تبليغاتX
ارتش شاهنشاهی ایران
امروز 

دوشنبه 1386/03/14

اسلام ناب در ایران!

خانه مجردی معاون کلانتری   

  

چندی است شهروندان ايرانی و به خصوص تهرانی شاهد موارد متعددی از برخوردهای تند و خشن تحت عنوان مبارزه با مفاسد اجتماعی با بسياری از زنان و دختران هستند. برخوردهايی که به نام حفظ حدود و گسترش قوانين الهی (اسلامی) صورت پذيرفته و در کمال تاسف بيشترين اتهامات را متوجه اسلام نموده؛ و چه بسا از اسلام چهره‏ای بسیار خشن و خشونت‏طلب به مردم و جهانيان معرفی کرده است.

 

برخوردهای آنچنان تند که نه تنها آبرو و امنيت زنان را نشانه رفته، بلکه تا جايی پيشروی کرده که خون از سر و صورت زنان جاری ساخته و بدون شک تخم کينه و نفرت را به جای مهربانی و مهرورزی در گوشه و کنار شهرمان پراکنده است. به راستی چه کسی پاسخگوی حيثيت بر باد رفته و ترس و وحشت زنانی است که علی‏الظاهر به دليل حفظ حجاب در سالهای گذشته، هر بر خورد تند و سليقه‏ای را به اشکال مختلف حس کرده‏اند؟ همان زنانی که در هنگامه انتخابات عکسهای رنگی‏شان، با حجاب و شمائلی که از ديد آقايان مصداق بارز بدحجابی محسوب شده و می‏شود، با عکسهای انتخاباتی کانديداها چاپ و در کوی و برزن پخش می‏شد.

 

جالب آنکه آقای احمدی نژاد در يکی از آخرين مصاحبه‏های تبليغاتی خود در صدا و سيما به صراحت اعلام کردند «مشکل جامعه ايران چهار تار موی دختران نيست و اين کار ها تحقير دولت و مردم است». همان روزهايی که مردم با نژادها، اقوام و زبانهای مختلف محترم شمرده می‏شدند و به آنها وعده منزلت و مهرورزی داده می‏شد! همان هايی که امروز نه تنها فراموش شده اند، بلکه چنان بر سر و صورت شان کوبيده می‏شود که به جای نوای آزادی، ردای خون بر قامت شان نقش می‏بندد.

 

به راستی امروز چه کسی را بايد به جرم تبليغ عليه نظام محاکمه کرد؟ آنهايی که بر اساس فيلم،های منتشر شده با لگد زنان را به داخل اتومبیل‏ها پرتاب مي‏کنند و از کنار ضجه‏ها و التماس‏هایشان به راحتی مي‏گذرند يا زنانی که برای حل مشکلات و آسيبهای اجتماعی مبتلا به زنان در جامعه امروز فعاليتهای قانونی ومسالمت آميز انجام می‏دهند و مزه همان مشت و لگدها را بارها تا اعماق وجود چشيده‏اند و دست آخر هم به زندان محکوم شده‏اند.

 

در کدام برهه از تاريخ صدر اسلام برای با حجاب نمودن زنان از مشت و لگد و باز داشت استفاده می‏شده است؟ آن هم در شرائطی کاملن کنترل نشده و سليقه‏ای که گاه متهم به جای کلانتری سر از خانه مجردی معاون کلانتری در می‏آورد و مانند حادثه ورامين به وسيله سه نفر از پرسنل کلانتری مورد تجاوز قرار ميگيرد و يا مانند حادثه دانشگاه کرمانشاه که يک دختر بی‏گناه دانشجو به زور اسلحه، مورد تجاوز مسوول حراست دانشگاه قرار می‏گيرد و آب از آب تکان نمي‏خورد و صدايی از هيچکدام از داعيه‏داران اسلام ناب! در نمی‏آيد. آنهايی که برای حق مسافرت دختران جهت ادامه تحصيل به خارج از کشور در قم و ديگر شهرها به خيابان ريختتد، امروز کجا هستند و به خاطر کدام منافع سکوت کرده‏اند؟ کجا هستند جوانان انصار و حزب الله تا فرياد وااسلاما سر دهند که حريم دانشگاه برای دختران امن نيست.

 

آنچه بديهی است تمامی برخوردهای چند روز گذشته، حتی برخوردهايی که با اراذل و اوباش صورت گرفت، برخوردهايی که خلاف قوانين جاری مملکت بود، هدفی جز پليسی و امنيتی کردن جامعه ندارد. هرگز در هيچکدام از قوانين نيامده است که پليس مي‏تواند در هنگام بازداشت متهمان، طبق عکسهای منتشر شده، لوله آفتابه بر دهان آنها بگذارد يا شلوار از پای آنها درآورد و با زير شلواری عکس از آنها بگيرد، قبل از دادگاه آنچنان آنها را مورد ضرب و شتم قرار دهد که سياه و کبود شوند و خون از سرو صورتشان جاری گردد. تمامی اين رفتار ها به منزلهء شکنجه است و اگر اين افراد به تعبير فرمانده نيروی انتظامی بيمارانی هستند که از آزار ديگران لذت می‏برند، ما که دارای سلامت روانی هستيم نبايد از آزار ديگران ولو مجرمان لذت ببريم. مگر آنکه واقعا از پس اين رفتارها به دنبال اهداف ديگر باشيم و مقدمهء پروژه‏های ديگر را فراهم کنيم.

نوشته شده توسط Arash در 22:54 | موضوع: احیای اسلام ناب با طرح ارتقاء امنیت اجتماعی
• لينک ثابت   •