ارتش شاهنشاهی ایران
اخبار و اطلاعات نظامی - سیاسی
امروز
یکشنبه 1386/08/06
آشنایی با موشک دوش پرتاب استینگر

طراحي استينگر به سال 1967 برميگردد. در آن سال، مطالعاتي براي بهبود عملكرد موشك ردآي انجام شد كه منجر به توليد ردآي2 يا Redeye II گشت. بهبود اصلي انجام شده بر روي موشك، نصب جستجوگر كاملتر، جهت پويش تمام جهات بود. به سال 1971، ارتش ايالات متحده، موشك ردآي2 را به عنوان طرح برگزيده جهت استفادهء آتي در استاندارد MANPADS برگزيد. به تاريخ مارس 1972، ردآي2 با اسمگذاري جديد به نام استينگر و كد XFIM-92A ناميده شد. آزمايشات مربوط به كيفيت هدايت پذيري موشك XFIM-92A به تاريخ نوامبر 1973 آغاز گشتند اما به دليل پارهاي مشكلات فني، اين آزمايشات چندين بار متوقف شدند. تا سال 1975، مشكلات مهم برطرف شده و در ماه جولاي همان سال، اولين پرتاب موشك XFIM-92A از روي شانه انجام شد. سرانجام به تاريخ آوريل 1978، شركت جنرال دايناميكز موفق شد اولين قرارداد توليد انبوه موشكهاي FIM-92A را بدست آورد. با توليد موشكهاي استينگر، موشكهاي قديمي ردآي از ردهء خدمت خارج شدند و اولين سري اين موشكها به سال 1981 عملياتي شد.
موشك FIM-92A به وسيلهء يك نفر و از روي شانهاش شليك ميشود. هنگامي كه تهديد يك هدف مشخص شود، خدمهء موشك، به سمتش شليك ميكند. اين مرحله، 6 ثانيه به طول ميانجامد و شامل قفل جستجوگر حرارتياب، ژيروسكوپ اندازهگير ميزان چرخش حركتي هدف و فعال شدن سيستمهاي الكترونيكي ميباشد. هنگامي كه جستجوگر مادون قرمز بر روي هدف متصاعد كنندهء حرارت قفل ميكند، يك بوق كوتاه به صدا درآمده و خدمهء پرتابگر موشك را مطلع ميكند و اين زماني است كه وي ميتواند ماشه را بكشد. 1.7 ثانيهء بعد، موشك پرتاب ميشود. پس از اينكه موشك به وسيلهء موتور كمكي از درون پرتابگر خارج شد، لبههاي كنترلي در جلو و عقب موشك باز ميشوند. پس از طي مسافتي كوتاه پس از پرتاب به جهت آسيب نرسيدن به خدمهء پرتابگر، موتور دو مرحلهاي اصلي (موتور بعد از مرحلهء كمكي اوليه) كه با سوخت جامد كار ميكند، روشن ميشود. اين موتور در مرحلهء اول كه تنها 2 ثانيه به طول ميانجامد، سرعت موشك را به 2.2 ماخ ميرساند؛ سپس جهت دستيابي به سرعت فراتر از 2.6 ماخ و طي مسير نهايي تا برخورد به هدف، مرحلهء دوم موتور اصلي به كار ميافتد. اگر موشك به هيچ هدفي تا 17 ثانيهء بعد از روشن شدن موتور اصلي، برخورد نكند، خود به خود منفجر ميشود.
استينگر دو برتري مهم نسبت به موشک ردآي دارد:
* اولين برتري، جستجوگر نسل دوم حرارت ياب است که امکان پويش و يافتن هدف در تمام جهات را امکان پذير ميسازد؛ به همين دليل، موشک استينگر ميتواند به هواپيماهايي که از روبه رو نزديک ميشوند شليک کند؛ (يعني همانند موشک ردآي، لزومي ندارد که حتمن به سمت اگزوز هدف نشانه رود) بدين جهت هواپيماي مهاجم قبل از آنکه فرصتي براي حمله و زيرآتش گرفتن ادوات زميني به وسيلهء مهمات کوتاه برد خود پيدا کند، هدف موشک بسيار دقيق استينگر قرار ميگيرد.
* دومين برتري مهم استينگر نسبت به ردآي، دارا بودن سيستم تشخيص دوست از دشمن به نام AN/PPX-1 IFF مي باشد که براي هدف قرار نگرفتن هواپيماهاي خودي در زماني که هر دو نيروي هوايي خودي و دشمن در حال انجام ماموريت هستند، کاربرد دارد.
قسمت جستجوگر و هدايت کنندهء الکترونيکي استينگر، در حين پرواز، ميتواند اهداف هوايي را که در حال انجام مانورهايي سنگين تا 8 برابر فشار ثقل ميباشند، تعقيب کرده و موشک را به سمت هدف رهنمون سازند. بلافاصله در نزديکي هدف، قسمت الکترونيکي منطق هدفياب، موشك را به سمت مركز هدف هدايت ميكند (براي مثال موشك به جاي اصابت به مركز ايجاد حرارت يا اگزوز هواپيما، به كابين هواپيما اصابت ميكند) سرجنگي 3 كيلوگرمي (6.6 پاوندي) كه به تركشهاي فراواني در حين انفجار تقسيم ميشود، با يك فيوز مجاورتي يا فيوز زماني عمل ميكند؛ همچنين حداقل فاصلهء موثر براي پرتاب موشك، 200 متر (660 فوت) عنوان شده است.
نوع B
به سال 1977، كمپاني جنرال دايناميكز، دست به طراحي و توليد نسل جديد استينگر زد. سري جديد كه به نام XFIM-92B يا استينگر سري POST شناخته ميشد، داراي يك پردازندهء كنترل كنندهء دو باند IR/UV در قسمت ردياب موشك شده بود. سيستم ردياب POST از الگوي Rosette براي تصويريابي اهداف استفاده ميكرد. قسمت UV به طور بسيار دقيقي، اهداف هوايي حقيقي را از تلههاي انحرافي توليدكنندهء حرارت يا حرارتهاي غيرمرتبط اطراف، تمييز ميداد. به سال 1983، توليد موشك FIM-92B به طور محدود آغاز شد، ضمن اينكه توليد مدل اوليهء FIM-92A نيز ادامه يافت. توليد انواع A و B در نهايت با ساخت تعداد 16000 فروند، به سال 1987 متوقف شد.
POST مخفف Passive Optical Seeker Technique (روش غيرفعال جستجوي نوري)
Rosette-Pattern: الگوهاي استانداردي براي تبديل تغيير حاصل از تنشهاي تمام جهات حركتي هدف هوايي به سيگنالهاي الكترونيكي
مدل C
به سال 1984، طراحي مدل جديد استينگر به نام FIM-92C يا استينگر مدل RMP آغاز گشت. مدل جديد، امكان برنامهريزي مجدد نرمافزار ويژهء پردازندهء نصب شده بر روي موشك را فراهم ميكرد تا بدين طريق، بر عليه اهداف و تحديدهاي جديد هوايي، مقابله كند. خط توليد مدل FIM-92C به سال 1987 آغاز به كار كرد و اولين مدل C به تاريخ جولاي 1989، تحويل ارتش ايالات متحده شد.
RMP مخفف Reprogrammable Microprocessor (پردازنده با قابليت برنامهريزي مجدد)
مدل D
طرح مدل FIM-92D بر اساس بهبود مدل C با سيستمهاي ضدعمل الكترونيك پيشرفتهتر شكل گرفت.
مدل G
به تاريخ سپتامبر 2002، طراحي مدل FIM-92G بر اساس ارتقاء مدل D آغاز گشت، اما هيچگونه اطلاعي از جزئيات فني آن در اختيار نميباشد.
مدل E
به تاريخ آوريل 1992، قراردادي با كمپاني جنرال دايناميكز جهت طراحي مدل FIM-92E منعقد شد؛ مطابق اين قرارداد، موشك استينگر مدل RMP سري Block I توليد گشت. اواخر همان سال، بخش موشكسازي جنرال دايناميكز به كمپاني هيوز فروخته شد؛ به همين دليل، كمپاني هيوز، به عنوان مقاطعهكار نخستين موشك استينگر شناخته شد. FIM-92E در حقيقت نوع پيشرفتهتري از مدل D بود كه يك حسگر حرارتياب مدور بدان افزوده شده و نرمافزار ردياب موشك، بهبود يافته بود؛ با انجام اين تغييرات، موشك پيشرفتهتر، ميتوانست بر عليه اهدافي كه اثرات رديابي آنها كاهش يافته و اقدامات ضدعمل الكترونيكشان توسعه يافته بود، به كار رود. اولين نمونههاي توليدي FIM-92E به سال 1995 وارد خدمت شدند و بسياري از موشكهاي استينگر موجود در نيروي زميني ايالات متحده، با انجام تغييراتي، به سطح استاندارد FIM-92E ارتقاء داده شدند.
مدل F
طراحي مدل FIM-92F بر اساس ارتقاء مدل E به سال 2001 آغاز شد، اما اطلاعي از جزئيات ارتقاء انجام شده در دست نميباشد.
مدل H
طراحي مدل FIM-92H بر اساس بهبود مدل D انجام شد كه در اين برنامه، موشكهاي سطح D به استاندارد RMP سري Block I ارتقاء داده شدند. آخرين سطح ارتقاء و بهبود كارايي تصويب شده براي موشك استينگر، به سال 1996 آغاز گشت كه منجر به توليد استينگر استاندارد RMP سري Block II شد؛ اين موشك جديد، به نام «استينگر پيشرفته» يا Advanced Stinger نيز شناخته ميشود. در اين موشك، به جاي جستجوگر مادون قرمز يا IR، سيستم ردياب FPA-IIR جايگزين شده بود كه باعث افزايش برد در شناسايي اهداف هوايي ميشد، به خصوص در محيطهايي كه اقدامات انحرافكننده يا ايجاد كنندهء پارازيت بسيار فعال بودند. افزايش برد در شناسايي اهداف هوايي، باعث افزايش برد موثر موشك استينگر به 8000 متر (26000 فوت) ميشد که اين رقم، براي يک موشک شانه پرتاب، برد قابل ملاحظهاي محسوب ميشود. استاندارد Block II امروزه در مرحلهء توليد و توسعه قرار دارد و مداومن، مورد بهينهسازي قرار ميگيرد. توليد انبوه استينگر مطابق استاندارد Block II قرار بود در اوائل سال 1999 آغاز شود، اما بارها به تعويق افتاد و در نهايت در سال 2004، در خط توليد انبوه قرار گرفت.
FPA = Focal Plane Array
IIR = Imaging Infrared
مقاطعه کار اصلي در توليد استينگر، امروزه شرکت رايتئون (Raytheon) ميباشد که اين خط توليد را از قسمت موشکسازي کمپاني هيوز، خريداري کرده است. موشک استينگر، امروزه به نيروهاي نظامي بسياري در اقصا نقاط جهان، منجمله کشورهاي عقبماندهء جهان سوم، فروخته شده است؛ البته برخي کشورهاي جهان سوم، مانند ايران، اين موشک را از طرق غيررسمي بدست آوردهاند.

استينگر در افغانستان
استینگر به صورت گستردهاي توسط مجاهدين افغان بر عليه جنگندههاي شوروي در جريان اشغال افغانستان (1988 - 1980) به کار گرفته شد. اين موشکهاي پس از عدم موفقيت موشک دوش پرتاب بلوپايپ (Bluepipe) ساخت BAE انگلستان، توسط کانالي از سازمان سيا، به دست مجاهدين افغان رسانده شدند. موشک بلوپايپ در عمل بسيار ناتوان نشان داد، زيرا براي هدفگيري هواپيماي مهاجم، مي بايست پس از شليک، موشک را به وسيلهء فرستندهء موجود بر روي پرتابگر و به صورت چشمي، تا زمان رسيدن به نزديکي هدف، هدايت نمود و اين امر، ضمن کاهش دقت، باعث ايجاد خطر براي خدمهء پرتابگر بلوپايپ ميشد.

استفاده غلط از استینگر در افغانستان

يک هليکوپتر روسی سرنگون شده توسط استینگر در افغانستان
با ورود استينگر به افغانستان، وضعيت بسيار دشواري براي پرنده هاي روسي، اعم از هليکوپتر يا انواع هواپيما ايجاد شد، به طوري که پس از مدتي، از هر دو هواپيماي ورودي يا خروجي به فرودگاه بگرام، يکي مورد اصابت استينگر قرار ميگرفت. طبق آمار ارائه شده توسط پنتاگون، حدود 250 فروند هواپيما يا هليکوپتر شوروي، مورد اصابت استينگر قرار گرفته و سرنگون شدهاند. عمدهء پرندههايي که مورد اصابت موشکهاي استينگر افغاني قرار گرفتند شامل سوخوي22، سوخوي24، سوخوي25، ميگ21 و ميگ23 و برخي هواپيماهاي ترابري شوروي نظير An12 و An72 و هليکوپترهاي Mi-17 و Mi-24 بودند.
به غير از افغاسنتان، حدود 300 فروند هواپيما در ساير نقاط جهان، تا سال 2001، مورد اصابت استينگر قرار گرفته و سرنگون شده اند. تاکنون 70000 فروند از انواع گوناگون موشک استينگر توليد شده است. امروزه تنها مدل FIM-92F Stinger-RMP Block II بر روي خط توليد انبوه قرار دارد.
استينگر در ايران
در سالهاي پاياني جنگ ايران و عراق، نيروهاي ايراني، به موشکهاي استينگر مجهز شدند. هرچند تعداد و نحوهء ورود آنها به ايران مشخص نشده است اما کارشناسان نظامي، دو امکان را بيشتر محتمل ميدانند:
1) به وسيلهء محمولهء منتقل شده توسط هواپيماي مک فارلين به تهران در جريان تلاش ايالات متحده براي نزديکي سياسي به ايران؛
2) خريداري از مجاهدين افغان.
با ورود استينگر به ايران، وضع براي پرواز Low Level هواپيماهاي عراقي در ميادين نبرد، بسيار دشوار گشت. براي مثال تنها در عمليات کربلاي5 در شرق بصره به تاريخ زمستان 1365، حدود 80 فروند هواپيماي سوخوي22 و ميگ23 عراقي در طول 40 روز نبرد سنگين، سرنگون شدند؛ که بيشتر اين هواپيماها توسط موشکهاي استينگر و استرلا، مورد اصابت قرار گرفتند.
ساير کاربردهاي استينگر
با توجه به قابليتهاي عالي و گستردهء موشک استينگر، اين موشک، تنها براي پرتاب از روي زمين و به وسيلهء خدمهء زميني، مورد استفاده قرار نميگيرد، بلکه در حالتهاي گوناگوني از دفاع هوايي نيز کاربرد دارد.
ATAS يا Air to Air Stinger (استينگر هوا به هوا)
نيروي زميني ايالات متحده از استينگر در مدلهاي FIM-92C/D RMP براي پرتاب هوا به هوا بر روي هليکوپتر، استفاده مي کند. موشک ATAS توسط هليکوپترهاي OH-58C/D Kiowa و AH-64 Apache حمل و پرتاب ميشود؛ ضمن اينکه قرار بود توسط هليکوپتر RAH-66 Comanche نيز مورد استفاده قرار بگيرد. هرچند برخي گزارشات غيررسمي، بر اين موضوع دلالت دارند که طراحي استينگر از ابتدا براي نصب و پرتاب به صورت هوا به هوا مد نظر بوده است، اما به نظر ميرسد که طراحي استينگر، منجر به ايجاد دفاع هوا به هوا توسط استينگر بر روي هليکوپترها شده است.
Avenger (انتقام گير)
در اوائل دههء 1980، ارتش ايالات متحده، در جستجوي سيستم دفاع هوايي قدرتمند و قابل حمل و نقل سريعي ميگشت که بتواند از رو به رو و با ديد چشمي، هواپيماهاي ارتفاع پائين دشمن را مورد حمله قرار دهد. به تاريخ سپتامبر 1983، کمپاني معظم بوئينگ، سيستم Avenger را بدين منظور پيشنهاد داد که يک خودروي چندمنطوره به نام M998 يا HMMWV بود که بعدها به نام Hummer معروف گشت. بر روي اين خودروي نظامي، يک برجک مجهز به تيربار 50 ميليمتري M3P و دو پرتابگر استينگر با چهار موشک براي هرکدام نصب ميگشت.

پس از آزمايشات و مقايسه با ساير سيستم هاي مشابه در سالهاي 1985 و 1986، در نهايت کمپاني بوئينگ موفق شد قرارداد نهايي، جهت توليد Avenger را به تاريح آگوست 1987 بدست آورد. به تاريخ آوريل 1989، اولين واحد ارتش ايالات متحده، مجهز به Avenger، عملياتي گرديد؛ و به تاريخ آوريل 1990، توليد انبوه اين سيستم، مورد تاييد قرار گرفت. هر خوردوي Avenger به وسيلهء دو خدمه، هدايت ميشود و ميتواند بر عليه هواپيماها يا هليکوپترهايي که در ارتفاع پائين پرواز ميکنند، در روز يا شب، در هر شرائط آب و هوايي، آتش نمايد. در Avenger از تمام مدلهاي مختلف استينگر، ميتوان استفاده نمود.
HMMWV = High Mobility Multipurpose Wheeled Vehicle يا Hummer
BSFV يا Bradley Stinger Fighting Vehicle
M2A2 (موسوم به BSFV) خوردويي نظامي است که بر اساس خودروي M2 Bradley (موسوم به BFV) ساخته شده است. در اين خودروي نظامي، نگهدارندههاي مخصوص موشکهاي استينگر تعبيه شده است و خدمهء مخصوص استينگر، آنها را شليک ميکنند. خوردوي BSFV به ناچار و به دليل لغو توليد سيستم دفاعي هوايي و ضدتانک MIM-146 ADATS، به خدمت ارتش ايالات متحده درآمده است.

M2 Bradley
بک ايراد مهم خوردوي BSFV اين است که به هنگام شليک موشک استينگر توسط خدمهء مخصوص پرتابگر، ساير خدمهء خودرو، بايد آن را ترک کنند.

M6 Linebacker
در اواخر دههء 1990، نوع بهبود يافتهاي از اين خودرو، به نام M6 Linebacker طراحي و ساخته شد. خودروي M6 جايگزين خوردوي M2 شد و به جاي پرتابگر موشکهاي ضدتانک تاو در خودروي M2، به پرتابگرهاي حاوي 4 موشک استينگر از نوع FIM-92D/E Stinger-RMP تجهيز گشت.
ADATS مخفف Air-Defense Anti-Tank System يا سيستم دفاع هوايي و ضدتانک


