی ایران آزادانه کالای بازرگانی وارد و خارج میکند، بلکه در کرانههای جنوبی ایران و سواحل دریای خزر نیز بنادر خصوصی برپا ساخته که هیچ نظارتی بر آن نیست.
به یاد داریم چگونه سپاه پاسداران دو سال پیش فرودگاه بینالمللی امام خمینی را یک روز پیش از آنکه رسمن گشایش یابد، همانند جبهه جنگ دشمن، به اشغال درآورد و موجب شد که قرارداد مدیریت فرودگاه از یک شرکت ترک به فرماندهان سپاه پاسداران انتقال یابد- رشتهای که نه فقط درآمدهای کلان دارد، بلکه دست سپاه پاسداران را در واردات و صادرات کالاهای قاچاق بسیار بازتر میگذارد. در کدام کشوری یک نیروی نظامی چنین قدرت سیاسی و اقتصادی دارد؟
سپاه پاسداران قرارداد بهرهبرداری از فاز 15 و 16 حوزه گازی پارس جنوبی را که بزرگترین ذخیره گاز ایران محسوب میشود، به ارزش بیش از دو میلیارد دلار در انحصار خود درآورده است و پروژه احداث خط لوله گاز به پاکستان را با هزینهای بیش از یک میلیارد و 300 میلیون دلار در انحصار خود گرفته است.
در واقع، دولت هشت ساله حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی بود که برای برخورداری از حمایت سپاه پاسداران، به آن اجازه داد در نقش یک مقاطعهکار اعظم، همه شرکتهای مقاطعهکاری خصوصی ایران را لگد مال کند و همه پروژههای بزرگ و پردرآمد اقتصادی کشور را به خود اختصاص دهد.
سپاه پاسداران در داخل ایران، وظیفه سرکوب مردم را به عهده دارد و به صورت یک کارتل اقتصادی پرقدرت و بیرحم عمل میکند و در خارج از ایران با گروههای ترور از حزبالله و حماس و جهاد اسلامی تا القاعده و طالبان و فدائیان صدام حسین نرد دوستی میبازد و عملن روند قدرت را در ایران به دست دارد.
اعلام تحریم اقتصادی از جانب ایالات متحده علیه چنین بنیادی، حتی اگر دولتهای اروپائی حاضر نشوند به آن دست یاری بدهند، مفهوم عمیق نظامی، سیاسی و اقتصادی دارد و یک گام دیگر در راه رویاروئی سرنوشت ساز ایالات متحده با حکومت اسلامی ایران است.
